آهای پرستار!
شعر

آهای پرستار!

نویسنده : m_sistani

بیا آمپول بزن آهای پرستار

به دستم قرص بده بسیار بسیار

بگیر نبض و فشار و قند خونم

شلوغه اون سرت خودم می‌دونم

برای دیدنت هر روز مریضم

توو چایی جا شکر نمک می‌ریزم

تموم فکر و ذکرم رو تو بردی

خوشم میاد اصلا به روتم نیاوردی

عمل کردی دو گوش و لپ و بینی

منو کشتی الهی خیر نبینی

بیا با چشمکی من را خبر کن

به دستم نخ بده با من خطر کن

بگو تا من بیارم خواهرم  را

برای خواستگاریت مادرم را

جواب رد ندی ضایع نباشم

بدون یار و بی‌همسر نباشم

پرستار چون شنید چپ چپ نگاه کرد

سریع رفت و حراست را صدا کرد

بگفتا ای سبک مغز و گلابی

که دارم خواستگار بی‌شماری

ز دکتر تا مهندس، تاجر فرش

کیارش، حامد و بهداد و آرش

چرا باید به تو بله بگویم

ز زیستن دست خود را من بشویم

چه داری تا که من دلخوش به آن شم؟

به وقت مشکلات پشت گرم آن شم؟

برو کشکت بساب تو ای جوانک

که من دارم به عقل ناقصت شک !

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
سمیرام
سمیرام
٩٥/٠١/٣٠
١
٠
جووونای طفلی تو شعرم جواب رد میشنون خخ
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
احتمال از عوارض داروهاست ، نگران نباشید خخ!
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
:خخخخخ
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
دلم رو کباب کردی! از وزن و قافیه و اینا که بگذریم کلا شعر قشنگی بود! ایشالا به زودی بله رو میگه.
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون شما آماتوری از ما حساب کن جسارت کردیم پا تو کفش بزرگان کردیم و (مثلاً) شعر گفتیم.
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی هم خوب بود. موفق باشید.
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٣٠
١
٠
به قول همکاراتون: "خدا درد عشق رو زیادش کنه" :)))))
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
طنز پرستاری:-)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
تبلیغات
تبلیغات