کلیشه
#خسته #روزمرگی

کلیشه

نویسنده : هادی حسن زاده

خیلی بده آدم بخواد با یکی حرف بزنه، پیکسل به پیکسل زندیگی‌ش رو، کانتکت‌های گوشیش و هر چیزه دیگه‌ای رو زیر رو کنه ولی کسی رو پیدا نکنه و آخرش هم پیاده روهای انقلاب تا ولیعصر رو پیاده و بی‌هدف بره و بیاد، کتاب فروشی‌ها رو نگاه کنه و به هر کتابی که می‌رسه، به جزء جزء حروف روی جلد و توی کتابش شک داشته باشه که نکنه این نوشته هم یه بازیه.

به کتاب‌های صادق هدایت زل بزنه و بترسه که بخونتشون. به عابرا، به ساختمونا، به چراغ‌ها نگاه کنه و دلیل هیچ کدوم رو نفهمه. هر روز صبح رو با کلیشه بیدار بشه با کلیشه بخوابه.

خیلی بده یه آدم حتی وقتی می‌خواد از روزمرگی‌های زندگیش فرار کنه، بفهمه همین فرار هم نوعی روزمرگی شده براش.

دنیا دنیا آرزو با یه علامت سوال برات بشه پوچ و احمقانه و این سه نقطه آخر هم به رسم کلیشه در نوشتن ...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
saleheh_3274
saleheh_3274
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
میخواهم یک شب سرد زمستانی برای انتقام از کلیشه ها خاک های روی تنم را کنار بزنم و از سنگ سرد قبرم عبور کنم و بیایم سراغت ... تو را می‌شناسم مطمئنم یک بافت خاکستری برایم کنار گذاشته ای ...
f_behzadfar
f_behzadfar
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
وحشتناک ترین اتفاق ممکن روزمرگی :( من چند روزم شبیه هم بشه حالم بد میشه
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
خیلی بده یه آدم حتی وقتی می‌خواد از روزمرگی‌های زندگیش فرار کنه، بفهمه همین فرار هم نوعی روزمرگی شده براش. خیلی موافق این جمله ام | فقط چرا به جای "پیکسل به پیکسل" نفگتید بخش به بخش مثلا و یا به جای "کانتکت" نگفتید مخاطب؟
سمیرام
سمیرام
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
بعضی وقتا با همه کاری که رو سرمون ریخته بازم احساس روزمرگی میکنم...
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
خیلی حس بدی ِ ، حدیث هم داریم که دو روز برابر مساوی با خسران و زیانِ . کاش یکی باشه این جور وقتا بیاد کمکت و از این روزمرگی نجاتت بده!
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
لحظات غریبیه..فقط میشه با خدا حرف زد
پربازدیدتریـــن ها
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
بلال فروشی ناموفق

سیگارت بهمن / قسمت دوم

٩٥/١١/٠٣
شعری سروده خودم

همچون «پلاسکو» میانِ دودها

٩٥/١١/٠٢
آسمانی شدند

به مناسبت شهادت شیرمردان

٩٥/١١/٠٢
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
فراموش شان نکنیم

سوختن یا سوزاندن!؟

٩٥/١١/٠٢
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
پنجره ی آسمان را می گشایم

آسمان شکستنی نیست

٩٥/١٠/٢٩
آسوده بخوابید

مبارزان آسمانی آتش

٩٥/١١/٠٢
آتش در نبودت بی رحم می تاخت!

کاش بودی باران

٩٥/١١/٠٢
خشت خشت دلش لرزید

بعد از تو

٩٥/١٠/٢٩
تبلیغات
تبلیغات