حسرت انتخاب
جبر یا اختیار؟ مسئله این است!

حسرت انتخاب

نویسنده : A_ReBeL_H

انتخاب کردن سخت است، چه انتخابِ بینِ دو چیز باشد، چه انتخاب از میانِ هزاران چیز. هزار شیء مختلف هم که جلویت باشد و تو مجبور باشی که از بین‌شان فقط یکی را انتخاب کنی، باز در انتخابت بین (حداقل) دو تا از آن‌ها شک خواهی کرد. تازه مشکل اصلی وقتی جلویت سبز می‌شود که پس از کلنجار رفتن‌های درونیِ فراوان، یکی را انتخاب می‌کنی. مشکلی به نام حسرت! پشیمانیِ ناشی از این مسئله که چرا انتخابت آن شیء دیگر نبوده! اساس این مشکل ریشه در اعماقِ روان آدمی دارد. وقتی انسان چیزی را می‌خواهد که در اختیار ندارد، فقط محاسن آن را می‌بیند و وقتی‌که چیز مذکور را به دست می‌آورد معایب آن جلوی چشمانش رژه خواهند رفت. قانون سوم نیوتن (کنش و واکنش) در این مسئله هم صدق می‌کند؛ فرد، هر چه بیشتر به انتخابش سخت بگیرد، پشیمانی سخت‌تری در انتظارش خواهد بود. البته لازم به ذکر است که این موضوع تنها در انتخاب کردن بین موارد هم‌رده صدق می‌کند. واضح و مبرهن است که اگر مثلاً از بین یک اتومبیل و دوچرخه، اتومبیل را انتخاب کرده باشید، از این حیث پشیمان نخواهید شد ولی باز این حسرت همراهتان هست که «چرا مدل بهتری موجود نبود؟» و یا اینکه «این خودرو کیسه هوا ندارد...» و از این قبیل مسائل دیگر.

پس نباید دل در گرو انتخاب (اختیار) گذاشت. از این منظر جبر بهتر است. اگر به عمق مسئله بنگریم متوجه تفاوت بین دو حسرت متأثر از جبر و اختیار خواهیم شد. حسرت ناشی از جبر ریشه در این نوع بینش دارد که کاش شانس من بهتر از این بود و چیز بهتری نصیبم می‌شد؛ اما حسرت نهفته در اختیار، از دسته «خودم کردم که لعنت بر خودم باد» است و در موارد شدیدتر این است که «ای‌کاش دستم می‌شکست و این انتخاب را نمی‌کردم».

دلیل موفقیت بیشتر ازدواج‌های سنتی نیز همین موضوع بوده است؛ دختر و پسر همدیگر را ندیده و نشناخته و به خاطر جبر خانواده‌ها به همسری قبول می‌کردند و در ادامه زندگی هم با چیزی به نام حسرتِ انتخابِ بد مواجه نبودند؛ اما در ازدواج‌های مدرن که -به قولی- با عشق آغاز می‌شوند و عاشق و معشوق همدیگر را برمی‌گزینند، قضیه متفاوت است و پشیمانی‌ای که به بار می‌آید ناشی از انتخاب غلط است که آن را هم مدام توی سر هم می‌زنند؛ زیرا همان‌طور که پیش ‌از این گفتیم آدمی جز محاسن نداشته‌هایش را نمی‌بیند و در مقابل داشته‌هایش هم عینک بدبینی به چشم می‌زند. البته ناگفته نماند که این پشیمانی و حسرتِ موردبحث ما، دوره‌ای زمانی دارد که از حداقل یک دقیقه بعد از انتخاب کردن شروع می‌شود و حداکثرش هم هنگامی است که شخص به منتخبش عادت می‌کند؛ یعنی حضورش را می‌پذیرد. حال برخی می‌توانند و عادت می‌کنند و برخی هم ناگزیر انتخابشان را دور می‌ریزند. پس همان‌طور که ابتدای متن ذکر شد، انتخاب کردن سخت است؛ همین و بس...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدی معتمدی
مهدی معتمدی
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
بر میگردد به اینکه به زندگی چه دیدی داریم و میخواهیم چگونه زندگی کنیم. انتخاب های خوب هم در شرایطی که پیدا میشود. حتی اگر شکست بخورد این یک تجربه است و تجربه ارزشمند است. قدیمی ها بیشتر از اینکه دنبال زندگی کردن باشند، دنبال راهی برای تمام کردنش بوده اند. ازدواج سنتی بیشتر در این راستاست تا زندگی واقعی. ممنون از اینکه نوشتید.
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠٢/٠٧
١
٠
مچکرم از این که خوندید و نظر دادید ♥ ضمنن ذکر کنم که این یادداشت رو برای جشنواره فرستاده بودم :)
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
واقعا انتخاب کردن سخته..نوشته خیلی خوبی بود.دستتون درد نکنه..
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٥/٠٢/٠٧
٠
٠
ممنونم ازتون ♥
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
پیامی از تو

چایی را می‌ریزم همسرم

٩٦/٠١/٢٨
جهان از زاویه من

نکته پردازی های نخواندنی / قسمت دوم

٩٦/٠١/٣٠
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
شعری سروده خودم

غزلِ شیرین ترین تردید

٩٦/٠١/٢٨
خسته شده ام

مونث بودن

٩٦/٠١/٣٠
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
از رویای پرواز تا ...

زمین پیما

٩٦/٠١/٢٨
چقدر نبودنت توی ذوق می زند

شاید یک شروع جدید

٩٦/٠١/٢٩
دشمن خدا

دروغ ممنوع!

٩٦/٠١/٢٩
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
شاید بتوان شنید!

خدا را نمی‌توان دید اما...

٩٦/٠١/٢٨
اندر حکایت انتخابات ریاست جمهوری

ناموسا می دانستید؟!

٩٦/٠١/٢٩
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
معرفی کتاب

چشم هایش

٩٦/٠١/٣١
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
کمی هم به فکر خودتان باشید!

تقدیری از دولت عزیز

٩٦/٠١/٢٨
شعری سروده خودم

کاسب دیوانه

٩٦/٠١/٣٠
ما دو پدیده قرن هستیم!

نامه احمدی نژاد به ترامپ

٩٦/٠١/٢٨
چرا باید هزینه پرداخت؟

تابلوی خیلی تابلو

٩٦/٠١/٢٩
تبلیغات
تبلیغات