کوکب، ناصر، جمشید و دیگران

کوکب، ناصر، جمشید و دیگران

نویسنده : A_mir

**

بچه‌ها این جمشیده

جمشید یک ترم یکی هست

جمشید از این‌که بهش بگن ترمولک ناراحت نمیشه

جمشید میدونه توی دانشگاه نباید همیشه روی یک صندلی بشینه

جمشید همه کلاسا رو شرکت نمی‌کنه

جمشید کتاب‌های رفرنس 1000 صفحه‌ای روز اول دانشگاه از کتابخونه نمی‌گیره

جمشید طول ترم درسای عمومی رو نمی‌خونه

جمشید به همکلاسی‌های دخترش سلام میده

ترم یکی‌ها مثل جمشید باشید.

 

**

بچه‌ها این غلامه

غلام یک نماینده کلاس هست

غلام هر امتحان رو 10 بار به تعویق میندازه

غلام میدونه زن‌ها تازه پنجاه ساله حق رای دارن

غلام فقط به حرف دخترا گوش نمیده

غلام لیست حضور و غیاب واسه استاد نمیاره

غلام میدونه فقط نماینده هست نه دیکتاتور کلاس

نماینده‌ها مثل غلام باشید

 

**

بچه‌ها این ناصره

ناصر استاد یک درس یک واحدی هست

ناصر ساعت 7 صبح حضور غیاب نمی‌کنه

ناصر می‌دونه کسی 7 صبح واسه یک واحد بلند نمی‌شه

ناصر درس نمی‌پرسه چون می‌دونه کسی درس یک واحدی طول ترم نمی‌خونه

ناصر نمونه سوال میده

استادها مثل ناصر باشید.

 

**

دخترا این کوکبه

کوکب اسمش رو دوست داره

کوکب توی دانشگاه نمیگه من پارمیدا هستم

کوکب میدونه که نمی‌تونه 20 تا دوست اجتماعی توی دانشگاه داشته باشه

کوکب می‌دونه عینک دودی هم مثل بقیه عینک‌هاست

کوکب بعد از زدن عینک دودی مثل ملکه انگلیس رفتار نمی‌کنه

دخترا مثل کوکب باشید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٢٦
٠
٠
بعضی هاش بد اموزی داشت ولی خب کلا خوب بود :)) بچه خوبی باشیم :دی
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات