ماجرای کارنامه و کتاب گوسفند نباشید!

ماجرای کارنامه و کتاب گوسفند نباشید!

نویسنده : imanhkt

مادرم امروز رفته بود کارنامه یکی از بچه‌هایش که از من پنج، شش سال کوچک‌تر است را بگیرد.
بچه‌اش هم از شانس ما دختر است،  شما هم که دخترها را می‌شناسید دیگر، مثل چی درس می‌خوانند بعد نمره‌های خوبی می‌گیرند و بعدش...
خلاصه این‌که این خواهر ما هم معمولا نمره‌هایش خوب است.

مادرم هر وقت کارنامه بچه‌اش (همان خواهرم) را می‌گیرد، می‌گذارد لای کتاب، او هم (خواهرم) وقتی از مدرسه می‌آید خانه، خودش مستقیم می‌رود کارنامه‌اش را برمی‌دارد.

ولی امروز یک صحنه دیگری را دیدم، متاسفانه یا خوشبختانه امسال نمرات بچه مادرم اصلا بر وفق مراد نیست! مادرم بعد از این‌که کارنامه بچه‌اش را گرفت با عصبانیت آمد خانه، بعد از چند ساعت بچه‌اش هم از مدرسه آمد خانه، رفت سراغ کتاب! هرچه گشت نتوانست کارنامه‌اش را پیدا کند، بعد از کلی جست‌وجو رفت پیش مادرم بهش گفت: کجا گذاشتی کارنامه‌ام رو؟
مادرم می‌گوید: لای کتاب «لطفا گوسفند نباشید» گذاشتم!
ببینید چقدر مادرم عصبانی بود که چنین کاری را کرد!
یعنی کلا این‌جا خوش می‌گذرد!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢٠
٠
٠
فکنم اووووووووووووووووول ...گوسفند نباشید که خیلی باحاله
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٢٠
١
٠
اول اول اول اول اول اول اول [دلم خنک شِع!] ادمین بیا منو بزن! ولی من میگم اول! بَعله!
maryam
maryam
٩١/١١/٢١
٠
٠
سحر باشه هرچي توبگي ولي عزيزم تو كه اول نشدي :)))))))
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢٠
٠
٠
ایول منم فکنم از این اتفاقاامسال برام بیفته خدا رحم کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/
sahar.s
sahar.s
٩١/١١/٢٠
٠
٠
نمدونم من چیزی نفهمیدم! یا معاون سردبیر لُطف کردن جوری تغییرش دادن ک من چیزی نفهمم! خخخخخخخخ
سین سید هاشم صاد صفدری
سین سید هاشم صاد صفدری
٩١/١١/٢٠
٠
٠
والاااااا.........
نگارا
نگارا
٩١/١١/٢٠
٠
٠
واااا!منم نفهمیدم!1
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٢٠
١
٠
آخی چه دل پری!تبعیض قائل شدن بینتون که شما کارای منفی می کنی همش!
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٠
١
٠
به به سلام پاییز بانو جان.... کوجا بودی؟؟؟؟ دلمان تنگ شده بود.....
imanhkt
imanhkt
٩١/١١/٢٠
٠
١
بابا مگه من چیکار کردم خب ... ؟ عجب ...!
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٢١
١
٠
سلام سلرا بانو:)زیر سایه دوستان
imanhkt
imanhkt
٩١/١١/٢٠
٠
٠
آره سانسور کرده ... کارنامه رو همیشه لای قرآن میذاشته ... اینجا فقط نوشته کتاب ...
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٠
١
٠
کلن دس به سانسورشون ملسه..... بَعععععععععععاه..... :)))))))))
maryam
maryam
٩١/١١/٢١
٠
٠
يني چرا بايد قرانو سانسور كرده باشه؟!!!عجبا!!ادمين خداييش جاي سانسور داشته اين كلمه؟
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٢٠
٠
٠
گوسفند از همه موجودات خنگ تره می دونستید !
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١١/٢١
٠
٠
نه باوا! پ جلبک چی میشه؟؟
marjan_mi
marjan_mi
٩٤/١٠/٠٣
٠
٠
یک مهندس علوم دامی این کامنت رو تکذیب میکنه!
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٢٠
٢
٠
خوب چی شد الان ؟؟ مشکل چیه ؟ نکته کجاست ؟؟؟
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١١/٢١
٠
٠
نکته: حسودی بعضی ها!!
Em Ad
Em Ad
٩١/١١/٢١
٠
٠
عجب ! پس قضیه از این قراره !!! ^_^
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٠
١
٠
خب حالا یه بار خواهرت درس نخونده...... اینقد دلت پر بوده؟؟؟؟؟؟
maryam
maryam
٩١/١١/٢١
٠
٠
تنها چيزي كه ميشه برداش كردك دل شما خنك شده امسال كارنامه خاهر گرامي عالي نبوده..
shiezadeh
shiezadeh
٩١/١١/٢١
١
٠
هِی ب خاهرمان می گوییم بین بچه ها تبعیض مگذار!! خو این میشه نتیجه ش!! ببین بچه چقد روش فشار اومده!! خو پسر خوب تو هم اگه بری بشینی پای مخشات و اینقد تو نت ولو نباشی نیازی ب حسودی نداری!! خخخخخخخ
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢١
٠
٠
هاوالا مریم جان..... مبافقم..... :))))))))))
maryam
maryam
٩١/١١/٢١
٠
٠
اگه بامن مبافقي چرا اينجا نبشتي؟! :))))9
imanhkt
imanhkt
٩١/١١/٢١
٠
٠
دوستان بابت فشار آوردن به چشمان مبارکتان و دیدن مطلب ممنان ...
mahshid2
mahshid2
٩١/١٢/٢٦
٠
٠
بعللللللللللللللله دیگه !!!
imanhkt
imanhkt
٩١/١٢/٢٨
٠
٠
اصلا جون شما راه نداره ...
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

بالا بلند مه لقا

٩٦/٠٤/٠٧
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
محو نگاهش شده بودم

رویای مادرم

٩٦/٠٤/٠٥
با خوب، خوب بودن هنر نیست

معامله با زندگی

٩٦/٠٤/٠٥
شعری سروده خودم

آیا تو هم مرا...؟

٩٦/٠٤/٠٧
شعری سروده خودم

یا که می شوی...

٩٦/٠٤/٠٤
تبلیغات
تبلیغات