راه نجاتمان از یک دریاچه ی نمک کوچک و شخصی میگذرد
هنوز هم راه همان است...

راه نجاتمان از یک دریاچه ی نمک کوچک و شخصی میگذرد

نویسنده : سارا یوسفی

اولین باری که گریه کردیم برای زنده ماندن بود. آن زمان که اگر گریه نمی‌کردیم نمی‌توانستیم نفس بکشیم. برای زنده ماندن گریه کردیم و احتمالا خانمی با لباس روشن ما را برداشت و برد، آماده کرد تا چند ساعت بعد کنار زنی رنگ پریده بر روی تخت بیمارستان بگذارد، که قرار بود با امید به ما نگاه کند. که فکر می‌کرد می‌توانیم آینده‌ی بی نظیری داشته باشیم.

بعد از آن اوضاع تغییری کرد؟ نه. باز هم گریه کردیم، تنها راه بود برای اظهار نیاز. برای غذا خواستن. دستاویز دیگری جز گریه نداشتیم. چاره‌ای دیگر نداشتیم.

بعد از آن چه؟

به خاطر ترس از مقبول نبودن، به خاطر آرزوهای از دست رفته، خاطرات فراموش شده، افراد گم شده... و مگر اینها نیستند که ما را می‌سازند؟ برای زنده ماندن.

هنوز هم اگر گریه می‌کنیم برای زنده ماندن است. که بعضی وقت‌ها نمی شود گریه نکرد، چرا، میشود، ولی نمی شود بدون گریه کردن زنده ماند. که اگر گریه می‌کنیم هنوز هم برای زنده ماندن است.

چه خوب است که هنوز هم میتوانیم گریه کنیم...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠٢/٠٦
١
٠
واسه مسائل شخصی گریه نمیکنم!ولی این متن بیشتر واسه دختر خانم ها صدق میکنه :) دنبال بهانه هستن ک گریه کنن :)
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/٠٦
١
٠
قبول دارم که آقایون مخکم تر هستن اما به نظرم اگه تصور "مرد نباید گریه کنه" رو نشنیده بودن، شاید خیلی خیلی راحت تر میبودن در این زمینه :)
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
من همیشه معتقدم اشک ها اندوه های بسیاری رو از ته دلمون بیرون میکشن..البته این هایی که شما گفتین خیلی خیلی کوچک هستند در برابر دلیل های دیگه اما گاهی برای زنده موندن همین دلیل ها هم کافیه لابد..قلم احساستون توانا
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
یه بچه ی خردسال، مسلما حداکثر گریه هاش برای همین چیزاس... کلا گریه چیز خیلی خیلی لازمیه... :)) ریز و درشتش :)))
s_mostafa_b
s_mostafa_b
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
رقت قلب رو دوست دارم :)
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
:) +مرسی از توجهتون :)
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/١٠
٠
٠
سلام؛ البته در مردها هم دل نازک و از این دست افرادی که اشکشون دم مشکشون باشه بسیار هست. روی متنهاتون بیشتر کار کنید، نه اینکه بد باشه ها، برای بهتر شدن متن عرض می کنم.
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
البته... آقایونم بعضا بسیار احساساتی ان! مرسی که خوندید، اگه نقاط ضعفشو بهم بگین شاید بهتر بتونم برطرفشون کنم :)
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
«اولین باری که گریه کردیم، برای زنده ماندن بود. آن زمان اگر گریه نمی‌کردیم، نمی‌توانستیم نفس بکشیم. برای زنده ماندن گریه کردیم و احتمالا خانمی با لباس روشن ما را برداشت و برد، آماده کرد تا چند ساعت بعد کنار زنی رنگ پریده بر روی تخت بیمارستان بگذارد؛ که قرار بود با امید به ما نگاه کند؛ که فکر می‌کرد می‌توانیم آینده‌ی بی نظیری داشته باشیم.»// «بعد از آن اوضاع تغییری کرد؟ نه؛ باز هم گریه کردیم.»
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
مرسی... سعی میکنم بهتر شه :) بازم ممنون :)
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦