آقازاده کوچولو / طنز
معرفی کتاب طنز

آقازاده کوچولو / طنز

نویسنده : n_rohani

نام کتاب: آقا زاده کوچولو

نویسنده: آنتوان دو تومان اگزوپری (برادر انتوان دو سنت اگزو پری نویسنده شازده کوچولو)

موضوع کتاب: این رمان خواندنی و البته طولانی در سه جلد و در تمام 1836صفحه خود به شرح اوضاع یک مرد می‌پردازد که یکسال نوروز برای تفریح عازم سفر می‌شود ولی در راه با ماشین پراید خود بر روی سرعت‌گیری بزرگ گیر می‌کند و نمی‌تواند از آن بگذرد و در این‌جا  با کسی آشنا می‌شود که از قضا این فرد آقازاده کوچولوست در این‌جا پاره‌ای از بندهای آشنایی این دو شخصیت اصلی رمان را می‌آوریم.

من روی یک سرعت گیر بزگ گیر کرده بودم که یکهو یک پسر بچه رو دیدم

- سلام عمویی تو دع اینجی چِر منی؟

- من....من از راه دوری میام

- خو به ما چه؟ بگو بریچی اٌمدی ؟

- اومدم  دور دور ....... واستا ببینم اصلا به تو چه؟!

- چیش میگویی یَرگه تو؟ حالت خوبع؟ دور دور چیه َباز

- بابا میگم  اومدم تفریح اینم ماشینمه

- قناری آواز سر نده بابات کوجی رفته؟ این شاسی بلندَ فقط تو فیلماست نَمتَن من و تو باهاش عسک بگیریم

- قناری چیه؟ بذار به بابام بگم حسابت رو میرسه، بعدا میفهمی باید با بزرگتر از خودت شوخی نکنی.

- هوی هوی هووووی ور ته رو باو ما خودوم شر خر محلمونوم هفت جد و آبادت هم نمتنن... اصلا این بابای گور به گورت کجاس با این بچه تربیت کردنش فکشو آسفالت کنُم؟

- اوه اوه مردک .حالا که به بابام گفتم تا یارانه‌ات رو هم قطع کرد میفهمی

یک لحظه صبر کنید. شاید راست باشد جهان پیش چشم مردک بیچاره تیره می‌شود، داستان جدی است لهجه تهرانی بر می‌دارد و می‌گوید

- جاااااان؟ شما مگه کی هستید پدرتون کی هستند؟

- من آقا زاده ام بابام هم......

یوووووووک از ته دل مرد بیچاره طنین انداز می‌شود و ...

- چرا زودتر معرفی نکردی آقا زاده جان من نوکرتم

آب رفته به جوی باز نمی‌گرد، یارانه او قطعا قطع می‌شود، آقازاده با ماشین شاسی بلندش از روی آن سرعت گیر بزرررررگ می‌گذرد و می‌رود ولی مرد بیچاره در صفا و صمیمیت کوه پایه همان سرعت گیر اتراق می‌کند و روز 11 عید همچون قویی سبک بال با پراید خود باز می‌گردد با این تفاوت که دیگر بیست و دوم منتظر ا اس ام اس بانک نمی‌ماند و 25فروردین تلف می‌شود.

در پایان رمان آقا زاده کوچولو آنتوان دو تومان، در دست خطی جاودانه برادرش آنتوان دو سنت را به خیال بافی متهم می‌کند و می‌گوید او از اولش هم چشم دیدن مرا نداشت و به تمجید از آقا زاده می‌پردازد و می‌گوید پدرمان هم می‌دانست که من از تو با ارزش‌ترم، وقتی به دنیا آمدیم دو تومان کجا و دو سنت کجا؟

==========

 پی نوشت: «یوک» در ادبیات سبزواری به معنی تعجب فراوان با مایع تاسف است و معادل نزدیک مشهدی آن احتمالا «تِش» می‌باشد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد-۱۵۱
محمد-۱۵۱
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
جالب بود
Nahid.R.05
Nahid.R.05
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
کتابی که به دوسنت می ارزد را سالی دو بار میخوانم که به دو تومان کلی هم می ارزد.
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
اون قسمت اهلی کردن رو هم تو این نسخه ترجمه می کردین بد نبود =)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
جالب بود :))) | این "یوک" واسه من کلی خاطرست با 2 تا سبزواری باحالا :))) یادش بخیر. ولی خب «تِش» مطمئنید مشهدیه؟ من تاحالا نشنیدم! معمولا تو اینجور شرایط مشهدی ها میگن "نه بابا" :))
s_a_taheri
s_a_taheri
٩٥/٠٦/٠٩
٠
٠
جالب بود احسنت:))))
پربازدیدتریـــن ها
مزاج خود را اماده کنید!

این یک نوشته تند است

٩٥/١٠/٢٦
دین داری سخت شده است

شهر زیبا

٩٥/١٠/٢٨
خیالبافی های عاشقانه

آغوش بی مثالت در ذهن من نشسته

٩٥/١٠/٢٧
ای کاش هر روز، روز آخر بود

روز آخر

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

مثل تفنگ عاشقم که دست خودم نبود

٩٥/١٠/٢٨
گاهی هوس می کنند بروند

همه چیز جدی می شود

٩٥/١٠/٣٠
با همان لبخند همیشگی

عقب‌ تر بایست!

٩٥/١٠/٢٦
فاز سیگار

سیگارت بهمن / قسمت اول

٩٥/١٠/٣٠
از زجر بیشتر نجاتش داده بود

دست های مهربان؟!

٩٥/١٠/٢٥
داستان کوتاه

رز آبی

٩٥/١٠/٢٦
شعری سروده خودم

او می آید

٩٥/١٠/٢٧
حال همه ما خوب است!

از شبکه های مجازی تا دانشگاه های مجازی

٩٥/١٠/٢٩
لعنت به این زنگ دلهره آور

لعنت به اين تكرار

٩٥/١٠/٢٨
دست خالی و مشکلات مالی

فقر فرهنگی در سینمای آبغوره گیر

٩٥/١٠/٢٧
تا رسیدن پول بروز ندهید!

دندان های نا اهل

٩٥/١٠/٢٥
این داستان واقعی است

پاداش یک مرد پولدار

٩٥/١٠/٢٧
هوا خیلی خیلی پس است!

هوای این روزها

٩٥/١٠/٢٥
چتر صورتی و قدم های دو تایی

سه حرفی جمع و جور

٩٥/١٠/٢٥
همین نیرومند بودن را

من زن بودنم را دوست دارم

٩٥/١٠/٣٠
آری به روی کاغذهای سفید ذغال کاری شده.

نه به تلگرام!

٩٥/١٠/٣٠
تبلیغات
تبلیغات