اشرف مخلوقات...

اشرف مخلوقات...

نویسنده : h_sadat

خدا می‌گوید انسان اشرف مخلوقات است! روح من در اوست. من او را کامل و بدون هیچ نقصی، زیبا آفریده‌ام! آنقدر شگفت انگیز که دستور داده‌ام فرشته‌ها به زانویش بیافتند. او سرشار از بزرگی و ثروت است. او شگفتی‌هایی دارد. نه در بیرون بلکه در درون! و به خاطر همین شگفتی‌ها او را به زمین فرستاده‌ام تا خودی نشان دهد و به همه نشان دهد که «انسان» است!

انسان بخشی از من است. در جهان‌های من هیچ موجودی با ارزش‌تر از او وجود ندارد. قوی و محکم همچون کوه! مهربان و سخاوتمند مثل خورشید، آرام و آزاد مثل آب، پرطراوت مثل برگ است. قدرتی به او داده‌ام که حتی بتواند جهان را تغییر دهد. او بهترین مخلوق من است. من همه چیز به او داده‌ام و حالا نظاره‌گر این هستم که چه اثری در جهان از خود باقی می‌گذارد.

او چنان قدرتی دارد که می‌تواند کسی را خوشحال و یا کسی را ناراحت کند. او می‌تواند موج عشقی را در جهان پخش کند که همه متحیر بمانند. من نشان دادن پادشاهی خودم را در زمین به او سپرده‌ام. او نه تنها می‌تواند در زمین سیر کند بلکه قدرتی ماورا آن هم دارد! من به او «عقل» را داده‌ام تا راحت‌تر در جهان زندگی کند و آن‌قدر دوستش دارم که تحمل یک لحظه جدایی از او را ندارم. پس از خودم روحی در او دمیدم که هیچگاه احساس تنهایی نکند و بداند من همیشه با او هستم. من راه را نشانش می‌دهم و آرامش می‌کنم. برای یافتن راهش و تشخیص خوبی از بدی شیطان را هم در درونش قرار داده‌ام که مانند جنینی چرکین و کثیف و بی‌ارزش سعی در انحراف انسان من را دارد. من شیطان را قرار داده‌ام تا انسان من مرا بشناسد! شناختن شیطان هیچ زحمتی نمی‌خواهد، همانطور که یک مگس را با چشم‌ها می‌توان شناخت! زیاد سخت نیست چون به اندازه انسان من شگفت انگیز نیست!

مثل این‌که شما بخواهی یک مار را بشناسی! کافی ست یک نگاهی به آن بیاندازی: دندان دارد، بدنی قابل انعطاف دارد و دنبال شکارش برای سیر کردن خود می‌گردد. اما از آنجایی که خدا آن را آفریده است باز هم شگفتی‌هایی دارد که ما نمی‌دانیم. و با کمی تفکر آن‌ها را میابیم. به عبارتی دیگر شناخت موجودات محدود است اما هرچه در انسان سیر کنی شگفتی‌های بیشتری را می‌بینی.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
این بخش «مانند جنینی چرکین و کثیف و بی‌ارزش» برداشت خودتون بود؟ چرا؟
h_sadat
h_sadat
٩٥/٠٢/١٨
٠
٠
یله. چون واقعاً همینه. تشبیهی به جا و در لیاقت شیطان.
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
روزی دنیا را فتح می کند

خوشبختی

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات