خفن آباد!
#طنز

خفن آباد!

نویسنده : s_mohsen

در روزگاران قدیم در دیاری مخوفی خفنانی می‌زیستند تیزی به دست که از سبیل ایشان همی خون روان بود و گریبان‌شان همواره چاک. روزی چند تن خفن در حال تیله بازی بودند که شیخی در جمع آنان ایستاد و فرمود چه می‌کنید؟

خفنی از خفنان نعره‌ای کشید و گفت: مگر کوری؟ نمی‌بینی که تیله در چال می‌اندازیم و پروژه آسفالت‌سازی حریف‌مان را کلید زده‌ایم؟

شیخ سری تکان داد و گفت: می‌خواهید کاری کنم که به جای تیله، مایه تیله از جیب‌تان سرشار شود؟

خفنان که آب از لب و لوچه‌شان چون آبشار نیاگارا روان شده بود پرسیدند چگونه؟ شیخ گفت: با قراردادی بالای سقف، شما را به تیم لات آباد سفلی در لیگ یک ترنسفر می‌کنم، آنجا بروید و پول پارو نمایید!

خفنی گفت: اما ما که تیله باز حرفه‌ای نیستیم! چگونه در لیگ بازی کنیم؟

شیخ گفت: مهم نیست، آنگاه که قراردادتان را فسخ نمودند، پول کل قرارداد را به اضافه جریمه فسخ خارج از موعد از تیم مورد نظر می‌ستانم و می‌دهم که بروید حال و حول کنید.

خفنان که از این پند شیخ سخت در حیرت بودند یقه چاک کردند و تیزی بر صورت هم کشیدند و سر به کوهای تبت گذاشتند.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Far!de
Far!de
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
خفنی ازخفنان نعره ای کشید ... ! خیلی خندیدم به این جمله !
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
:)))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
:))) ای امان از این فوتبال خونه خراب کن :)))) | اولین بار بود همچین سبکی از نوشته هات رو میخونم. خوب شده اما خب همیشه جای کار بهتری هم هست :)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
توشله داداش!فوتبال چیه؟؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
تیم لات اباد سفلی /به جای تیله مایه تیله خیلی باحال بود:-):-)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
الان تیم علیاشونم تشکیل دادن جدیدا:)
m_sistani
m_sistani
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
جدا از کنایش یه نوستالژی واسه من داشت صبح تا شب تو کوچه های خاکی تیله بازی (یا همون گُله بازی خودمون) می کردیم. چه تیله هایی که نشکستیم اسماشونم باحال بود ( هفت رنگ ، دو کله ، چَکی ، شیری و ...) جالب بود
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/١٣
٠
٠
خوشحالم که یاد ایام نوستال رو زنده کردم براتون:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٢/١٣
١
٠
متن خیلی خوبی بود یا خفن !! به نظرم راست کار ستون ابوجارچی هست. خوشمان آمد.
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/١٣
١
٠
تشکر میشه:)پیشه پیشین ما همین بود یه زمانی!
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٣/١٨
٠
٠
اواااا چرا اینو ندیده بودم تاحالا؟؟؟؟؟؟0_0 فک کردم جدیده:|
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
تبلیغات
تبلیغات