رادیو مشکلات، موج بیکاری
#جوان#بیکاری#مجلس_دهم#وعده_و_وعید

رادیو مشکلات، موج بیکاری

نویسنده : s_a_taheri

قدیم ها رادیویی داشتیم که سنش از سازمان ملل بیشتر بود. ابعادی در حد تلویزیون 21 اینچ و وزنی معادل مبل دو نفره داشت. سیستم تعمیر این رادیو بسیار هوشمند بود، هر وقت با مشکلی مواجه می شد، بابا با پس گردنی مشکلش را حل می کرد. گهگداری روند تعمیرش به لگد و سایر فنون رزمی می رسید. سال ها به همان منوال گذشت و گذشت و گذشت تا یک بار با هیچ پست گردنی و کله و لگدی سر به راه نشد. گفتیم چه کنیم چه نکنیم که من پیشنهاد دادم رادیو را باز کرده و مشکلش را از ریشه حل کنیم. ای کاش لال می شدم و پیشنهاد نمی دادم.

دل و روده ی رادیو را بیرون ریختیم، مشکلش را برطرف نمودیم و محتویاتش را داخل ریخته و بخیه زدیم. فقط نمی دانم چرا کارخانه آنقدر وسایل اضافه درونش جای داده بود! خلاصه هر چه بود این رادیو رنگ روشنی به خود ندید و به ناچار لاشه اش را به نان خشکی دادیم و در ازایش نمک گرفتیم. همه ی کاسه کوزه ها بر سر من خراب شد و کم مانده بود از ارث محروم شوم. در روزهایی که نامزدهای انتخابات عین نقل و نبات وعده و وعید می دادند، صدای رادیو مشکلات، موج بیکاری بیش از هر زمان دیگری نامفهوم شده است، هم یاد پس گردنی های بابا را زنده کرده و هم صدای مخملی رادیوی بخت برگشته را خاطر نشان می‌کند. 

البته سیستم تعمیر رادیو مشکلات مثل سیستم تعمیر رادیو ما هوشمند نیست. این در حالی است که برخی از این نامزدها همچون گذشته نیم نگاهی به پس گردنی دارند تا بطور سطحی مشکل بیکاری حل شود، برخی نیز می خواهند پیچ هایش را باز کنند و مشکل را ریشه کن کنند امیدوارم پیش از دست به آچار شدن و پس گردنی زدن کمی هم به فکر جوانان باشند تا خدایی ناکرده کارمان به نان خشکی نکشد و اوضاع مان از این بدتر نشود.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
به قول معروف زهی خیال باطل است این چشم به راه بودن نسبت به حرکت مسئولین!!!
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
بله دیگه چشم ما به پس گردنی مسئولین خوش نباشه به چی خوش باشه:)))
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات