دلهره سقوط
شعر از خودم

دلهره سقوط

نویسنده : saiideh70

و اینک من...

دختری ایستاده لب پرتگاه ماه

خیره در نگاه مخملی شب،

برایت میخوانم...

قصه من،

ساده تر از هّرم داغ نفس شمعدانی هاست.

 

قصه من،

ساده تر از سلام غریبه‌ای

در یک صبح آفتابی است.

نمی‌دانم از کجا پیدایش شد

نمی‌دانم  با کدامین طنین خنده،

دلهره سقوط را

در دلم انداخت...

 

حالم را نمی‌فهمم

این مهمان ناخوانده از پشت کدام ابر بازیگوش

بذر حسرت را در دلم کاشت!؟

با توام

تویی که آن بالایی

تویی که دستانت بوی باران می‌دهد

برای تنگ دلی‌هایم

برای لبخندم

برای لبخندش

بارور می شوی؟

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی وقت بود که ازشت شعر ندیده بودم ، این روزا دستای همه بوی باران می ده ولی باور ندارن که دل تنگی ها رو..
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
نه فقط دستای اون بوی بارون میده...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
شبیه شعر نیست
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
نمی دونم چیه من دلی مینویسم...
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
قشنگ بود :) | "هّرم" یعنی چی آیا؟ | بعد ای کاش عکسی که واسه گالری فرستادید رو با خود شعرتون میفرستادید تاثیرگذاریش خیلی بیشتر میشد :)
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
ممنون ...هرم همون حس داغی نفس روی پوست تن میمونه...
پربازدیدتریـــن ها
افشین یدالهی هم رفت

این سال کبیسه همچنان مسافر می گیرد

٩٥/١٢/٢٦
دردی که بزرگ تر می شود

هیس! اینجا گوش شنوایی... هست

٩٥/١٢/٢٦
این آخرین یادداشت زندگیم است

ذوب شدگی

٩٥/١٢/٢٥
دیگران را فراموش نکنیم

آن طرف چهره نوروز

٩٥/١٢/٢٦
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
احساس ناب یکی شدن

اگر روزی ازدواج کردم

٩٥/١٢/٢٦
ممنون از عشق...

انگار عاشقي

٩٥/١٢/٢٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
تو رفتی

کاش می شد...

٩٥/١٢/٢٥
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
دلم به حالش می سوزد

اسفند سوخته!

٩٥/١٢/٢٨
مرا تا خورشید بالا ببر

احساس ترس می کنم

٩٥/١٢/٢٨
امان از حافظه های جانبی

حافظه مرا چه شده است؟

٩٥/١٢/٢٨
گمان کردم تویی

خیال

٩٥/١٢/٢٥
حواسمان باشد ظرف هایمان را چطور پر می کنیم

ظرف سال 96

٩٥/١٢/٢٩
تبلیغات
تبلیغات