مهرداد به هادی رسيد
تعويض تکرار نشدنی

مهرداد به هادی رسيد

نویسنده : a_rezazadeh

دومین مرگ هولناک فوتبلیست‌های جوان ایرانی در یک سال اخیر ظهر امروز اتفاق افتاد. پس از فوت هادی نوروزی 30 ساله، مهرداد اولادی نیز در سن 30 سالگی  پر کشید. پایان قصه پدیده 18 ساله روزهای دور پرسپولیس که قرار بود یک علی کریمی دیگر برای قرمزها باشد، در ساعت چهارده و پنجاه دقیقه آخرین روز فروردین ماه رقم خورد. مهرداد اولادی که خیلی زود شکار عرب‌ها شد و سال‌های اوج فوتبالش را در امارات گذراند، امروز شکار همان مرگی شد که چندی پیش هادی نوروزی را با خود برده بود. گمان می‌رفت نوروزی  اولین و آخرین فوتبالیستی باشد که به مرگ طبیعی و در جوانی از دنیا برود. اما چند روز پس از دربی‌ای که به شدت با نام نوروزی گره خورده است، اولادی نیز مسافر همان دیاری شد که نوروزی چند ماهی ساکنش بوده است. آرزوهاي بزرگ بايد انتظارمهرداد را مي‌کشيدند و منتظر او مي‌ماندند اما اکنون قبري کوچک در شهرستان قادي کلاي قائمشهر، زادگاه مهرداد اولادي، در روز دوم ارديبهشت انتظار او را مي‌کشد!

 

|| دعوت نامه اشتباهي

مهمان نوازي مي‌کني هادي جان! اشک‌هاي صميمي‌ترين رفيقت پس از دربي ٨٢ را به خاطر داري. منظورم مهرداد است، کفشگري را مي‌گويم نه اولادي! شايد دعوتنامه را به اشتباه فرستادي هادي جان. از بين رفيقانت کسي که بيش از هر کسي در اين مدت دلتنگ تو بوده و برايت اشک ريخته است مهرداد است. شايد به جاي آن مهرداد، اين مهرداد آمد. کسی که در این مدت خیلی دلش شکست و تنها بود. هر سه شما از پرسپوليس قائمشهر به اين جا رسيده‌ايد و سال‌ها همبازي يکديگر بوده‌ايد. شايد اکنون دلتان هواي گذشته را کرده است. مهرداد به جا مانده به شدت از بدقولی شما ناراحت است و از نارفیق بودنتان می‌گوید!

 

|| نقطه مشترک و تکرار يک سناريوي تلخ

اگر کمي ريز به مرگ اين دو نگاه کنيم شايد به نقطه‌اي مشترک در داستان هر دو و نکته‌اي تلخ دست پيدا کنيم. درست در روزهايي که فشار و استرس بر روي کاپيتان پرسپوليس به نقطه اوج خود رسيده بود، آپاچي، فوتبال ايران را با همه حواشي و فحاشي‌اش ترک کرد تا ديگر هيچ وقت هواداران پرسپوليس و يا تماشاگر نماهاي پرسپوليسي نتوانند او را در ورزشگاه هو کنند. دقيقا در همان شرايط بحراني‌اي که پرسپوليس به هر دليلي قعرنشين جدول ليگ شده بود و حجم کرکري‌ها و تمسخر پرسپوليس از سوي هواداران تيم آبي پايتخت بيشتر و بيشتر شده بود و فحاشي‌ها هم بي‌داد مي‌کرد، هادي رفت تا با رفتنش هم تلنگري به تمامي فوتبالي‌ها بزند و هم اوضاع را آرام کند. و حالا هم با وجود گذشت ۴ روز از دربي که اوضاع  براي تيم مقابل پايتخت بحراني و بحراني‌تر شده است، دوباره کرکري‌ها به سر حد مرگ رسيده است و فحاشي و درگيري فيزيکي نيز دخول کرده است. شايد مهرداد رفت تا با رفتنش کمي حجم کرکري‌هاي بي‌حد و مرز در اين روزها کم‌تر شود، تا شايد بعضي‌ها دوباره به خودشان بيايند که اين دنيا ارزشي ندارد و شايد فردا نوبت ما باشد!

اما شاید هنوز آن تلنگر به ما زده نشده است. عکس زیر شاید گواه این موضوع باشد. این شاید وقیح‌ترین عکس از مرگ ناگهانی مهرداد اولادی در بیمارستان تجریش باشد. چهره‌های خندان برای ورود بالاجبار به محوطه بیمارستان تجریش. بی‌فرهنگی بی‌داد می‌کند در این عکس! مگر چه خبر است؟ مگر مرگ یک جوان 30 ساله خنده‌دار و مهیج است؟! حتی ذره‌ای هم در مورد حال ده‌ها مریض بیمارستان فکر نمی‌کنند و فقط قصد دارند یک قدم جلوتر از بقیه باشند! لابد افتخار هم دارد، اما مسلما از حجم وقاحت نمی‌کاهد. باید بابت این نمایش‌ها و افراط و تفریط‌ها تلنگری به خودمان بزنیم. نوعی جوگیری که در همه شئون زندگی‌مان مشهود است.

 

حلاليت از پرسپوليسي‌ها 

شايد ما پرسپوليسي‌ها دل چندان خوشي از او نداشتيم اما اکنون مهرداد رفته و دستش از اين دنيا کوتاه است. در يکي دو سال اخير مساله‌اي که بيش از هر چيزي باعث آزرده خاطر شدن مهرداد مي‌شد، دلخوري و قهر هوادران پرسپوليس با او بود. مهرداد بزرگترين اشتباه فوتبالي‌اش را با رفتن به تيم رقيب يعني استقلال رقم زد. حضور او در جمع آبي‌ها هم براي هواداران استقلال نچسب به نظر مي‌رسيد و هم هواداران پرسپوليس را به شدت ناراحت کرد و اين شايد تنهايي مهرداد را رقم زد. شاید دلیل غریبانه رفتن او نیز همین باشد. آن تصميم هر چه که بود چيزي جز پشيماني براي مهرداد باقي نگذاشت. او بارها در صفحه اينستاگرام خود از هوادران پرسپوليس دلجويي کرده بود و رفتنش به تيم استقلال را ضمن احترام به هوادران اين تيم اشتباه مي‌دانست و از پرسپوليسي‌ها درخواست حلاليت کرده بود. عاشقان پرسپولیس به هیچ وجه روزهای خوب مهرداد در این تیم و به خصوص گل چیپ او به مهدی رحمتی در دیدار دربی را فراموش نخواهند کرد.

به هر حال دنیای اولادی به سان دنیای نوروزی پایان یافت. دو پسر بچه شمالی که روزگاری در پرسپولیس قائمشهر و سپس پرسپولیس تهران هم بازی بودند. مزه شهرت و موفقیت را چشیدند، تلخی‌های آن را نیز تجربه کردند و زودتر از آن‌که دنیای پیشکسوتی را تجربه کنند قصه خود را به پایان رساندند. مهرداد جان باز هم پشتک زدی، اما این بار به سمت بهشت. هیچ‌کس یادت نمی‌کرد و الان همه به یادت هستن، حتی رسانه‌های اماراتی! به قول خودت وقتی مرگت برسد عزیزتر می‌شوی.   

و اما سلفی مهرداد با هادی در بهشت

سخن آخر

سخن آخر را هم از زبان خودت می‌گوییم!

روزگار نامرد یواش ...   

میگن سالی که نکوست از بهارش پیداست. امیدواریم که امسال اینگونه نباشد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خدا بیامرزه ش.
a_rezazadeh
a_rezazadeh
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
اينشاالله که خداوند رفتگان همه ي ما رو مورد مرحمت و آمرزش قرار بدهد :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خدا رحمتش کنه. | من این جریان جلوی بیمارستان رو نمیدونستم! جای تاسف شدید داره واسه هم وطن های این شکلی مون...! کلا ما معروفیم به زنده کش و مرده پرست بودن!! اخلاق های عجیب و غریب دیگه هم داریم! همین فوش دادن هم یکیشه! مثل آب خوردن به هم بی احترامی میکنیم تا یکم فشار میاد رورمون! نمدونم چرا این شکلی شدیم! کی میخوایم درست بشیم خدا میدونه!
a_rezazadeh
a_rezazadeh
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنون بابت اين که خوندين و نظر دادين. آرهدر مورد مرده پرست بودن ما ايراني ها که هيچ شکي نيست، تبديل به يک عادت شده دگه متاسفانه :) به اميد روزي که يک تغيير اساسي توي بيشتر فرهنگ هاي غلط ما اتفاق بيفته.
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٢/٠١
١
٠
منظورشون از این ازدحام و خنده جلوی بیمارستان چیه ؟ // راستی توی همه ی سال ها آدم های عادی و معروف زیادی از دنیا میرن؛ سالی ک نکوست از بهارش پیداست ؟ این وصله ها به تن سال میمون 95 نمی چسبه ! ... خدا رحمتش کنه ..
a_rezazadeh
a_rezazadeh
٩٥/٠٢/٠٢
١
٠
اول اينکه ممنون بابت خوندن مطلب و نظرتون، دوم هم اينکه والا شما بگين اينايي که دائم و به هر بهونه اي ميريزن توي خيابونا فازشون چي ميتونه باشه؟! اينا هم دقيقا مثل همونا هستن متاسفانه! نکته سوم هم اينکه مرگ افراد معروف با جوان مرگ شدن يک ورزشکار فرق داره خب تا حدودي. ضمن اينکه منم اميدواوم سال ٩۵ از بهترين سال ها بشه :)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ولی من نمی بخشمش درکل!
a_rezazadeh
a_rezazadeh
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنون مجتبي جان :))) هر چي ما بگي :))
a_rezazadeh
a_rezazadeh
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
شما*
elnazi
elnazi
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
نیازنبود که اینقد اظهارپشیمونی کنن ! ایشون تو استقلالم طرفدارای خودشو داشته... بهرحال.. خدارحمتش کنه...
a_rezazadeh
a_rezazadeh
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
یک سر به اینستاگرام مرحوم اولادی بزنید و نظرات مردم قبل از فوت ایشون رو بخونید، حتما نظرتون تغییر می کنه :)
m_motamedi
m_motamedi
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
دنیا مکانی است که ناچار به رفتن از آنیم در زندگی به اطرافیان و خانواده بیشتر توجه کنیم و حداقل همیشه عصبانی و طلبکار نباشیم... :) ممنون از یادداشت خوبتون
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
خدارحمتش کنه،به نظرمن اگه عجولانه تصمیم نمی گرفت بره استقلال فصل بعدش برمی گشت پرسپولیس.مثل هادی نوروزی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣