در حضرت کریم تمنا چه حاجت است؟
دلنوشته

در حضرت کریم تمنا چه حاجت است؟

نویسنده : حکیمه بالال

باز هم دوباره فرصت‌مان داده‌ای. که باز پیش از ما، تو دست به سوی‌مان کشانده‌ای. که مثل همه‌ی روزهای عمرمان آن‌که امید هر خیری است تو باشی.

که تمام رحمتت را باز نصیب‌مان کنی. که حتی خودت امانِ‌مان دهی به مهربانی‌ات و در سایه سار رحمانیتت هراسی نباشد از خشم تو، هر چند شرها و شَرَرها افروخته باشیم و باز مهربانی نگاهت، آرام کند تلاطم دل‌های زنگار گرفته را.

 که به چون ران ملخی یا پای موری در پیشگاه سلیمان، باران عطایا بر سرمان بباری. درهای رحمت آسمان‌ها و زمینت را بر همگان بگشایی و بدهی هر که تو را خوانَد و نخوانَد که همه را نصیبی است از بارگاه فضل تو. و چه عجیب که حتی می‌بخشایی و می‌دهی آن که تو را نشناخت و نشناسد. آری، بلند است بام مهربانی‌ات. شعاع مهربانی‌ات عالم را فراگرفته است که خود گفته‌ای: *و رحمتی وسعت کل شیء.

کریمی و پایانی نیست کرامتت را. و چه جای حیاست از خواستن، آن‌جا که تو بار عام داده‌ای و از کریم چه باید خواست جز هرچه خیر و خوبی است. که اوست سرچشمه هر خیر. و مگر می‌شود خیر را بخواهی و بخوانی و از تو نگرداند هرچه بلا را. که چون دهد کامل دهد و نقصی نیست عطایش را.

چه نشسته‌ای رفیق؟! بشتاب! دست‌هایت را بلند کن. بخوان! بخوان او را که بزرگ است و کرامت شایسته او. بخوان او را که کلیددار خزائن آسمان‌ها و زمین است. که جز به فضل و رحمتش امید رهایی نیست.

آری بخوان! که لحظه‌ها در گذرند.

=======

پ.ن: مثلا برداشت آزاد از دعای یا من ارجوه لکل خیر

* و رحمتم همه چیز را در برگرفته است/اعراف-156

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
من اینجا یه بار نظر گذاشته بودم که! خب یک بار دیگه میگم :) » خیلی قشنگ و دل نشین نوشته بود درست مثل اصل دعا :))) | خیلی خوش برگشتید خانوم وانیا :)
Vania
Vania
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون:) هچین زیادم خوب نبود خودم میدونم:دی لطف دارین:)
mohammad_p
mohammad_p
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
بسیار زیبا و دلنشین
Vania
Vania
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
:)
محبوبه عظیم زاده
محبوبه عظیم زاده
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
به به... از این ورا وانیا خانم؟! :)))
Vania
Vania
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
مثکه راه گم کردیم:دی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
سلام؛ خیلی عالی بود بانو! چرا «مثلا»؟ خیلی هم خوب! از دل برآمد، لاجرم بر دل هم نشست :)
Vania
Vania
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
سلام:) لطف دارید شما میرزا..اونقدرام تعریفی نبود.فاصله گرفتن از نوشتن همان و ضعف همان. دعا کنید ما بیشتر قلممون کار کنه
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
این فاصله گرفتن کاملا درسته، شما برای من دعا کنید و من برای شما :-)
zakhar
zakhar
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
برداشتی کاملا دلنشین بود :) ایول :)
Vania
Vania
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
ایول بر شما :) ممنون که خوندین:)
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
کار بزرگ پرسپولیس

نگاهی متفاوت به لیگ برتر ۹۵_۹۶

٩٥/١٢/٢٨
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

قبیله عشق

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

پای من لغزید

٩٦/٠١/٠٤
تبلیغات
تبلیغات