درد عمیق
#مرگ_وبلاگ‌_ها #دفن_خاطرات

درد عمیق

نویسنده : banu69

می‌دانی؟ می‌تواند خیلی غم انگیز باشد که بعد از مدت‌ها وقتی داری فایل‌های داخل کامپیوترت را مرتب می‌کنی یک صفحه ورد پیدا کنی برای چهارسال پیش، که داخلش پر از آدرس وبلاگ است.

غم انگیزتر آن است که وقتی به یک یک سایت‌ها و وبلاگ‌ها سر می‌زنی، می‌بینی یا حذف کرده‌اند یا رفته‌اند خارج یا آدرس‌شان را عوض کردند یا خیلی وقت است که آپ نکرده‌اند یا فوت کرده‌اند.

یاد آن روزها می‌افتی. یاد آن روزهای خوب که عشق بود؛ حضرت  معشوق بود؛ امید به این زندگی نکبتی بود. آن وقت تو می‌مانی و صفحه‌های ذخیره شده وبلاگ شخصی‌ات که حذف شده و حس آن روزها و یک دلتنگی کشنده...

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/٢٨
٢
٠
ولی به نظر من هنوز وبلاگ زنده است و نفس میکشه کافیه فقط آدم یکم سرشو از تو شبکه های به ظاهر اجتماعی بیاره بیرون:-)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٢٨
٢
٠
والا ما وبلاگامونو نمیکشیم بلاگفا خودش قتل عام راه انداخته :| با این وجود ما هنوز در صحنه هستیم بلاگر ها همیشه بلاگر می مانند :)
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/٢٨
١
٠
عجب جمله ای، بلاگرها همیشه بلاگر می مانند،
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠٢/٢٨
١
٠
ممنون :)
z_amini
z_amini
٩٥/٠٢/٢٨
٢
٠
یادش بخیر من یه وبلاگ داشتم خعلی دوسش میداشتم.حذفش کردم :(
Narges_V
Narges_V
٩٥/٠٢/٢٨
١
١
من بلاگ دارم اما دیگه از وقتی ک این شبکات اجتماعی مد شده وب هم خز شده:|
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٢/٢٩
١
٠
تجربه کردم این حس رو، اصلا خوب نیست...
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٢/٢٩
٠
٠
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــعی ...چه گویم که نا گفتن ش بهتر است
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

به نام خدا

٩٧/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

پهلوان بنی هاشم

٩٧/٠٦/٢٨
روی زمین چیزی برای دیدن ندارید

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است

٩٧/٠٦/٢٨
شعری سروده خودم

آدمک فانی

٩٧/٠٦/٢٦
خانۀ شب

سر سوزن ذوقی

٩٧/٠٦/٢٦
چرا چایی می‌خوریم؟

روز جهانی چایی مبارک

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

مادرم، مام وطن، نامم ولی ایران شده...

٩٧/٠٦/٣١
شعری سروده خودم

بود و نبود

٩٧/٠٦/٣٠
آزادشهر سقوط کرد!

سفرنامه آذربایجان - قسمت ششم

٩٧/٠٦/٢٦
دل نوشته های یک معلم

عذاب معلمی - قسمت پنجم

٩٧/٠٦/٣١
جنگل پندارها

در جستجوری الی - قسمت هشتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

اما اگر سالی چشمت به من افتاد

٩٧/٠٦/٢٩
هوا، کولر، سطل آشغال و دیگر هیچ...

سفرنامه آذربایجان - قسمت هفتم

٩٧/٠٧/٠١
شعری سروده خودم

کیش و مات

٩٧/٠٧/٠١
روضۀ یک نفره و اشک یک نفره

حسینیه‌ دل

٩٧/٠٧/٠١
مثلا فکرش را بکن...

صبح‌ات به خیر تر از این مگر می‌شد؟

٩٧/٠٧/٠٢