عشق هم در دل ما سردرگم
معنی عشق را هنوز هم پیدا نکرده ام

عشق هم در دل ما سردرگم

نویسنده : r_mohebbi

اوّل دبیرستان بودم و عاشق دختر همسایه. دوست داشتم دختر همسایه خواهرم می‌‌بود تا همیشه و فقط برای من می‌‌بود نه پسران هم‌ سن ‌ وسال دیگر همسایه‌‌ها. در همین عالم بودم که کتاب «در ستایش عشق زمینی» دکتر سروش را اتفاقی در کتاب‌ فروشی حرم حضرت امام خواندم. این جنس ناجنس عشق ده سال استند بای و کمون بود در من و باز بیدار شد. با خراب شدن در «دوست‌داشتن برتر از عشق است» دکتر شریعتی. بعد با «بودن مهم‌تر از داشتن است» اریک‌فروم، ری‌فرم شد جهان‌بینی و ایدئولوژی عاشقانه‌‌ام. یک تنافرهایی حس می‌‌کردم بین عشق آدمی‌‌زادی و مذهب و این، با عشق حیدر خوش‌‌مرام به فخرالزمان سریال شب دهم به چالش کشیده‌ شد. حلقه‌ی مفقوده، کشش جنسی بود. مثل خر در گل مانده ‌بودم. عشق سفید پس‌ می‌زد و عشق کامل باز پیشم می‌‌کَشید. بعدتر حاج‌کاظم آژانس شیشه‌ای، عشق آرمانی-جنگی را در من ظهور داد. آن سکانسی که فاطمه‌‌اش چفیه را برایش می‌‌فرستد و پلاک هُرّی می‌‌افتد پایین. بیژن ایرانی «در چشم باد» یک‌ جورهایی مرا پرتاب کرد به عشقی که به قول لیلی «ساوز»م کرد امّا اسم‌ش را نمی‌دانم چه بگذارم.

چند روز پیش که برای اوّلین‌ بار قسمت شد و رفتم مزار بایزید بسطامی، انگار کن همه انگاره‌های عاطفی‌‌ام کن‌ فیکون شده‌ باشد. تازه کتاب دفتر روشنایی (از میراث عرفانی بایزید بسطامی) محمّد رضا شفیعی کدکنی را خوانده‌ بودم. حیف که نتوانستم به شیخ ‌ابوالحسن خرقانی که همان حوالی بایزید آرامیده سر بزنم. همانی‌که گفته «هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمان‌ش مپرسید». از عشقم مپرسید.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
z_amini
z_amini
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
اجازە! کدام دکتر سروش؟ :)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
چقدر سر در گم! واقعا خوب نیست آدم این همه عاشق بشه!
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
تبلیغات
تبلیغات