شلوغی مترو تهران و درد سرهای آن
یک ماجرای واقعی واقعی حتما باور کردنی

شلوغی مترو تهران و درد سرهای آن

نویسنده : Mostafa

قضیه همش مربوط به شلوغی و ازدحام جمعیت ایستگاه‌ها و البته داخل واگن‌های مترو تهران است که این جریان هم یک جورایی به همین موضوع مربوط می‌شود. ماجرا از این قرار بود که امروز صبح از ایستگاه دروازه دولت که معمولا از ایستگاه‌های شلوغ خط یک مترو است، به طرف ایستگاه تجریش سوار شدم. جا برای سوزن انداختن هم نبود (که برای ما شهرستانی‌های و البته مشهدی‌ها خیلی دشوارتره! آخه مردم تهران در صبوری و تحمل چنین شرایط ترافیک انسان و خودرو رتبه اول رو در کشور دارا هستند!) من و احسان (دوست دوران دانشجویی‌ام) کنار هم در حال خفگی کامل ناشی از فشار و گرمای تنفس مسافرها ایستاده بودیم. همزمان با ما یه دختر خانمی جوان از همان درب مخصوص آقایون سوار شد. توی دلم گفتم آخر دخترِ خوب، فرصت کافی که داشتی، چرا نرفتی قسمت مخصوص خانم‌ها سوار شوی و ...؟!

خلاصه بگذریم... هنوز قطار از داخل ایستگاه راه نیفتاده بود که دیدم سر و صدا و جر و بحث دو نفر بالا گرفت و یکی به بغل دستی‌اش می‌گفت: یالا برو جلوتر چرا این‌جا (کنار دختر خانم) رو ول نمی‌کنی و تهمت و افتراء و کلی حرف ناحساب که معمولا تو دعواها پخش می‌کنند. (نکته انحرافی: هر کی گفت تو دعوا حلوا پخش نمی‌کنن پس چی پخش می‌کنن؟ این جوابشه) سرتان را درد نیاورم... یکهویی این دو شهروند محترم (که البته بعدا معلوم شد یکی از اونا از اهالی و اتباع کشور دوست و همسایه افغانستان بود) شروع کردن به دعوا کردن، آن هم از نوع فیزیکی و خشن‌اش. حالا بزن (نه نزن!) پس کی بزن؟!

حالا نکته جالب و اصلی این‌که در آن ازدحام جمعیت که واقعا همه به هم چسبیده بودند و... یک دفعه یک محیط به اندازه 2 الی 3 متری باز شد. شده بود رینگ دعوا! واقعا جای تعجب داشت این محیط چطوری آن‌جا پیدا شد؟! حالا بماند که یک شهروند گرامی کاملا ایرانی! با خیال راحت داشت میوه می‌خورد. آن هم هلو! از نوع آبدارش! (آبدار بودنش هم از آن‌جا معلوم بود که صدای ملچ و ملوچ کردنش تا دوتا واگن آن‌طرف‌تر هم می‌رسید! یک خورده مبالغه اشکالی ندارد!) خب حالا در جواب این‌که در دعوا چه پخش می‌کنند، می‌توانید این جواب را هم بدهید که: بعله هلو!

بنده خدا دختر خانم جوان هم که در نتیجه دعوا یک صندلی البته غیر مفت و مجانی! گیرش آمده بود نشسته بود و گریه می‌کرد و...
نتایج اخلاقی این جریان:
1ـ مترو آن قدرها هم که می‌گویند شلوغ نیست و نیازی به اضافه کردن واگن جدید (که اخیرا می‌گن این کارو می‌خوان بکنن) نیست! هنوز خیلی جادار و ایمن و مطمئن است!
2ـ وسط دعوا اگر حلوا پخش نشود، اما کنارش می‌شود هلو را با خیال راحت نوش جان کرد...!
3ـ اصلا به محیط اطرافت کار نداشته باش و در دنیای آسوده خودت با خیال راحت هلو بخور! (انگلیسی‌ها ضرب المثل خوبی دارند که می‌گوید: Happy Go Lucky یعنی آدم خوشحال و بیخیال همیشه خوش شانس است.)
4ـ و از همه مهم‌تر این‌که، خانم‌های محترم سعی کنند ولو خیلی هم عجله داشته باشند به قسمت اختصاصی خودشان قانع باشند و نیایند سمت آقایان تا این همه مشکلات عدیده پیش نیاید. (ببینید آقایان چقدر خوبند! و این موضوع را خیلی خوب رعایت می‌کنند!)

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
اول اول اول اول...... :)))
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
آره والا..... آقایون که آخرشن...... :)))))))
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
از طرف همه آقایان : خواهش میشویم!
محمود
محمود
٩٥/٠٢/٢٧
٠
٠
که اینطور
taba_sa
taba_sa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
چه سریع هم جا باز شده.... شما هم می خواستین از فرصت استفاده کنین برین یه جا بشینین..... یا حداقل یه جای بهتر واستین..... :)))))
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
اتفاقا از فرصت استفاده کردیم. !
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
٠
٠
باز جیگرکی باز کردن!عـــــــــــــــــــــــآغــــــــــــــــــــآ اینجا خونواده رد میشنا!
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/٠١
١
٠
از این مشکلات و دعوا ها تو اتوبوس هم کم نیست!
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
خب اتوبوس هم وسیله نقلیه عمومی است ... اما مهم فرهنگ استفاده و درک مسوولین در ارائه چنین تسهیلاتی است.
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/٠١
١
٠
راستی این اتفاق یه نکته اخلاقی دیگه هم داشت: اینکه اگه دعوا راه بندازی شاید بتونی یه صندلی گیر بیاری وگرنه که باید بیخیالش بشی!
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
البته شاید راست بگید شما و اما باید دقت کنید که صورت اون نفرات دعوا کننده خونی مالی بود ها. ارزشش رو داره . نه واقعا داره؟ من که سر پا وایمیستم.
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١٢/٠١
١
٠
خووولامصبا نیایین دیگه
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٠١
١
٠
آرشام جان خودتو ناراحت نکن عزیزم. جلو خودتو بگیر.. این خون نجست و کثیفتر از این که هست نکن.. فرهنگسازی بشه نمیان!!!!!!!!!!!!عمرا!!
mahshid
mahshid
٩١/١٢/٠١
٠
٠
ای بابا...
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٠١
٠
٠
نخیر ای مامان!
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
٠
٠
اصلا ای والدین گرام!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١٢/٠١
١
٠
چه جالب.....اون مرده رو بگو ارامشش تو حلقم
Mostafa
Mostafa
٩١/١٢/٠١
١
٠
آی گفتی ها.. محمل خنده بود خودش .. خوش به حال بعضی ها.. از این طور افراد هم میشه چیزها آموخت ..
PAEEZ
PAEEZ
٩١/١٢/٠١
٠
٠
لیکن ما قطار شهری داریم دو واگنه!فکرشو بکنین دوتا واگن داره ها!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
دو واگن شیک.. دقت نکردی نه!؟ شیییییییییییییییییییییییییک..!
علیرضا
علیرضا
٩١/١٢/٠١
٠
٠
ما که از قطار شهری خیری ندیدیم!! هروقت رفتیم توش سرما خوردیم!! لامسب زمستون تابستون نداره!! یا شایدم بخاری نداره واگناش!! والا! کلا کولر روشن میکنن همیشه!! :دی
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
کلا سیستم تهویه مترو برا تهویه هواست که در مواقع ازدحام جمعیت بسیار مفید و ضروریه.. اما خب دیگه سلیقه مسوول مترو هم دخیله که چه زمانی اونا رو روشن کنه یا خاموش..خخخخخخخخخخ
A_lemna
A_lemna
٩١/١٢/٠١
٠
٠
ای بابا چرا هر چی میشه ما میندازیم پای مسئولین؟ والا اگه خودمون یه ریزه فرهنگ از خودمون نشون بدیم خیلی از مسائل و مشکلات حل میشه.!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
چون همیشه پای یک مسوول در میان است. اما از اونجا که امسال دیه پا زیاد شده .. شاید دست مسوولین هم در میان باشه..خخخخخخخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١٢/٠٢
٠
٠
شما چرا اقدامی نکردی برای نجات هموطن عزیز؟؟؟آخه کسی موقع کتک خوردن هموطنش وایمیسته به هلو خوردن بقیه و گریه کردن آنشرلی با موهای قرمز نگاه میکنه؟؟حقش بود 2تا مشت مینواختی!یکی از طرف خودت یکی از طرف من!ها والا
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
شما بیمه ای ها پولدارید و خیالتون از بابت مسائل بعدیه دیه و دادگاه و ... راحته.. اما ما حقوقی ها که تا اسم دعوا میاد تمام فکر و ذکرمون دادگاه و پرونده و قاضی اجرای احکام و ضابط قضایی و .. اوووووووووووووووه .. ولش کن بابا بی خیال ما رو چه به دعوا...
اسمانه
اسمانه
٩١/١٢/٠٣
٠
٠
مطلب جالبی بود هنوز چیزهای زیادی هست که ملت فرهیخته باید یاد بگیرن..من هم جزوشون....هی لااقل هیچ وقت طرف اقایون سوار نشدم نه اتوبوس نه قطار شهری...
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
ایشالله تو سال 92 به همه آرزوها من جمله این آرزوت برسی!
Mostafa
Mostafa
٩٢/٠١/١٩
٠
٠
در پایان نظرتون رو به مطلب مهمی که اخیرا توسط یکی از خانم های متروی تهران در برخورد با مسوول ایستگاه ارائه شد، جلب میکنم: خانم: قسمت ورودی درب قسمت بانوان نوشته شده: «مخصوص بانوان» اما قسمت ورودی درب باقی واگنهای قطار چیزی ننوشته.. نتیجه : اینکه اون قسمت مخصوص خانم هاست و باقی واگنها مشترکه.. پس آقایون نباید بیان تو واگن خانمها اما خانمها میتونن بیان.. عجب استدلالی..!! بنده خدا مسوول بخت برگشته ایستگاه مترو مات و مبهوت هاج و واج فقط به دختر خانمه نیگاه میکرد.. (دلم برش سوخ! برا مسوول ایستگاه!!خخخخخ)
حسین
حسین
٩٣/٠٦/١٢
٠
٠
سلام عجب دست به قلمی دارین دمتون گرم
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨