امشب شبی سیاه ولی سپید

لب حوض دخترکی تنها با دفتری پر از غم نشسته

آب حوض درحالی که صاف است ولی گریه‌های دختر را در بر دارد

دختری بی‌گناه و پاک و معصوم

وشاید هیچ کس نداند در دل نازک او چه می‌گذرد

و شاید در دلش غمی است مانند غم پدری که جلوی چشمانش

تک فرزندش را اعدام کنند

نمی‌داند. خود نیز نمی‌داندکه در دلش چه می‌گذرد

و شاید در این حوالی کسی باشدکه بتواند مرحمی بر زخم او باشد

و او باز نمی‌داند

اگر چه نمی‌داند ولی حس می‌کند

شاید سرمای این شب او را وادار به حس کردن کرده باشد

و شاید قلبی پر از احساس

و اگر چه اطرافیان او رادرک نمی‌کنند ولی

باز او قلبی دارد بسیار مهربان، در ظاهر خشن

و خود دلیل را نمی‌داند

شاید به خاطر وجود گرگ‌های اطراف است

سرمای این شب‌های خسته گرگ‌ها را هم کلافه کرده

فواره‌های حوض به راه می‌افتند

و با فشار آب را به بالا اوج می‌دهند

اگر چه ارتفاع آب فواره از قد دخترمان بیش‌تر است

ولی او اندیشه‌ای دارد. اندیشه

اندیشه‌ای که به قد کوتاه اوغلبه می‌کند

اندیشه‌ای که از آب فواره بالاتر است

ولی کجاست دستانی که دستانش را بگیرد

و تنهایی او را تسکین دهد

و او نمی‌داند

و شب با این ندانستن‌ها سپری می‌شود

تعجبی نیست

این کار همیشگی دختر قصه ماست

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
h_khazae
h_khazae
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
آفرین به خودم....
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
من اهل شعر سپید این مدلی نیستم چندان ولی خب خداقوت :))
h_khazae
h_khazae
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
آخه چراخب؟؟؟...ممنون...خب اشکالاتش روبگین تاسعی کنم درستش کنم..باتشکر..
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/١٨
٠
٠
بسیار عالی عزیزم:) چشمه ی شعرت همیشه جوشان
h_khazae
h_khazae
٩٥/٠٢/١٨
٠
٠
سلام...ممنونم بسیارررررر......
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

شهرزاد

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
خسته تر...

به شیرینی یک خواب

٩٦/٠٢/٠٢
فقط زانو می‌زنم

دیوانه

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
گذار بازهم ببینمت...

چشم هایم را بگیر

٩٦/٠٢/٠٢
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
بزرگترین تردیدهای زندگی من

پیراهن آبی ام را بپوشم یا پیراهن سیاه؟

٩٦/٠٢/٠٢
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات