به آیینه خیره می‌شوم

حلول کرده انگار روح تازه‌ای در من

زل می‌زنم به چیزی که نیستم

تا امروز آیینه بر من خرده می‌گرفت

اما حالا ...

نگاه می‌کنم به ماورای آیینه

که ماورای من است

به چیزی شبیه به معجزه

شبیه تعبیر یک آرزوی قدیمی

نجوا می‌کنم: چرا از تصوراتم حقیرترم؟

خیلی زود آینه با بی‌میلی 

باطنم را درهم شکست

ظاهرم مصور شد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
انقدر خوب نوشتی که کسی حوصله نقد نداشت
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
تا باشه ازین بی حوصلگی ها :) ممنونم :)
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
عجب شعر سنگینی بود ....
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠٢/١٤
٠
٠
واقعا؟
s_khorashadi
s_khorashadi
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
راستش برای من که سنگین بود و درست متوجه منظور و مفهوم شعر شما نشدم ، ممنون میشم اگر برام توضیح بدین :)
نفیسه سادات بنی هاشم
نفیسه سادات بنی هاشم
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
سلام بله حتما... شاید برای شما هم پیش اومده باشه ک وقتی ب کسی نگاه میکنید (یا به تصویر خودتون تو آینه)حس عجیبی بهتون دست میده.احساس میکنید این چیزی ک میبینید واقعی نیست! مثلا وقتی میگید تو نگاهش ی چیز دیگه ایه یا فلان کارو میکنه ولی تو دلش هییچی نیست‌. من ب این میگم ماورای آدما ک گهگاهی تو آینه سیرتشون متجلی میشه. شاد باشید
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات