خیلی دور، خیلی نزدیک
#جنبش_دانشجویی

خیلی دور، خیلی نزدیک

نویسنده : r_mohebbi

یک: وقتی گفته شد درباره «جنبش دانشجویی و وظیفه‌اش در انتخابات» تا سر حد پنج‌صد کلمه بنویسم، انگاری رامبد جوان ازم خواسته دست در همیان‌ خندوانه‌اش کنم و برگه سوژه را تصادفی دربیاورم و با ماژیک روی وایت‌بورد نقاشی‌اش کنم تا هم‌گروه‌م حدس‌ش بزند که چی‌ست؟ این‌قدر نزدیک، این‌قدر دور.

دو: جنبش مستلزم تحلیل است و تحلیل ملازمت دارد با شناخت. یکی از اساسی‌ترین شناخت‌ها، واقف‌بودن بر شناسه‌های قانون اساسی‌ست. خداوکیلی چند درصد دانشجویان تاکنون در عمرشان فقط یک بار اصول 177 گانه‌ی قانون اساسی را خوانده‌اند؟ به یک درصد نمی‌رسد. من خودم تازگی‌ها از زمره‌ی 99 درصد خارج شده‌ام. مشت نمونه‌ی خروار دو اصل‌ش را بازنشر می‌کنم تا ببینید چه پتانسیلی درش نهفته؛ اصل‏ بیست‌وسوم: تفتیش‏ عقاید ممنوع‏ است‏ و هیچ‌کس‏ را نمی‌توان‏ به‏ صرف‏ داشتن‏ عقیده‏‌ای‏ مورد تعرض‏ و مؤاخذه‏ قرار داد. اصل‏ بیست‌وهفتم: تشکیل‏ اجتماعات‏ و راه‏‌پیمایی‏‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخلّ‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد آزاد است‏. خواهشاً اقلّ‌‌کم فصل ششم‌ش را که مربوط به قوّه‌ی مقنّنه‌ست و دخل دارد به این یادداشت، بخوانید.

سه: آبشخور فکری سیاسی دانشجویان سه چشمه دارد؛ انجمن اسلامی، بسیج دانشجویی و چشمه‌ی سوّم، فردیّت. خب! مرور تاریخ نهادهای دانشجویی می‌گوید که تقریباً همه‌ی آرای بسیج دانشجویی در سبد راست‌گرایان ریخته می‌شود و تعرفه‌های انجمن‌های اسلامی زوج و فرد بوده و گهی چپ به صندوق و گهی راست به صندوق! مستقلّان هم گاهی کج نشسته‌اند امّا راست گفته‌اند و گاهی به قول محمّد قوچانی راست‌ی بوده‌اند که از دنده‌ی چپ برخاسته‌اند!

چهار: به‌شخصه ارادت دارم به دانشجویانی که استقلال رای دارند و به‌صرف چپ و راست رای نمی‌دهند به کل لیست‌های ائتلافی و انتخاب می‌کنند انتخاب‌شده‌گان اتاق‌های فکر را؛ چه از یک لیست چه هر سه لیست اصول‌گرا، اصلاح‌طلب و مستقل.

پنج: فکر می‌کنم سهم دختران از جمعیّت دانشجویی دیگر به 60 درصد رسیده باشد. می‌دانید تعداد نمایندگان زن مجلس فعلی (مجلس نهم) چند نفر است؟ 9 نفر. از مجموع 290 نفر. می‌شود 3 درصد! دخترها و کلاً جامعه‌ی زنان که انتقاد دارند به محدودیت‌هایی که بعضاً قانونی و بعضاً عرفی‌ست، باید بیش‌تر و زودتر بجنبند در جنبش‌های خاصّه دانشجویی. باید سنگر به سنگر جلو بیایند و در خانه‌ی ملّت که مرکز قانون‌گذاری‌ست، حضور معنادار و اثرگذار داشته‌باشند. نسوان باید پای‌شان را اندازه‌ی کهکشان‌شان دراز کنند نه تلگرام و اینستاگرام‌ و آزادی‌های یواشکی! مسیح علی‌نژاد از وقتی رفته خارجه چه چیز کشف کرده؟ اوّلین‌ش حجاب بوده است! من خود شاهد بودم که دختر جوانی در پاسخ به «روسری‌ات رو درست کن، ما کلی شهید داده‌ایم» گفت «وقتی من به دنیا اومدم جنگ تمام شده بود». یک آمار دیگر بدهم؛ تعداد نمایندگان روحانی در نه دوره مجلس از ابتدا تاکنون به این ترتیب است. 194، 153، 85، 67، 53، 35، 43، 44 و 27 نفر.

شش: جنبش دانشجویی واجب است نگاه تاریخی هم داشته‌باشد به انتخابات؛ به قول سوسن شریعتی «تاریخ، شناخت گذشته نیست، شناخت اکنون است از خلال دیروز.»

هفت: جنبش دانشجویی را صرفاً در سیاست خلاصه نکنیم. از من بپرسید می‌گویم انجمن‌های صنفی و کانون‌های علمی و هنری اولویّت دارند. پیش‌نهاد عملیّاتی دارم؛ کانون علمی دانش‌گاه‌های کشاورزی و منابع طبیعی بروند سراغ دست‌گاه‌های دولتی محیط زیست و منابع طبیعی و آبخیزداری و ازشان بخواهند دانشجویان‌شان را در پروژه‌های جنگل‌کاری، محیط‌بانی، آمایش سرزمین، آبخیزداری، حیات‌وحش و ... به‌رایگان و در قالب واحدهای عملی دروس‌شان به‌کارگیری کنند. این یک تفاهم‌نامه برد-برد است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
صرفا به گفتن نظرات در مورد این منت بسنده میکنم: به نظرم یکمی زیادی یک هویی شروع و یک هویی تموم شد. بعضی قسمت ها زیادی از زیمن و زمان گفته بودید دیگه مثلا بخش پنجم. ولی خب در کل جالب بود. یک دیدگاه کلی در مورد جنبش دانشجویی داده بودید که البته تو خیلی از دانشگاه های ما یا وجود نداره و یا نصفه م نیمست
Avand_A
Avand_A
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
در مورد هفت با کانون های علمی به شدت موافقم وقتی بابت دو تا طرح پژوهشی منت هفتصد نفرو باید بکشی و آخرش سرخورده شی کم نیست و اما اینکه جنبش دانشجویی سیاسی نکنیم . به گمونم بیشتر ازین که ما دخیل تو سیاسی بودن ماجرا داشته باشیم ، بگیر و ببندای بعد جنبش جوه سیاسی میده به اصل قضیه ( حالا بماند که یکسری تحمل حرف راست و انجام کار درست ندارن و به هر ریسمانی برای نگه داشتن خودشون میکنن من جمله انگ سیاسی )
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨