این ترافیک اعصاب خرد کن...
شعر

این ترافیک اعصاب خرد کن...

نویسنده : فرشاد مشیری

الحق که ترافیک شده مایه تشویش

نه حال تو را دارم و نه حوصله خویش

بیزار شوی از همه، آنگه که بخواهی

از سمت خزانه بروی جانب تجریش

از دود و دم این همه ماشین به ابالفضل

اوضاع تنفس شده بد فرم قاراشمیش

تولید فرا فله‌ای اين همه ماشين 

بی آن‌که بسنجیم کمی ظرفیت از پيش

در اوج هنر بنز و هیوندا و پژو را 

وانت بنمودیم... سپس خودروی ملّیش

رانندگی خلق که خود بحث درازیست

كه خون به جگر می‌كند و البته دل ریش

هر چند زنان روي مخ هستند از اين حيث

ببخشيد.... 

هرچند زنان نابغه هستند! از اين حيث

و هر كه بدان‌ها برسد مي‌زندي نيش

ليكن همه مردان خودشان عند خلافند 

ناكرده نمانده است خلافي ز كم و بيش

من جمله خود بنده كه در ماه گذشته

هشتاد و سه تا قبض جريمه زده‌ام فيش

اينگونه اگر پيش رود قدر مسلم

«جز بره ادبار نمی‌زاید از این میش»

زين بحث بيا بگذرم اي دوست چرا كه

اعصاب ندارم بكنم فكر به باقیش

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ترجیح میدم پیاده برم یه جا ولی تو ترافیک معطل نشم و دود نخورم!!!
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
ممنون علیرضا.
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
شعر سرودن در مورد ترافیک هم اعصاب میخواد آقا :)))) شعر قشنگی بود من بابا ترافیک و مسائل وابسته :))
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
شعر ترافیکی باحالی بود
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
خیلی متشکرم خانوم رضایی
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
اندر مصائب شغل من

پرنیا؟ پریا؟ پریان؟ پرنیان؟

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤