حس تازه پایان
#پایان#حس_تازه#گوشی_دکمه_ای

حس تازه پایان

نویسنده : i_banu69

پایان یعنی همینکه بزند به سرت و تلگرام را حذف کنی؛ اینستاگرام را حذف کنی و فقط خانه جدید وبلاگی‌ات را نگه داری.

جواب پیامک "ش" و "ط جان" را ندهی و بگذاری که قصه‌ی عاشقانه‌ی گذشته، روابط دوستانه، همکلاسی و هم دانشگاهی بودن و خاطرات عجیب و شیرین دانشگاه بعد از یک سال از تاریخ انقضایش دور ریخته شود و پیش خودت به این فکر کنی که بهتر است خودت و دیگران با دردها و دغدغه‌ها و بدبختی هایی که دارید به زندگی‌تان ادامه بدهید و هر کدام بروید دنبال سرنوشتتان.

پایان یعنی همینکه گوشی دکمه‌ای‌ات را دست بگیری و همه شماره‌ها را پاک کنی و فقط جواب تماس و پیامک‌های خانواده را بدهی و کم و کیف جزوات آخر ترم را بپرسی. پایان یعنی بی خبر از همه چیز و همه کس از شعاع چند متری‌ات به بعد. پایان یعنی همینکه اجازه بدهی خدا با همان جبر همیشگی‌اش زندگی‌ات را بگذراند...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_amini
z_amini
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
من تلگرام رو حذف کردم.اینستا هم نداشتم اصلا. میدونی بدیش چیه؟ بدیش همون بیخبریه !تنهاییه! اینه که نمیدونی لابلای این جزوه خوندن ها جواب دلت که تلگرامش رو میخواد رو چی بدی؟وقتی که میگه؛تنهاااااااااااااااااااااااااااام
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
اره خب تنهاییش بده.اما بدتر از اون نبودن کسیه که به خاطر نبودنش تنها شدی
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
این نوشته نوید یک تغییر رو میده؛ جالب بود واسم
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
به سلامتی:) تصمیم خوبیه فقط با اخرین جملت مخالفم بانوجان:)
i_banu69
i_banu69
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
اتفاقا خیلی با جمله ی آخر موافقم.همه ی بدبختی های آدم سر این جمله ی آخره "غزاله خانم"عزیز
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
نه با این که نیگی جبر خدا... جبری وجود نداره انتخاب ما مهمه :) خدا فقط راه رو نشون داده عزیز من:) تو انتخاب میکنی کدومو بری
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
قصد کار دشواری رو کردی، البته نمی تونم بگم کارت کاملا درسته!
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
اینطور پایان ها خوبن؛ تغییرات خوبی رو معمولا در پیش دارند :)
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٢٤
٠
٠
بیخیالی ها...بدجور بیخیال
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
با نام خدا

مرا یاری کن

٩٥/١٠/٢٨
حس خوب

مه ای در بامداد

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات