واکنشی که قلب شما را ذوب می‌کند / عکس

واکنشی که قلب شما را ذوب می‌کند / عکس

نویسنده : محمد عبداللهی

کودکی که مادر خود را برای اولین بار دید!

برای یک نوزاد، یک ماه وقت لازم است تا خندیدن را یاد بگیرد، اما چه اتفاقی می افتد وقتی کودکی کور باشد؟ لئوپولد ویلبر چهار ماهه از سیاتل آمریکا از بیماری به نام آلبینیسمoculocutaneous""  که کارکرد چشم را به شدت مختل می کند رنج می برد.

او هرگز به وضوح خانواده خود را ندیده است. در حقیقت او فقط با دستهایش "می بیند!" و همه چیز را لمس می کند. او پدرش را با ریش صورتش می شناسد یا صورتش مادرش را لمس می کند تا او را بشناسد. فقط همین...

اما به لطف عینک مخصوص نوزاد ها "Miraflex" فرصت دیدن دنیا به لئو کوچولو داده شد. چه لحظه ی با شکوهی! در تصاویر  زیر ارین - مادر لئو - عینک را روی چشمان پسر کوچولویش می گذارد. پس از لحظه ای کوتاه؛ شما متوجه می شوید که لئو متوجه تغییراتی شده است. پس از آن، او به بالا نگاه می کند و مادر خود را برای اولین بار می بیند، واکنش لئو این است؛ لبخند!

 "لئو کوچولو هرگز مادرش را به وضوح ندیده است!"

" او از یک بیماری نادر که باعث اختلال در بینایی می شود، رنج می برد."

"نگاه کنید که با قرار گرفتن عینک روی چشمانش، چه اتفاقی می افتد!"

پایپر هم دختر کوچولویی است که از همان بیماری لئو رنج می برد، شماره چشمهای او 7:00 و 5:00 است.

" در ابتدا پایپر با عینک کوچولویش کنار نمی آمد، اما..."

"... اما به محض دیدن صورت مادرش، گل از گلش شکفت!"

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
چه جالب
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
بله . اینجوریاس! باید قدر نعمت های خدا رو بدونیم.
E_aminigy
E_aminigy
٩٥/٠٢/٢١
٠
٠
جالب؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
:-)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
:) به هم چنین!
سوال
سوال
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
چرا همیشه دوست دارید قلب ما رو ذوب کنید...:/ خیلی خب:/ ما هم بزودی قلب شما رو ذوب میکنیم...با یک سری عکس دردناک! خیلی دردناک!! عکسهای اشک آور
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
منتظریم . قلب ها گاهی اوقات نیاز به ذوب شدن دارن.
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
فیلمش رو خیلی وقت پیش دیدم خیلی متاثر کننده بود و در عین حال جذاب. اینکه با چه ذوقی مادرش رو نگاه میکنه.....
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
فیلمش رو هم داشتم. اما فکر کردم شاید توی سایت باز نشه. دیگه نذاشتم. ممنون از شما
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
چه جالناک :) اما ناراحت کننده :(
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
دقیقا آدم یه حسی بین خوشحالی و ناراحتی بهش دست میده.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
خنده و تعجب که کار همیشگی بچه هاست کجای قلب ادمو ذوب میکنه؟؟؟!!کلیپش را دیدم معمولی و روتینه جالب نیس
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
به نظر شما خنده این بچه خیلی عادیه؟! نمی دونم بچه ای که هرگز مادرش رو ندیده . حالا فرصت دیدن مادرش رو داره چه حسی داره، اما به نظر من که خیلی باشکوهه!
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
تحت تاثیر قرار گرفتم خنده بچه خیلی شیرینه
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
آره خیلی زیباست. ممنون که سر زدید.
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
جالب بود... چه خنده با ذوقی :)))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
متشکر . حس خوبی به آدم دست میده.
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
این رو کلیپش رو دیده بودم. خیلی جالب و جدید بود :)
f_maveddat
f_maveddat
٩٥/٠٣/٢٧
٠
٠
سلآم؛ آخـــــــــی...خیلی جذابه ودیدنیه...سپاس :)
maeadeh_sh72
maeadeh_sh72
٩٥/٠٤/٠٧
٠
٠
ای جانم الهی چه صحنه ی زیبایی
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨