هم اکنون نیازمند لایک هایتان هستیم
#لایک#بخندیم#لامصب_به_خانواده_ات_برس

هم اکنون نیازمند لایک هایتان هستیم

نویسنده : h_jeem

سلام به همه ی جیمی های عزیز، این اولین مطلبی است که براتون می‌فرستم امیدوارم خوشتون بیاد و همینطور الکی منو لایک کنید!

امروزه لایک خوردن برای هر ایرانی که در صفحه مجازی فعالیت دارد حکم زندگی را داشته و حتی برای بعضی‌ها حکم نفس کشیدن! شما می‌توانید نفس نکشید؟ ما هم نمی‌توانیم بدون لایک زندگی کنیم، لایک نشانه‌ی اقتدار و پیروزی یک نفر در صفحات مجازی است و حتی در بعضی موارد نشان شخصیت! چرا شخصیت؟ اگر شما طرف را لایک نفرمایید، روم به دیوار شما را اصلا آدم حساب نمی‌کند و برای شما مطلب نمی‌گذارد و بر این مدعی است که دیروز من ساده تک تک مطالبت را لایک می‌کردم، ما رو قابل یک لایک نمی‌دونستی؟!

یک مسئله‌ای هست توی ذهنم که داغانم کرده: آیا افرادی که داخل صفحات مجازی هستند و مطالب را تک تک می‌خوانند یا اینکه یکی یکی ازشان رد می‌شوند؟! خب عزیز من شاید صاحبخانه‌ات باشد میگوید اجاره خانه را خیر سرت بردار بیار! باز هم لایک می‌کنی؟! یا شاید همسر گرامتان از طریق شماره‌ای دیگر در حال ابراز عشق و علاقه باشد، باز هم لایک می‌کنی؟؟!!

اگر برای‌تان یک مطلب طنز فرستادند شکلک یا همان استیکر خنده از نوع قهقهی‌اش می‌گذاری بعد جلوش چهار تا خخخخخخ می‌گذاری! نمی‌خواهد که مثل آن شکلک قهقهه بزنی، حداقل یک لبخند ملیحی بزن که بدانی از این دنیای مجازی یک استفاده‌ای کردی! حالا فکر کنید طرف، رفیقش برایش جک‌های بی مزه می‌فرسته، این هم از اینطرف زرت و زرت برای طرف شکلک قهقهه می فرسته، اما تو دست‌هایش یک عالم چک برگشتی است!

با دوستانت توی طرقبه و شاندیز با شیشلیک‌ها  داری هر هر می‌خندی! بعد اینطرف همسرت با پلو شفته شده‌اش و مرغ نیم پزش مطلب عاشقانه برایت می‌فرستد و می‌گوید «کجایی عزیزم؟! دقیقا کجایی؟!» طرف هم پا روی پایش گذاشته و تند و تند همینطور الکی لایک می‌کند و همراهش چهار تا گریه هم می‌فرستد و می‌نویسد: «عزیزم بی تو هرگز!» خب همین کارها را می‌کنیم که به قول مهران مدیری سرکارمان کشیده می‌شئد به دادگاه خانواده طبقه‌ی دوم انتهای سالن سمت چپ!

یک عده از ما آدم‌ها هم هستیم که از نوستالژی و عشثق و محبت به آدم‌هایی که داریم سو استفاده می‌کنند، یعنی چی؟! یعنی این که یک عکس خاطره انگیز از بازیگری که دوستش داریم را توی اینستاگرام می‌گذارند، بعد می‌گویند: «اگر دوستش داری لایکش کن» یا اینکه «چقدر یک بار باعث خنده‌ات شده لایک‌اش کن!»

ملت! یک بار هم که شده بیاییم قول بدیم موقعی که سرکاریم واقعا سر کار باشیم و موقعی که توی خانه‌ایم واقعا توی خانه و کنار خانواده باشیم و به جای خرید حجم اینترنت، جیم را بخریم و کنار خانواده بگوییم و بخندیم!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٢
١
٠
آقا این خرید جیم هم تبلیغ محسوب میشه؟ من شیش هفت جلد رو خریدم تا حالا!خخخ. فقط! ولی خب واقعا جای تاسف داره ای وضعیت اسف بار! مطمئن هم باشید که کمتر از 10 درصد افراد میخونن مطالب رو و لایک میکنن.
حمید
حمید
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
سلام آقای مداحی عزیز ممنون از نظرتون
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠٣
١
٠
چقدر بازار خرید و فورش لایک، فالو و ... هم راه افتاده از کنار همینا! چیزی که واضح و مبرهن اینه که ما باید خودمون رفتار خودمون رو اصلاح کنیم. | خیلی خوش امدید به جیم. یک نکته ای که در مورد یادداشتتون به نظرم امد اینه که خیلی منسجم نبود. از لایک گفته بودید. از شکلک گفته بودید. از کنار هم بودن گفته بودید. از اینکه وقت شناس باشیم هم گفته بودید.
حمید
حمید
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
خیلی ممنون ازتون ، از خوش آمد گویی تون و از نقدی که به من داشتید ، سعی می کنم بهتر بشم ! انشاالله توی پستاتون یا همون مطالبتون جبران کنیم!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
نخونده لایک کردن دلیل پر مدعایی برای رد یا تایید خواننده و نگارنده نیست..بعضی متون سهل النگاهن،یعنی لازم الفهم به شرط خوانش نیست یه نگاه به اول و اخر پست،یک ثانیه فکر=لایک
حميد
حميد
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
ممنون از نظرتون خانم رضايى ، اين اتفاقات براى من افتاده كه گفتم ، روزگارتان پر لايك
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
هه جیم[نام کاربری جالب]
حميد
حميد
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
ممنون ، لايك
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨