بوسیدن روی ماه / شعر
تقدیم ناقابل به همه مادران شهدای گمنام

بوسیدن روی ماه / شعر

نویسنده : mohamad_s

چشم در خواب و دل بیدار و ای جان دلم لبهات کو 

سر بر این سجاده دارم تا بیایی جان من دستات کو 

از نگاه پر امیدم هم رمق رفته ست و هم سویی که بود 

گر بیایی من خجل باشم، نپرس آن قامت والا ت کو 

یاس خوش بویی در ایوان انتظار ت می‌کشد 

من کشیدستم عزیزم قد چون رعنات کو 

در خیابان گاه بر من می‌زند دیوار دست و گاه هم پا چاله‌ای 

من عصا گم کرده‌ام، من عصا گم کرده ام... هیهات کو ...هیهات کو ؟

یوسفی، یعقوب بودن مرد و زن خواهد مگر؟

دیده خونین کرده‌ام، آن جامه‌ی عنقات کو

شور شیرینی اگر شیدای دیرینی بسر

حجله می‌بندم پسر آن زلف بی همتات کو

عصر هر پنج شنبه مجنون می‌شوم، مجنون مجنون می‌شوم 

راه را گم کرده‌ام ..ای جان مادر خانه‌ی زیبات کو 

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mamzi
mamzi
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
شعر زیبایی بود موفق باشید
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ممنونم ..خیلی لطف داشتید
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠١
١
٠
لذت بردیم. خدا شما رو خیر بده.
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خواهش می کنم ..میدونم در برابر اندوه این مادران ناقابل ئه
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
عصر هر پنج شنبه مجنون می‌شوم، مجنون مجنون می‌شوم راه را گم کرده‌ام ..ای جان مادر خانه‌ی زیبات کو .... خیلی زیبا بود، احسنت :) شبیه مداحی ها بود، البته شاید مولودی گونه ش! که یه نفر با صدای رسا بخونه و بقیه یه جاهایی همراهی کنن :)
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
..یه کم ریتم ش نسبت به بیتهای اول تند تر میشه اره ..ممنونم از توجه تون
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
زیبا شعری دلنشین بود. موفق باشید
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خواهش می کنم ..ممنونم از وقتی که گذاشتین
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
به به :))) شعر قشنگی بود. آفرین
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی ممنونم ..لطف دارید
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی زیبا و دلنشین...موفق باشین
sahari_m
sahari_m
٩٥/٠٣/٠٧
٠
٠
ممنونم لطف دارید
پربازدیدتریـــن ها
دیگر نگران دیر رسیدن نیستم

من گم شده بودم

٩٥/١٢/٠٤
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
سقوط به سرزمین ارواح

من بودم

٩٥/١٢/٠٤
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
می شود ساده بود و از ته دل خندید

اندر احوالات دغدغه های ریز دخترانه

٩٥/١٢/٠٣
دارم دیوانه می شوم

دختری در آینه

٩٥/١٢/٠٣
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
شعری سروده خودم

کودکم نیست توی آغوشم

٩٥/١٢/٠٤
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت سوم

٩٥/١٢/٠٢
چای نخوردن ها بهانه است

تو بیا تو بمان

٩٥/١٢/٠٢
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
از کرامات آقا بود

زیباترین سه شنبه ی سال

٩٥/١٢/٠٤
وقتی چهار ماهه بودم

عشق، مادر و معجزه

٩٥/١٢/٠٣
برو فاش می کن، مگو چیست فاش!

راز و رمزهای رازداری

٩٥/١٢/٠١
تبلیغات
تبلیغات