تماس محرمانه فدراسیون فوتبال امارات با ایران لو رفت!
#طنز#دیالوگ#تماس_تلفنی#فوتبال#امارات#عراق

تماس محرمانه فدراسیون فوتبال امارات با ایران لو رفت!

نویسنده : محمدرضارضایی

فدراسیون فوتبال امارات: ما هم با عراق در ایران بازی نمی کنیم.

***

- السلام عليكم

- سلام. بفرماييد

- أنا یتماس من الفیدراسیون الأمارات

- ميدونم. كارتونو بفرماييد.

- يعلمون؟ من الكوجا يعلمون؟

- خب شمارتون افتاده.

- الشمارتنا كوجا وقع؟

- اي بابا. شمارتون روی تلفن ما افتاده.

- يعني أيّ فرد كه يزنكون، أنتم يفهمون كه كي هستون؟

- بله

- التكنولوجي عجيب جدّا

- آقا میگيد چكار داريد يا قطع كنم؟!

- لا، لا، لا قطعون. أنا خواست يقول كه نحن لا بازي فوتبال في الكشور الشما. زيرا الأونجا لا موجود الأمنيت.

- خب بازي نكن. به ما چه؟

- يعني الجي كه به ما الجه؟ الان بايد أنت يلتمس به أنا حتي نحن يقبل كه بازي في الايران.

- آقا من تلفنو قطع مي كنم. ديگه مزاحم نشو

- لا. الو؟... الو؟... لمذا يقطعون التماس؟ الو؟... الباشه، في الحال كه أنتم الأصرارون، نحن قبولون. الو؟!

لنامرد قطعون. المرسي الأه

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
آفرین به ایده خیلی خوبی که داشتید. به نظرم کار بسیار قشنگی بود. بد نیست همین سبک رو ادامه بدید
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
"لنامرد قطعون. المرسي الأه" این خیلی خوب بود :)) کاش طنز کلامیش رو تو بقیه جاهاش هم بیشتر می کردین :)
A_paridokht
A_paridokht
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
خلاقانه بود ...
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
:خخخخخخخخخخخخ عالی بود :)))) کلی خندیدم از این اصطلاحاتی که به کار برده بودید :)))) خیلی باریکلا داشت
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات