پایان باز...
شعر

پایان باز...

نویسنده : s_mohsen

نگاه خسته یک مرد محترم از دور

سقوط آخر پرچم برای این بازی

هزار مرد مصلح هزارمین ترکش

هزار نحوه کشتن به شیوه تازی

تنش میان دو خط جدا شده از هم

و آن لباس مقدس کلاه سربازی

سپید گفتن یک شعر پر ادا اطوار

به رقص بردن یک ناخدا به هر سازی

به فکر رفتن آدم برای بازی مرگ

که آخر این قصه را چرا نمی‌بازی؟

دوباره هِق هِق یک کودک بیمار

نه گریه چرا! نه جان من نازی!

به صف کشیدن تاریخ ملتی اما

دو نمره کم برای نوشتن مازی!

به مرد خسته به آن ناله‌های خیس

قسم به لحظه آخر به هر تهِ بازی!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
نه گریه چرا! نه جان من نازی:) این مصرع لطیف ترییین مصرع بود ... شعر سنگینی بود نیاز به توضیح داره با رسم شکل:)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
ممنون:)برداشت آزاده میتونین برداشتتون رو بگین:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
حتی مثال هم باید بزنین تا بتونم هضمش کنم:|
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
:/....ینی واقعا در این حد؟؟؟
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
برداشتم؟؟ خب!! من اخرش رو میگم که واسه خیلیا نامفهوم تره .. عه دیدین چی شد؟ یه چیزایی فهمیده بودما .. الان یادم شده :| فک کنم میخاد تاریخ یک ملت رو روایت کنه بعد شما رو املا خیلی حساس بودین برا اینکه ماضی رو با ز نوشته دو نمره کم کردین ولی انصافا دو نمرهحقش نبود حداکثر۱نمره
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
مرسی از برداشتتون!!:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
مصرع اول داشت دفعم می کرد و می خواستم بیام بگم بد بود! اما سایر ابیات جبران کرد و چسبید!
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
مرسی از نگاهت:)قابل شما رو نداشت:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
برعکس منو مصرع اول جذب کرد که به خوندن این شعر ادامه بدم :))
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
شاید محتوایی اره ولی موزونیش نه!
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
خوبه که هر کسی برداشت خودشو داره:)
Dokhtare Mashreghi
Dokhtare Mashreghi
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
خیلی قشنگ بود...بسی چسبید :)... قسم به لحظه آخر به هر ته بازی...
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
خوشحالم کهمورد پسندتون بوده:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
خیلی قشنگ بود 👏👏👏 خیلی محکم و زیبا شروع کرده بودین حیف که بیت های آخر و بیخیال شده بودین، به هر حال شعر کلاسیک و وزنش. :))
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
بیخیال نشده بودم...به موضوع که توجه کنین متوجه میشین:)ممنون از نگاهتون:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
وزن برام توجیه نشد ولی :|
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
تهش بازه:) مدل جدیده دیگه دقت کن:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٢/٠٦
١
٠
خب این پایان دیگه خیلی بازه 😁 اینجور تجاوزات عامدانه از وزن معمولاً به یک مصرع یا نهایت یک بیت ختم میشه تا جایی که من دیدم تو چند مورد، اینطوری شعر از ریتم میفته. مرسی به هر حال. مصدع اوقات هم شدیم😁😁😁
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
ما وزن خودمونم کمه چه برسه به شعر!!!
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
خخخخ
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
سلام.خیلی قشنگ بود. قلم احساستون توانا:)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
سلام به شما.لطف دارین.ممنون از شما:))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
باریکلا شعر خوبی بود. وزنشم خیلی خوب از آب در امده بود. فقط یک سوال «هزار نحوه کشتن به شیوه "تازی"» همون نازیِ؟
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
نه علیرضا جان تازی همون اعراب صدر اسلام بودن که انواع و اقسام شیوه های وحشیانه کشتن رو انجام میدادن:)مرسی از نگاهت داداش
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠٢/٠٥
١
٠
شعر جالبی بود یکم خوندنش دقت و حوصله می طلبه محسن:) اون هزار مرد مصلح غلط املاییه یا عمدا بجای مسلح نوشتی مصلح؟
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
وحید جان معلومه که خیلی خوب دقت میکنی:)البته نمیدونم کارم درست بوده یا نه اما در واقع موقع خوندن باید مسلح خونده بشه ولی در معنی بیت به این معنی که افرادی به اسم اصلاح هزار جور قتل و غارت انجام میدن:)
m_meisam
m_meisam
٩٥/٠٢/٠٦
١
٠
شعر باید اینجوری ذهنو به چالش بکشه!!!
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
به چالش کشید؟؟
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٦
١
٠
هیچی نفهمیدم ولی الکی مگم قشنگ بود!
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
الکی؟؟واقعا متوجه نشدی یا حوصله نداشتی قشنگ بخونی؟؟
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
واقعا متوجه نشدم! ولی تنها چیزی که فقط احتمال مدم ایه که در مورد دفاع مقدسه!
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٢/٠٦
١
٠
شعر خودتون بود ؟ آرزوی موفقیت بیشتر برای شما داریم ^_^
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٦
١
٠
بله:)شما هم موفق باشین:)
پربازدیدتریـــن ها
با مدیران کت و شلواری

کرمانشانگم چنی بی کسی...

٩٦/٠٨/٢٤
قلبی برای من، قلبی برای انسانی که من می‌خواهم

قلبی که تنها تو را دوست دارد

٩٦/٠٨/٢٥
خودشان انتخاب کردند...

قاتل واقعی

٩٦/٠٨/٢٧
حبیب خدا...

داستانک مهمان

٩٦/٠٨/٢٤
#تسلیت

صدسال تنهایی

٩٦/٠٨/٢٤
آخرین بند وصیت حاجی

زیر چشمان پدر

٩٦/٠٨/٢٧
قندیل‌های اندوه وجودم

کوچ برستو

٩٦/٠٨/٢٩
از هیچ چیز نمی ترسم

غرقه سازی

٩٦/٠٨/٢٨
تنها در خودم اشک می ریزم

یک فنجان فراموشی لطفا

٩٦/٠٨/٣٠
همین جا؛ کنار دل من

به تعداد همه

٩٦/٠٨/٢٨
زندگی را زندگی می‌کنم

ای روح عاشقانه…

٩٦/٠٨/٢٧
شعری سروده خودم

یک نفس عشق

٩٦/٠٨/٢٨
دشوار روزگاری است

اعجاز تنهایی

٩٦/٠٨/٣٠
یکی از آن هزاران برگ پاییزیِ

مُرده متحرک

٩٦/٠٨/٢٩
شعری سروده خودم

بغض آسمان

٩٦/٠٨/٣٠
دلیل لبخند‌هایم

دلیل حال خوبی

٩٦/٠٩/٠١
شعری سر کلاس ریاضی!

شعر می‌گفتم و با قافیه می‌جنگیدم

٩٦/٠٩/٠١
تبلیغات