آمدنت بهر چه بود؟

آمدنت بهر چه بود؟

نویسنده : وبگردی

پیش می‌آید از آدم بپرسند یا حتی نپرسند، آدم از خودش بپرسد که خب نقش تو این وسط چیست. نقش هم به این راحتی تعریف نمی‌شود. باید نقش به آدم بخوابد، جفت و جور بشود. آدم هم مجبور می‌شود ببیند چطور است بالاخره، با کمی نگاه به عقب. بعد به این نتیجه می‌رسد که یقین دخلی به آب دارد. مثلاً حوله رساندن به آن کسی که افتاده در استخر، یا حتی سشوار رساندن؛ یا شاید لیوان لیوان آب رساندن به داماد که خیال می‌کند تشنگی‌اش فقط تقصیر گرمی هواست؛ یا شاید نیم‌نگاهی داشتن به آسمان و چند قطره باران بی‌موقعش و هم‌زمان قوت قلب دادن به مادر که مگر آسمان جرأت دارد وسط عروسی دختر تو ببارد و می‌دهم چنان پدری ازش دربیاورند که جدش کومولوس بگرید؛ یا شاید اشک فروخوردن، وقتی مه‌سا دارد با اجازه بزرگتر‌ها می‌گوید بعله. آدم است دیگر، خیال می‌کند نقشش به آب است.
بعد ناغافل وقفه‌ای پیش می‌آید، پشت یک درخت کاج با بانو ایستاده‌ای به حرف زدن و بعد می‌بینی هر دو خسته‌اند از لبخند زدن بین عکس‌ها و عروس برو اینجا و داماد برگرد آنجا. همان پشت پناهگاه خوبی است، دور از چشم دیگران. یک جفت صندلی قاپ می‌زنی برایشان که دمی در خفا بیاسایند. آن وقت است که معلومت می‌شود آمدنت بهر چه بود.

منبع:

http://mirzabad.com/

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٣
٠
٠
بهر بهره بود
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/٢٣
٠
٠
پی دیدن گل سرخی در سایه درخت حقیقت.
m_meisam
m_meisam
٩٥/٠١/٢٣
٠
٠
:)
MahYa_amjad
MahYa_amjad
٩٥/٠١/٢٤
٠
٠
خخخخخ
z_ghorbani
z_ghorbani
٩٥/٠٤/٣١
٠
٠
قشنگ بوود
پربازدیدتریـــن ها
آقا کجایی؟

سربازانت منتظرند

٩٥/١٠/٢٣
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
دلم اتفاقات خوب می خواهد

تولدم مبارک!

٩٥/١٠/٢٣
لبخندت برای من قدیمی نمی شود

من و خاطره یک نیمکت رنگ و رو رفته

٩٥/١٠/٢٣
سوغاتی برای دل خسته ما

مادربزرگ

٩٥/١٠/٢٣
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
شعری سروده خودم

گفتار در هم عشق

٩٥/١٠/٢٣
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
تبلیغات
تبلیغات