همچون ماهی 

صید مکرر دریا شدم 

از رود زندگی جدا شدم

چشم بسته قاطی فردا شدم 

آه‌م به تلاطم انبوه بسته بود 

حس‌م زشوری تقدیر خسته بود 

من هم بریده بریده وقتی رسیدم که شیدا شدم 

این شوری دریا به مزاجم نشسته بود 

این بی‌نهایت وحشی ز درد‌م گذشته بود 

ای وای بد موقعی به «تو» رسوا شدم 

از ماه مد خواستی و من جزر می‌شدم 

ساحل برای تو و من هی ترد می‌شدم 

دنیا؛ دنیا... تو و دریا و زندگی 

با هم به تبانی نشستید و من تنها شدم ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
سلام.قلم احساستون روز به روز توانا تر ان شاالله
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
خیلی ممنونم لطف دارید
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
مکر دریا؟ منظورتون همون ماهیگیرهاست آیا؟
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
صید مکرر ...منظور پی در پی غرق چیزی شدن بود ... ممنونم از توجه تون
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
و البته باز بگم چون در واقع ماهی صید خود ئه دریا نمیشه یه جور کنایه ست به انسان شعر که در زندگی طعمه ست
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات