سوسک، گوگل و دیگر هیچ!
#خاطره بامزه

سوسک، گوگل و دیگر هیچ!

نویسنده : محمد عبداللهی

چند سال پیش وقتی خانمی با یک سوسک بد ترکیب مواجه می‌شد، شروع می‌کرد به جیغ زدن و صعود به ارتفاعاتی مثل مبل و کابینت و سرو کله آقای خانه. امّا حالا چی؟!

امروز یک سوسک داشت توی خانه گشت می‌زد که به وسیله چشمان تیزبین من رصد شد! داد زدم: «سوسک! زنگ بزنین آتش نشانی! Help me!» انتظار داشتم مادرم یک جایی را پیدا کند و درحالی که دارد جیغ میزند، به سوسک التماس کند که طرفش نرود، اما ایشان با یک حرکت پارکوری پرید سمت گوشی موبایلم و شروع کرد به کلنجار رفتن باهاش. داد زدم: «نه مادر، آن که دستت داده‌ام گوشیست، دمپایی نه! می‌خوای چیکار کنی؟» دیدم صفحه گوگل را آورده و تایپ می‌کند: «سوسک اومده زیر صندلی، گوگل چه خاکی به سرم بریزم؟!»

من: O_O

سوسک: در حال ریسه رفتن!

گوشی: This question is false, Khahare man. Never for ever…

مادرم: اِوا خاک به سرم!

نکته: گوگل قرار نیست سوسک‌های خانه ما را منهدم کند! هنوز دمپایی کارآمدتر از مدرنیته است.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
سلام بر محمد؛ این فقط در مورد خودت صدق می کنه دادا، امروز خودم یک عددش رو گرفتم. مطلبت خوب بود :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام میرزای عزیز. عیدتون مبارک. عزیزم. سوسک کشی یک مهارت مردانه اس!
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
من به شخصه خودم سوسک میکشم :دی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
افتخاریه اصلا :دیییییی
saiideh70
saiideh70
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
بله کم کسی پیدا میشه سوسک بکشه خودش :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
می تونید سوسک های کشته شده رو توی یه آلبوم جمع آوری کنید و چند سال دیگه با افتخار آلبوم رو ورق بزنید و به نوه هاتون فخر بفروشید. :)))))))))))))
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
کاش به جای مادرتون می گفتین خواهرتون مثلا! طبیعی تر میشد. آخه مامانا قدیمی ترن و با مدرنیته کمتر کار دارن. طنز کوتاه عالیست، ممنون :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
شاید به خاطر همون که با مدرنیته کار ندارن جالب ترش کنه. در ضمن مادرم دکترای خانه داری داره! با مدرنیته همچین غریبه نیست!!!!
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
به جای اینکارا یه دمپایی ورمیداشتین و خلاص !مثلن پسریدآآآآ!!! :))))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
من روحم حساسه، نمی تونم له شدن یه سوسک رو ببینم!
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
عآآآآلی بودش :)) خیلی طنزهاتون خوبن
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
شما که همیشه به من لطف دارید. البته ایندفه کمی ضعیف بود این نوشته. یه جور چالش بود برام که کوتاه بنویسمش.
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
آفرین کوتاه و طناز بود :))) البته یکمکی طنزش ریش ریش شده بود به نظرم ولی خب خوب تونسته بودید آپدیتش کنید :)))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
بله حق با شماست. البته اغلب وقتی چیزی رو نوشتم دیگه دستش نمی زنم. ولی ریش ریش رو نفهمیدم! میشه توضیح بدین؟ ممنون
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
منظورم از ریش ریش شدن. نخ نما شدن و یا به عبارت دیگه قدیمی شدن و تکراری شدن. یعنی من یک جوک با همین مضمون خیلی وقت پیش ها خونده بودم.
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
به نظرم یک خورده ای خیلی کوتاه بود. یعنی اگر یه مقدار بیشتر میشد و داستان روند آروم تری رو طی میکرد بهتر میشد. این بیشتر مثل یک جوک میموند تا یه یادداشت (از نظر کوتاهی و بلندی میگم). ولی خب خیلی خوب بود. تشکر.
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
برای دوستانم توضیح دادم. سعی کردم هرچی میشه کوتاه باشه. چالش بود. شاید همین طنزش رو از بین برده باشه. ای کاش فقط یه جوک می نوشتم. یه جوک ساده. مثلا صفحه رو باز کنی فقط یه جوک بخونی!
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
از اون جایی که خودم به جک و جونور ها علاقه خاصی دارم خیلی خوشحال شدم از جواب گوگل.طنازی قلمتون همیشه ماندگار :)راستی سلام
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
یعنی سوسک دوست داشتنی هم پیدا میشه؟! داریم اصلاً داریم؟!
zakhar
zakhar
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
امروزه دکتر گوگل شده منبعی برا همه سوال های ما :) ایول داش :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
گوگل یا استاد همه چی دون!!! ممنونم ازت.
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات