ماشینی به نام مرد
چرا مردها سازمان حمایت از خود ندارند؟!

ماشینی به نام مرد

نویسنده : مریم نیک‌پور

هنوز در تاکسی ننشسته‌ام که شروع می‌کند از قیمت نان بگیرید تا گلایه از تاکسی رانی و حق بیمه و ... مردی است با موهای جو گندمی خسته و بهم ریخته، از تاکسی که پیاده می‌شوم کمی آن طرفتر چند مرد سر جای پارک دست به یقه شده اند و جمعیتی را دور خود جمع کرده اند. یک لحظه از دیدن دنیای مردها کلافه می‌شوم یا غر میزنند یا داد و بیداد می‌کنند ای بابا خب یکم صبر داشته باشید!

شاید شما هم بارها از دیدن دنیای مردها کلافه شده باشید. شب دیر می‌آیند، وقتی می‌آیند خسته اند، جوراب‌هایشان بوی بدی می‌دهد، غر می‌زنند و نود دقیقه زل می‌زنند به تلوزیون تا فلان تیم گل بزند به فلان تیم و اگر نزند یک هفته دمق‌اند!

این همه آن چیزیست که ما زن‌ها از مردانمان می‌بینیم مردانی که صبح تا شب سرکارند و گاهی حتی وقت ناهار خوردن ندارند، مهم نیست ساعت ده شب است و از کله سحر بیرون بوده‌اند، باید ما را ببرند مهمانی، باید بعد یک روز خسته نیم ساعت حمام کنند، صورتشان را اصلاح کنند، لباسی که ما می‌گوییم بپوشند مدل مویشان را آن جوری که ما می‌خواهیم درست کنند و عطری که دوست داریم بزنند، در مهمانی با کسانی که ما دوست داریم خش و بش کنند، زیاد نخندند، خیلی عبوس نباشند و هی راه به راه از ما تعریف کنند قربان صدقه‌مان بشوند و شب وقتی از مهمانی بر می‌گردیم سر آن‌ها غر بزنیم که دیدی، فلانی برای خانمش فلان چیز را خریده بود؟ و آن‌ها بدون هیچ اعتراضی به همه غرهای ما گوش بدهند تا باز دوباره فردا سر صبح از خواب بیدار بشوند بروند سر کار ما هی بی طاقتی کنیم که چرا دیر آمدی چرا زود رفتی چرا من را بیرون نمی‌بری چرا فلان چیز را نمی‌خری و...

راستش را بخواهید ما آدم‌های عجیبی هستیم از مردی که صبح را به شب می‌دوزد تا خرج زندگی را در بیاورد انتظار داریم بیاید شب به شب دم پنجره برایمان آواز بخواند و از مردی که کل روز را با ما از این کافی شاپ به آن کافی شاپ می‌رود انتظار داریم رئیس هیات مدیره شرکت صادرات فرش باشد!

مردها دنیای ساده‌ای دارند، بیایید قبول کنیم که از ما صبورترند. اگر گاهی غر می‌زنند بی حوصله‌اند و خستگی از سر و رویشان می‌بارد در عین حال ما را دوست دارند. ما موجودات شگفت انگیز بی طاقتی که زیادی غر می‌زنیم و آن‌ها را شبیه عابر بانک یا ماشین کار کن می‌بینیم و گاهی اصلا متوجه مسئولیت مهم آن‌ها در خانواده نمی‌شویم. مردهایی که از اول جوانی به فکر کار و سربازی و تحصیل‌اند و همه کاری می‌کنند تا آب در دل خانوادشان تکان نخورد، فرقی نمی‌کند پدر باشند یا همسر یا برادر. تنها تکیه گاه امن ما زن‌ها و سپر خانواده هستند. در ازای این همه فقط کمی آرامش می‌خواهند، آن‌ها هیچ کمپین یا سازمان حمایت از حقوق مردان ندارند، هیچ کنفرانسی در خصوص حساسیت‌های آن‌ها برگذار نمی‌شود، نمی‌توانند از یک پارچه رنگی رنگی یا چیدن چند گل قد ما ذوق کنند، هیچ لباس گل گلی برای پوشیدن ندارند و وقتی بی حوصله و غمگین می‌شوند نمی‌توانند موهایشان را ببافند. بیایید کمی آن پلاکارد اعتراضمان را پایین بیاوریم و به دنیای مردانه و پر از کار و دل مشغولی مردانمان فکر کنیم، حداقل یک ساعت خودمان را به جای آن موجودات محکم سخت قرار بدهیم. شاید کمی درکشان کردیم... شاید...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
اشکمهر آتشروان
اشکمهر آتشروان
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
حداقل یک ساعت خودمان را به جای آن موجودات محکم سخت قرار بدهیم. شاید کمی درکشان کردیم... شاید.
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنون ازینکه خوندید
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام.ممنون از این یادداشت خوبتون.به امید روزی که دنیای ساده و پر دغدغه شون رو درک کنیم
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
خواهش میکنم البته این درک متقابل دو طرفه است:)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
متن خوبی بود. کاملا روون. یک نکته ای توجه من رو جلب کرد. روز زن یا روز دختر که میشه ما آقایون کمتر پیش میاد با چنین متن هایی قدردانی خودمون رو از مادر، خواهر، همسر یا... ابراز کنیم. البته این ابراز نکردن هم تفاوت بین زن و مرد رو نشون میده. ولی خب حس حسادتی که توی آقایون نسبت به خانم ها هست هم بی تاثیر نیست. ولی اینکه من میبینم خانم ها با چنین متن هایی از آقایون حمایت میکنن واقعا برام جالبه. امیدوارم ما بتونیم توی درک متقابل به یه حدی از عرفان برسیم. موفق باشید.
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
بله آقایون با خانم ها متفاوتند؛ منم امیدوارم :)
M_Hoseiny
M_Hoseiny
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
یک تکه اش کپی برداری از اون کلیپ معروف بود !!!! با این حال ممنون
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
راستش من کلیپی ندیدم با این مزمون و به نظرم یادداشت چیزی نیست که بشه گفت کپی شده ولی بعید نیست چیزهایی به ذهن من رسیده باشه که به ذهن یکنفر دیگر هم مشابهش رسیده باشه و کلیپ ساخته باشه اما بهتون این اطمینان میدم که هیچ وقت نویسنده سایت جیم چیزی کپی نمیکنه و اگه ما چیزی توی سایت جیم کپی کنیم قطعا منبعشو ذکر میکنیم
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
جسارتا به عنوان ملا نقطه گیر جیم باید عرض کنم که مضمون درسته!خخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠٣
١
٠
یکم حس ترحم ناکانش زیاد نبود؟! من چرا همچین حسی به این یادداشت پبدا کردم!؟
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
نه نبود خیالتون راحت خخخ
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
متن زیبایی بود خانم نیک پور ولی من حس کردم پاراگرف آخرش و قسمت پنجرش رو قبلاً جایی خوندم ، بیشتر فکر کردم یادم اومد چند روز پیش تو تلگرام پستی رو که یک خانم روانپزشک نوشته بود همین شکلی بود ، آخر فروردین امسال هم تو یکی از وبلاگ هایی که وبگردی می کردم تقریباً خوندم ،لینکش رو می ذارم ، قسمت پنجره و ویالونش رو ملاحظه کنید ولی مجموعا متن شما زیبا تر بود ، من فکر می کنم شما قبلاً خوندین این چنین متن هایی و ملکه ذهنتون شده و ناخداگاه استفاده کردین http://amirkall.blogfa.com/post-255.aspx مثلن از مردی که صبح تا شب دارد برای درآمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون می زند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. این متن تو لینک بالا هست و شبیه به متن شما با این موضوع هست : راستش را بخواهید ما آدم‌های عجیبی هستیم از مردی که صبح را به شب می‌دوزد تا خرج زندگی را در بیاورد انتظار داریم بیاید شب به شب دم پنجره برایمان آواز بخواند و از مردی که کل روز را با ما از این کافی شاپ به آن کافی شاپ می‌رود انتظار داریم رئیس هیات مدیره شرکت صادرات فرش باشد! یا مثلاً بیایید قبول کنیم. مردها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد میزنند وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند وقت هایی که چکشان پاس نمیشود وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند وقت هایی که عرق کرده اند وقت هایی که کفششان کثیف است تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. متن شما این طور نوشته شده : بیایید قبول کنیم که از ما صبورترند. اگر گاهی غر می‌زنند بی حوصله‌اند و خستگی از سر و رویشان می‌بارد در عین حال ما را دوست دارند. ما موجودات شگفت انگیز بی طاقتی که زیادی غر می‌زنیم و آن‌ها را شبیه عابر بانک یا ماشین کار کن می‌بینیم و گاهی اصلا متوجه مسئولیت مهم آن‌ها در خانواده نمی‌شویم. مردهایی که از اول جوانی به فکر کار و سربازی و تحصیل‌اند و همه کاری می‌کنند تا آب در دل خانوادشان تکان نخورد یا مثلاً : یک وقت هایی فکر میکنم مرد بودن چقدر می تواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند. هیچ انجمنی با پسوند «… مردان» خاص نمیشود. مردها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان می گویند. تو متن شما اشاره شده : آن‌ها هیچ کمپین یا سازمان حمایت از حقوق مردان ندارند، هیچ کنفرانسی در خصوص حساسیت‌های آن‌ها برگذار نمی‌شود
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
سلام ممنونم از کامنتتون بله شاید قبلا خواندم و ملکه ذهنم شده است. بعید هم نیست بعضی نقطه نظرات که به ذهن من رسیده به ذهن یکنفر دیگر هم رسیده باشد یکی از دوستان هم گفت که کلیپی دیدن که شبیه اون بوده، اما در هر صورت شاید یک حرف باشد اما میبینید که محتوایشان یکیست و به قول معروف یک حرف را میزنند اما با دو زبان متفاوت همین دو زبان متفاوت نشان میدهد که متعلق به دو نفر است این یادداشتها
nina_aghighi
nina_aghighi
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
بنظرم زیادی ترحم بود..درسته به همه این اجانب باید فکر بشه اما همه ما اینطور بی فکر نسبت به مردها نیستیم.
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
ممنونم از نظرتون ولی واقعن خیلی از آدم ها توی موقعیتهایی از زندگیشون به معنی واقعی کلمه بی فکر میشن شاید همیشه اینطور نباشند ها
سعید نایب
سعید نایب
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
یکجورایی دلم واسه خودم خیلی سوخت.! مردها خیلی حق دارن.!؟؟
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
اگه کادو خوب روز زن بخرند روز تولد و سالگرد ازدواجم یادشون نره یکم حق دارند خخخ
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
مَردَن دیگه! مرررد
مریم نیک پور
مریم نیک پور
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
بلی کار هر کس نیست مرد بودن!
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦