کلاس 201
کلاس هست ولی تو دیگر نیستی

کلاس 201

نویسنده : رفیعه

صدای گام‌هایت را می‌شنوم که آرام آرام پله ها را یکی پس از دیگری طی می‌کنی. حتی بوی عطرت را از این طرف پله‌ها می‌توانم استشمام کنم. آنقدر با بقیه متفاوتی که از بین آن همه مرد، "تو" را انتخاب کردم. می‌دانی؟! من تک بودن را خیلی دوست دارم. حس می‌کنم "تو"هم تک باشی. اما مطمئن نیستم تک‌ها را دوست داری یا نه!

زاویه دیدم را با آمدنت تغییر می‌دهم. هر چند "تو" آنقدر مغرور هستی که نگاه نیندازی. راهم را پیش می‌گیرم. کلاس 201. همان کلاس دوست داشتنیِ ترم پیش که با هم زبان داشتیم. یادت هست؟! من دیر آمده بودم و صندلی‌های کلاس پر شده بود. "تو" با آن غیرت مردانه‌ات برخواستی و جایت را به من دادی.

وای خدای من! نمی‌دانی آن لحظه چقدر خجالت کشیدم! زبانم بند آمده بود. یادم نمی‌‌آید تشکر کردم یا نه. اصلا مهم نیست! هست؟! چون می‌دانم آنقدر فهمیده هستی که درکم کنی...

کلاس201. همان کلاس دوست داشتنی و همان صندلی معروف! اما یک چیزی را کم دارد این کلاس؛ این صندلی ها.... و "تو" همان چیز هستی هم کلاسیِ تغییر رشته‌ای‌ام!

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٢/٠٧
٢
٠
ای بابا این تغییر رشته ام بد چیزیه خب شمام تغییر رشته بدین به همون رشته اوی که اون رفت:)
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/٠٧
١
٠
:))) آقا به آدم عاشق که راهکار نمیدن. باید الان باهاش همدردی کنی!
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
دیه دخدر ک نمیتونه بره دمبال پسر!اون خودش اگ میخاس میموند قطعن:)
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/٠٧
٤
٠
خب این همه مدت که فرصت داشتید: شمارش رو میگرفتید دیگر رشته هم مهم نبود، جزوه هاتون رو برای کسب علم و دانش بیشتر رد و بدل میکردید! :)
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٢/٠٧
٤
٠
به ادم عاشق ک راهکار نمیدن اقای معتمدی خخخ
elnazi
elnazi
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
جزوه خخخخخ
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
منم حرف علی آقا😂😂
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/١٦
٢
٠
آقا من اونو بعد از این نوشتم, الانم به خاطر راهکارم پشیمونم
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٢/٠٧
١
٠
این مطلب رو بهش بدید شاید دوباره تعغیر رشته داد خب بنده خدا
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
یک بار تغییر رشتش مزه میده دیه نه که ده باررر!😐😐
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٢/٠٧
٢
١
اقا اصن باید دانشگاه ها هم مثل مدرسه ها تفکیک باشه. چه وضعشه خب
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
پووووف!خبه واقعیت ندره ای نوشته😑😑
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
این قسمت گذشتن از صندلی
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
این قسمت عاشق روانی:)
elnazi
elnazi
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
آخی... نمیتونم بگم درکت میکنم؛چون نمیکنم خخخخخخ ! ولی خب مهم اینه که میبینیش دیگه؛ ها؟!!! حالاچه تو یه کلاس چه تو دوتاکلاس متفاوت!! درضمن؛ خیلیا گرگن تو پوست بره هاااا :) مراقب باش:))
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
مررررسی ا درک ک نه ولی ابراز همدردیت!!خخخ خوب والا صرفن ی داستان بود!اگ واقعی بود ک من ب همون دیدنش حتا در ی کلاس دیه بسنده میکردم قطعن!:))))
elnazi
elnazi
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
خخخخ ! فک کردم واقعنیه =))
ali_sh
ali_sh
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
والا نخواین باور کنیم ک فقط ی داستان بود. نخووووووواییین ک نمیتوووونیم خخخ
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
منم نخاسدم باور کنین حالا شما خخخخ
mamzi
mamzi
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
من که برای ندیدن ها در دانشگاه خدا رو صد هزار مرتبه شکر میکنم :))
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
کلن سر ب زیرین مثه اواتارتون:))
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
مبارک باشه. ولی ای که شما مین و مگن که ای فقط یک داستان بود خیلی دیگه یک جوریه. نکنن ای کارا ره. نکنن. خب الان بچه ی شیش ساله یم مفهمه که واقعیته خب!
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
دوروغم چیه خوب؟؟😐😐
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
واقعی یا غیر واقعی بودنش به نگارنده مربوطه، چیزی که واسه منه مخاطب مهمه، زیبا بودنه متنه، زنده باد، خیلی دلنشین بود:))
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
روزی هزاران هزار متن نوشده میشه توسط هزاران نویسنده!عایا همه متن ها در دنیای واقعی اتفاق افدادن؟؟مسلمن خیر!!این قوه تخیل نویسندس!ممنونم ک حمایت کردین:))
khadije
khadije
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
:)
رفیعه
رفیعه
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
این موقه صوب داری درس میخونی دیه!!😐😐😐
ali007
ali007
٩٥/٠٤/١٥
٠
٠
-تو- و -او- رو همه جا مطرح کردین خخخخخخ
Gisoo_E
Gisoo_E
٩٥/٠٥/١٨
٠
٠
دلنشین بود متنت.. مرسی
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٦/٢٣
٠
٠
سلام جالبه کلاس ماهم پارسال۲۰۱بود.خدایارتان باد
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨