از لاک ناخن دختر قدسی خانم تا آی‌پد پسر شمسی خانم
وقتي رسم و رسوم قديم و جديد قاطي مي‌شوند

از لاک ناخن دختر قدسی خانم تا آی‌پد پسر شمسی خانم

نویسنده : زهرا خنداندل

به نظر شما رسم چیست؟ یک مشت قانون بی‌خود و بی‌جهت که دست و پای آدم را می‌بندد یا قوانینی که باعث قوی شدن پایه‌های زندگی می‌شود؟

در واقع می‌توان گفت رسم فی نفسه بد نیست اما تجمالات، تعصبات و خرافاتی که به آن اضافه شده است بعضی از اصول آن را زیر سوال می‌برد.

 

حقیقت این است که رسوم تلفیقی از دو مورد است، یعنی مواردی که با قدیمی شدن و مدرن شدن جامعه امروزی دست و پاگیر شده‌اند، اما هنوز به خاطر تعصب قدیمی‌ترها از بین نرفته‌اند و مقاومت می‌کنند و از طرفي مدرنیته امروزی برای از بین بردن يك سري قوانین استخوان دار، دندانش را تیز کرده است.

 

اما برای نگه داشتن رسم‌های خوب و از بین بردن رسم‌های قدیمی، طوری که به هیچ‌کس بر نخورد چه باید کرد؟

ما به عنوان یک انسان باید با عقل و شرع‌مان هر رسم را بسنجیم، اگر با این دو ملاک جور در آمد. آن رسم پذیرفته شده است و اگر جور در نیامد می‌توان گفت فقط یک سری رفتار تعصب‌آمیز است که باید کنار گذاشته شود بدون رودربایستی و بی‌هیچ قید و بندی.

برای مثال یکی از رسومي که تقریبا رو به خاموشی می‌رود سنت ازدواج با همسر پسرزا بوده است! سنتی که صرفا بر اساس جنسیت یا همان پسر، پسر قند عسل خودمان شکل گرفته است! و با به صحنه آمدن خانم‌ها آن‌هم به صورت جدی، خود جوش و استوار! رو به نابودی می‌رود.

و یکی از رسومي که باید برای بقای آن تلاش کرد و از تجملات دورش کرد. مراسم شب یلداست. یک دور هم نشينی خانوادگی دوست داشتنی که بر اساس آن شاهنامه این شاهکار ایرانی ورقی می‌خورد، پدر بزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها در جایگاه احترام و بزرگی مشغول قصه‌گویی و خاطره‌گویی می‌شوند و یادآور این جمله بزرگ‌ترهای‌مان که «ما بچه بودیم پامون رو جلوبزرگترها دراز نمی‌کردیم!». و خلاصه دل‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شود و احترام و اقتدار بزرگترها بیشتر به چشم می‌آید.

 

گفتن این نکته در باب رسوم نیز خالی از لطف نیست که جامعه ما یک جامعه سنتی است، یعنی در آن گرایش مردم به رفتارهای جمعی است و چون در حال حاضر، جامعه ما درگیر رفتارهای جوامع مدرن شده است، دچار تعارضات عجیبی شده‌ايم. برای مثال در یک جامعه مدرن وقتی کسی با کسی تماس بگیرد و بگوید: سلام چطوری؟ هستی یه تکه پا بیایم خونتون؟

و طرف مقابل بگوید: نه کاردارم، وقت ندارم، یا حوصله ندارم.

کسی که زنگ زده بی‌هیچ مشکلی و درکمال صمیمیت خداحافظی می‌کند!

اما بلا به دور اگر این اتفاق در خانه‌های ما بی‌افتد خودتان بهتر می‌دانید که چه الم شنگه‌ای به پا خواهد شد و تا هفت نسل باهم قهر خواهند بود! بنابراین دو راه می‌ماند یا اینکه تلفن را جواب ندهد! یا این‌که حتی اگر در شرایط احتضار هم باشد به میهمان‌هایش بگوید قدمتان روی جفت مردمک‌های چشم‌مان، تشریف بیاورید! مخصوصا اگر طرف از فامیل‌های درجه یک شوهر یا عروس خانم باشد!

يك مثلا ديگر مي‌گويم تا قضيه باز شود، اگر در ممالک مدرن و غربی مهمانی برای خانواده بیاید و بچه خانواده حال و حوصله طرف را به دلایل مختلف (فیس، قمیش، افه، کلاس‌های الکی و...) نداشته باشد می‌تواند در اتاقش باشد یا این‌که بزند از خانه بیرون و انگار نه انگار که خانی آمده و خانی رفته!

اما نوجوان‌های بیچاره ما باید بنشینند پابه‌پای مهمان و بچه‌هایش و از لاک ناخن دختر قدسی خانم که خدا تومان پولش هست تا آی‌پد پسر شمسی خانم که از اولی که می‌آید و می‌نشیند سرش توی آن است و بچه صاحبخانه را تحویل هم نمی‌گیرند، حرف بزرند و بعضا لبخند و حق اعتراض هم ندارند.

 

اما گذشته از معایب جامعه سنتی بعضی مزایا نیز هست که درجوامع مدرن خیلی کمتراست، مثل همدلی و همدردی، محبت و انسان دوستی، دید و بازدید دوستی‌های واقعا صمیمی و نکته مهم آن احترام به بزرگترها و دلجویی از سالمندان که تمام این نکات باعث یکدستی و وحدت بین افراد یک جامعه می‌شود.

 

راستی نظر شما در مورد رسوم چیست؟ جوامع سنتی را بیشتر ترجیح می‌دهید یا جوامع مدرن را؟ شاید هم چیزی بین این دورا!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
mhv1994
mhv1994
٩١/١١/٢٢
٠
٠
متاسفانه بعضی رسوم مورد ازار همدیگر است و اگر در شکستن اون تلاش کنیم باز خودش یک تبعاتی داره ولی خب بازم دلیل نمیشه به اون تن بدیم!
m-nik110
m-nik110
٩١/١١/٢٢
٠
٠
نمیدانم چه بگویم!ولی در خانواده ما این موضوعات پیش می اید و مشکلی هم نیست مثلا عمه ام زنگ میزند و میخواهد بیاید منزلمان مادرم میگوید میخواهم بروم خرید!بعد هم با گرمی خداحافظی میکند اب هم از اب تکان نمیخورد!کسی هم با دیگری قهر نمیکند!یا بارها شده است!خودم به شخصه حوصله مهمان نداشته باشم!عذرخواهی کنم و بگویم ببخشید من به یکی از دوستانم قول داده ام و باید بروم!کسی هم ناراحت نمیشود!
m_kashiyan
m_kashiyan
٩١/١١/٢٢
٣
٠
بعضی از رسمایی که مختص شهرای خاصی هست هم واقعا بی پایه و اساس و بی فایده هست.مثلا همین که از جحاز عروس نمایشگاه درست میکنن و میان میبینن بعدم پشت سرت کلی حرف میزنن!واقعا خیلی بده کلی معذوریت واسه خانواده ها ایجاد میکنه!آداب و رسوم اگه یه فوایدی داشته باشن و باعث بوجودآوردن یه سری مشکلات نشن و البته دوره شون نگذشته باشه..چه مربوط به زمان قدیم باشن چه جدید به خودی خود خوب هستن.
نگارا
نگارا
٩١/١١/٢٢
٠
٠
رسم خوبه جوامع سنتیم مدرن خوبه که نیشه پست مدرن تازه پسا پست مدرنم داریم!!!الان جامعه ما یجورایی پست مدرن شده بی اینکه مدرنیسم رو تجربه منه!!خخ! ولی جدی الان اگه یکی بیاد خونمون خیلی سفت نگیم نه اون طرفم ناراحت نمیشه!یا دیگه خیلی از خانواده ها دیگه درک میکنن حضور بچشون واجب نیس!!الان اکثرا یه جوری شده که در عین احترام میتونی حرفتو بزنی! و کم پیش میاد طرف ناراحت بشه
a_entesari
a_entesari
٩١/١١/٢٢
٠
٠
رسم ورسوم اگه شعل واقعی خودشونو داشته باشنو وطرفو تو منگنه قرار ندن خوبه!اگه تجملات وچشم وهم چشمی و....بهش اضافه شه میشه یه دردسرنامتناهی!
شکوفه گیلاس
شکوفه گیلاس
٩١/١١/٢٢
٠
٠
ما که تلفیقی از دوتاشیم...............مدرنو بیشتر دوست دام ولی به شرطی که شلوغش نباشه.....یعنی اهل هم چشمی نیستم....
mahshid
mahshid
٩١/١١/٢٢
٠
٠
هردوش خوبه ....
علیرضا
علیرضا
٩١/١١/٢٢
٠
٠
مطلب بسیار مفیدی بود. من با تلفیقی از این دو یعنی سنتی و مدرنیته موافقم.
نگارا
نگارا
٩١/١١/٢٣
٠
٠
پست مدرن میشه!مرنیسم همراه با بازگشت به گدشته!!
smt_200
smt_200
٩١/١١/٢٣
١
٠
نه افراط و نه تفریط
smt_200
smt_200
٩١/١١/٢٣
١
٠
سنت خوب باید حفظ بشه و از خوبیهای مدرنیته هم باید استفاده بشه تا انگ عقب موندگی بهمون نزنن ولی افراط و تفریط خوب نیست
taba_sa
taba_sa
٩١/١١/٢٣
٠
٠
عاغا تعادل خوبه دیگه..... یه چیزی بین هر دو..... یه سری از سنت ها که خوبه باید باشه و از مدرنیته هم ویژگی های مثبش باشه.....
آرشام ایرانی
آرشام ایرانی
٩١/١١/٢٣
٠
٠
ب قول یارو من سنت شکن بودم از وقتی با دنیا دست دادم جایی ک عقل کار کنه سنت های قدیمی و رسم و رسوم اشتباه قدیمی و اشتباه کار نمیکنه البته در مورد این اطراف مطمین نیستم
fanaz
fanaz
٩١/١١/٢٣
٠
٠
من و همسرم هم داریم سنت شکنی مفید رو تمرین میکنیم
mr.majdator
mr.majdator
٩١/١١/٢٣
٠
٠
با اون رسمایی که عقلانی نیستند باید مقابله کرد و گرنه خودمان اذیت میشویم.
٩١/١١/٢٣
٠
٠
من کلاً ترجیح می دم مطالب شما رو نخونم خانوم خنداندل
milad85
milad85
٩١/١١/٢٣
٠
٠
هی ...............
زهره
زهره
٩١/١١/٢٤
٠
٠
واقعا ..............
mah-tkh
mah-tkh
٩١/١١/٢٤
٠
٠
مطلب جالبیه... آره همین مهمون اومدن خیلی بده!!! یه بار مهمون داشتیم از ساعت7 تا11 شب یکریز حرف زد! مام شام نخورده بودیم! انقدم صداش بلند بود حتی نمیشد برای سرگرم کردن خودم کتاب بخونم!
mahshid2
mahshid2
٩١/١١/٢٤
٠
٠
هعییییییییییییییی
٩١/١١/٢٤
٠
٠
خیر الامور اوسطها نه افراط نه تفریط
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤