چرا سايت جيم پاسخگو نيست؟

چرا سايت جيم پاسخگو نيست؟

نویسنده : ایمان فروزان نیا

با سلام
خدمت شما عرض كنم علت اين‌كه سايت اينجوري شده و الان يك روز است كه به كامنت‌ها جواب نمي‌دهد اين است كه مدير سايت كه بنده از افشا هويتش، به شدت منع شده ام، دچار مشكلي بس حاد شده است.
منابع غير معتبر ما گزارش داده اند كه ايشان رفته بود ه است بالاي پشت بام تا آنتن تلويزيون شان را درست كند كه باد مي‌زد (دقت بفرماييد باد و نه هيچ كس كه با ايشان دشمني داشته) و نردبان از پاي ديوار مي‌افتد و احتمالا ايشان هنوز بالاي پشت بام است يا وقتي داشته مي پريده پايين پايش پيچ خورده و الان نزد شكسته بند است.

Cry

باور بفرماييد اين گريه ها از سر دلتنگي است و نه صرفا جهت پاچه خواري
مدير سايت جان كجايي كه جايت خالي است

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
s-sahra
s-sahra
٩١/٠٨/٠٥
٣
٠
آقای فروزان اینقدر هویت جیمی ها نا معلوم و شیر تو شیر شده که آدم میمونه حرف کی رو باور کنه
m-ghorbani
m-ghorbani
٩١/٠٨/٠٥
٠
٠
مثلا هویت شما؟؟؟؟؟؟؟
mahshid
mahshid
٩١/٠٨/٠٥
٠
٠
امیدوارم دوباره به حالت قبلی برگرده سایتمون
f_bi3daa
f_bi3daa
٩١/٠٨/٠٥
٠
٠
چرا نداره که؟! در زندگی هر انسانی چیزی هست که به خودشم مربوط نمیشه! چه برسه به منو شمای نوعی!؟ مدیر سایت هم یکی از ابنای بشر هست دیگر!بلاخره به مشکل بر میخورد!! فوقش با یه عذر خواهی همه چی برطرف میشه! غیر اینه؟؟
a_irani
a_irani
٩١/٠٨/٠٦
٠
٠
بالاخره مسولین باید پاسخگو باشن d:
A.hosseiny
A.hosseiny
٩٢/٠٣/٠٨
٠
٠
آخه چـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرا
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
راهکارهای غیر مشروع

تابو های موقت

٩٥/١٢/٠٥
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
ته دلم خوشحال می شوم

سورپرایز شوندگی

٩٥/١٢/٠٥
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
اگرچه سخت، روزی تمام می شود

انتظار سخت ترین کار دنیاست

٩٥/١٢/٠٣
تبلیغات
تبلیغات