سرانجام چغوکان خرد
ادامه‌ای بر مطلب «چغوکان خرد»

سرانجام چغوکان خرد

نویسنده : s_aghagol

(برای این‌که بفهمید این ماجرا از کجا شروع شده این‌جا کلیک کنید)

و جوانک مهندس روزها را با صدای دلنشین این دو چغوک خوش بیان به سر کردی و صبح‌ها با نوای خوش الحان‌شان بیدار همی‌گشت. و چه مشکلاتی که بر سر جوان پیش آوردند این دو مرغک زیرک! روزی به زیر تخت گریختی و روزی در ظرفی محبوس شده و روزی بر سر میهمانان بنشستند.

باری، ایام گذشت و دو چغوک کوچک اندک اندک بال گسترانیدن دانسته و روز جدایی فرا همی‌رسید!

و چه بد روزی‌ست این روز!

جوانک هر دو را در دست گرفت به گوشه ایوان برفت و از چهارمین طبقه خوابگاه آن‌ها را پرواز بداد. یکی چرخی زده و به درختی نشست و دیگری ابتدا پر و بال بسیار زد و تا سقوطی ناگوار پیش رفت! و سپس به یک‌باره اوج گرفته و چرخی زد اندر آسمان آبی...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
فو فا نو
فو فا نو
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
عخی :) چ سرانجام خوبی :) اون ک تا مرز سقوط رفت ولی یهو اوج گرفت خیلی حس خوبی داشت...
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
خیلی خیلی حسش خوب بود.
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
خیلی قشنگ بود، هم داستانشون هم سرانجامشون... اسم براشون انتخاب نکرده بودید؟
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
اسمشون پت و مت بود! :)
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
عالیه :))))))
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
این شیوه ی نگارش خیلی خوب و قشنگه ولی خب مسئولیت خیلی سنگینی داره و سخته. مثلا چند جا باید از الفاظ دیگه ای استفاده میکردید و چند جا یک کم بهتر میشد کار کرد. مثلا باری ایام گذشت. به جای گذشت میتونید بگید که بگذشت. و فرا همی رسید بهتر بود بشه همی فرا رسید. در دست بگرفت! شما برفت رو اینجوری گفتید ولی گرفت رو اینجوری نگفتید. خلاصه از اینجور مسائل ریز توش توی ذوق میزنه ولی خب تقریبا خوب تونستید از پسش بر بیاید و لذت بردیم.
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
ممنون که وقت گذاشتید و خوندید داستان رو. و ممنون بابت تذکرهای به جاتون. لطف کردید.
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
چغوک: هه
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
:)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
حقش بود یکی شون کتلت میگشت بر زمین :))))))))
s_aghagol
s_aghagol
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
بنده گان خدا :)
پربازدیدتریـــن ها
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
به امید روزهای بهتر

پایان تلخ استقلال علی منصور

٩٦/٠٦/٣٠
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
شعر واگیردار است!

شاعران در قرنطینه

٩٦/٠٦/٢٩
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
تا عاشق بمانیم

شاعر جماعت را دریابید!

٩٦/٠٧/٠١
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
به سختی خودم را از خاطرات بیرون کشیدم

پانسمان

٩٦/٠٦/٢٩
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
شعری سروده خودم

گاهی دلم برای خودم تنگ می شود

٩٦/٠٦/٣٠
از ایده هایی که باید ادامه دهیم

مقاله نویسی چطور است؟

٩٦/٠٦/٣٠
غار رنگی رنگی

دوست داشتن و دوست داشته شدن...

٩٦/٠٦/٢٨
می خواهم از زندگی ام بنویسم

پاییز توی راه با کلی بارون

٩٦/٠٦/٣٠
زندگی ات را مدیریت کن

از رابطه ها

٩٦/٠٦/٢٩
خسته شدم از کاغذ سیاه کردن

بی حوصله

٩٦/٠٧/٠١
گند همه چیز را در می آوریم

آموزنده های دوست داشتنی

٩٦/٠٧/٠١
من این گونه آرامم

سر مستی

٩٦/٠٦/٢٨
تبلیغات