فرصت‌های طلایی برای رشد

فرصت‌های طلایی برای رشد

نویسنده : f_ramezanali

تا همین چند وقت پیش این‌قدر فاز روشنفکری گرفته بودم که فکر می‌کردم هر انسان برای تک‌تک کلماتش برنامه‌ریزی می‌کند و هدفی از گفتن آن یک کلمه دارد یا اگر فردِ محبوبِ شخصیتیِ من عکس العملی را نسبت به اتفاقی نشان می‌داد، رفتارش را موشکافی می‌کردم و با خودم زمزمه می‌کردم  به چه چیزی فکر می‌کرده که این واکنش را نسبت به این انتخاب انجام داده است و بالعکس اگر او فردی بود که من هیچ جوری آبم با او در یک جوب نمی‌رفت به این فکر می‌کردم که او چه قدر آدم پستی است که این طور برنامه ریزی کرده است.

تا همین چند وقتِ پیش اکثر معلم‌ها و تمامِ آدم‌هایی که در راستای کارِ فرهنگی تلاش می‌کنند را ستایش می‌کردم و خوشحال بودم که دغدغه‌شان فرهنگ و شعور ملی است و پُزِ شعورشان را پیشِ همه می‌دادم. آدم‌هایی که در رسانه ملی، کار می‌کنند و یا آن‌هایی که روزنامه نگاری می‌کنند و حداقل برایِ خودشان آدم‌هایِ خاصی هستند را بزرگ می‌پنداشتم.

من تا همین چند وقتِ پیش همه آدم‌ها را خوب می‌دانستم و معتقد بودم هر کس انگیزه‌ای دارد که برایش کار می‌کند، نفس می‌کشد و حرف می‌زند. حتما انگیزه‌ای پشتِ این کارمندیِ‌شان هست، فکر می‌کردم که آدم‌هایِ زیادی وجود دارند که برایِ هدف‌های‌شان تلاش می‌کنند و اگر می‌گذاشتند همه این‌ها آدم‌های خاصی می‌شدند. حالم تا یک مدتِ زیادی خوب بود و فکر می‌کردم که تمامِ انسان‌ها از شعور بالایی برخور دارند که این شعور باید کشف شود. تصور این همه خوشبختی در دنیا برایِ همه تصور زیبایی است که اگر واقع بین باشیم گمان نمی‌کنم خیلی خوشحالی دوام داری باشد.

گمانم به خوب بودنِ آدم‌ها بود، به این‌که پشتِ هر رفتار و جمله‌ای، حتی بالا انداختن ابرو و چشمکی، فکر نشسته است و خودم همیشه سعی کرده بودم که اینطور باشم، یعنی اگر قرار است جایی بروم تمامِ حالت‌های ممکن را تصور کنم و برای هر کدام رفتاری را در چنته داشته باشم. من زیاد زندگی را جدی گرفته بودم و تمامِ اشتباهم همین بود.

هیچ وقت اجازه نداده بودم زندگی بر رویِ همان روالش جلو برود و مرا در خود رشد دهد، نه این‌که برنامه داشتن چیزِ بدی باشد که ابدا منظورم این نیست، فقط می‌گویم زیادی آدم‌‌ها را، آدم حساب نکنید، خیلی چیزها را جدی نگیرید چون خودتان را عذاب می‌دهید و چیزی که روزها آرامش را از شما گرفته و شب‌ها خواب را از چشمان‌تان ربوده است برای طرف مقابل‌تان چیز مهمی نبوده است.

خودتان سعی کنید همیشه آدم حسابی باشید و تکلیف‌تان با خودتان روشن باشد، شخصیت مناسبی داشته باشید که از نشان دادنش خجالت نکشید، سعی کنید خیلی از مهربانی‌ها را برایِ آدمِ مناسبش خرج کنید اما زیاد به درونِ آدم‌ها فرو نروید، آدم‌هایِ زیادی هستند که تنها از دور زیبا نشان می‌دهند، اگر کسی را برایِ خودتان اسطوره کردید بگذارید همان قدر اسطوره بماند، رفتارهایِ خوبی که از او برای همیشه به یادگار نگه داشته‌اید را فراموش نکنید و اگر این تصویرِ ذهنی مدام به شما امیدِ زندگی و پیشرفت می‌دهد، مراقب باشید که با جدی گرفتن‌شان و موشکافی کردن زندگیِ آن‌ها این امید را از بین نبرید. بگذارید اسطوره‌های‌تان همان قدر اسطوره باقی بمانند؛ درست‌ترش این‌که زیاد نزدیک آدم‌ها نشوید،خیلی‌ها از دور قشنگ دیده می‌شوند.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
همین جریان "سخت نگیر دنیا دو روزِ"ست. من خودم خیلی وقتها دیدم که خیلی ها سر همین سخت گرفتن های الکی چقدر خودشون رو داغون کردن. اصلا دنیا ارزش سخت گرفتن رو نداره! البته یه مدل سخت گرفتن دیگه هم داریم که واسه اون دنیاست که به نظر من لازمِ! یعنی اگر از اون نظر به خودمون سخت نگیریم همینجا؛ اون دنیا بدجوری سخت میگیرند بهمون
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
شعری سروده خودم

چشم هایم باز شد٬ دیدم کنارم نیستی

٩٥/٠٩/١٨
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
معرفی فیم دریا سالار

لطف خدا بود

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
نامه ی کشف شده ی قدیمی ترین دانشجوی دانشگاه بیرجند

مجمع الأدبا

٩٥/٠٩/١٥
اندر حکایت آموزش مسائل جنسی به کودکان

بچه از کجا میاد؟

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

چشم هایت شبیه پاییزند...

٩٥/٠٩/١٨
چرا همیشه همه چیز را آماده می خواهیم؟

دوستت دارم های ناگفته

٩٥/٠٩/١٥
باید بشوی همان آدم سابق

آفرینش برای خوب بودن

٩٥/٠٩/١٤
دیکتاتوری دوست داشتنی

از دلخوشی تا دلبستگی

٩٥/٠٩/١٨
ترانه ای سروده خودم

تو خیالی...

٩٥/٠٩/١٦
شعری سروده خودم

ناز نگاه

٩٥/٠٩/١٤
ترانه ای سروده خودم

وقتی ستاره توی آسمونه

٩٥/٠٩/١٥
چند کلمه با عادل فردوسی پور که دیگر عادل نیست

ناعادل!

٩٥/٠٩/١٦
به دنبال یک مامن

اعتراف

٩٥/٠٩/١٨
خواب عجیبی بود...

تجربه مرگ در خواب

٩٥/٠٩/٢٠