آدمی دیگر / شعر
شعری سروده خودم

آدمی دیگر / شعر

نویسنده : سلیمان حسنی

یاری‌ام کن آدمی دیگر شوم 

زآنچه‌ هستم ای ‌خدا بهتر شوم 

از زبانم‌ کس نرنجد ذره‌ای 

روزه‌دارِ دست ‌و پا و سر شوم 

قسمتم فرما از آن جامِ الست 

کاشکی‌ سیر آبِ آن ساغر شوم 

آرزویم هست تا در آخرت 

جرعه‌ نوشِ ساقیِ کوثر شوم 

گر بفرمایند٬ در آتش روم 

سوختن ‌سهل ‌است ‌خاکستر شوم 

طاق‌ گشته طاقتِ‌ حامی٬ خدا 

کِی شود راحت از این ‌پیکر شوم

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
ممنون آقای حسنی :) با شعرای قشنگتون
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام عزیز:خیلی ممنون ازمحبت شما.پاینده باشید
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠٤/٣٠
١
٠
فکر کنم استاد این شعر رو برای ماه مبارک گفته بودید و یکم دیر منتشر شده. درسته؟
خورشید
خورشید
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
چقدر دلنشین :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام:تشکرمیکنم ازلطفتون.خدایارتون باد.زنده باشید
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
شعر خیلی قشنگ با مضمون عالی بود. دست مریزاد استاد :)
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام استادنادری گرامی:سپاسگزارم ازحضورتون.بله برای ماه مبارک بودولی مهم نیست چون زمان ندارد.دلتون شاد و جانتان سلامت
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام:تشکرمیکنم ازلطفتون.خدایارتون باد.زنده باشید
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
سلام علیرضای عزیز:ازمحبت شمامتشکرم.درپناه خدا سلامت باشید
maede_sadati
maede_sadati
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
یاری ام کن آدمی ديگر شوم....!!! :) با نیمچه سوادی که دارم فقط میتونم شعر بخونم و ی جاهاییش رو بفهمم اما از نظر اين نیمچه سوآد دار باز هم قشنگ بود..:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٤/٣٠
٠
٠
بسیار زیبا جناب حسنی.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
سلام:بسیارسپاسگزارم.درپناه خداسلامت باشید.
سلیمان حسنی
سلیمان حسنی
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
سلام:لطف دارید.شکسته نفسی میفرماییدشمااستادید.دلتون شادوخدایارتون
Vania
Vania
٩٥/٠٥/٠٢
٠
٠
مثل همیشه زیبا:) تنتون سلامت همیشه استاد:)
پربازدیدتریـــن ها
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

شب بارانی ما از تو ندارد اثری

٩٦/٠٤/٠٤
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آفتاب سوزان، روزه و امتحان

معلم کوچک درس بزرگ

٩٦/٠٤/٠٤
دنیای پدر و پسری

در دنیای کناری

٩٦/٠٤/٠٤
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
فاصله طبقاتی

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت سوم

٩٦/٠٤/٠٦
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
وقتی یکی یکی می روند

پیر شده ام

٩٦/٠٤/٠٦
شعری سروده خودم

معشوق ماه روی من

٩٦/٠٤/٠٣
ترانه ای سروده خودم

شونه به شونه اش که قدم می زنی

٩٦/٠٤/٠٣
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
وقتی همه مثل هم می شویم

مینیون ها!

٩٦/٠٤/٠٣
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
درد داشت

مادرم نفس نمی کشید

٩٦/٠٤/٠٣
به یاد آن روزها

سالن مرجع

٩٦/٠٤/٠٦
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات