مناظره کی روش و کفاشیان
شعر طنز

مناظره کی روش و کفاشیان

نویسنده : sajjad_mohammadi

این شعر زیبا توی صفحه آقای امیر حسین خوشحال بودش. واقعا خنده دار هست.

کی روش:

امروز من از تیم شما خواهم رفت / از پیشِ تو مردِ ناقلا خواهم رفت!

من گرچه رئالی ام ولی از لج تو / در فصل دگر بارسلونا خواهم رفت

کفاشیان:

در کشور ما چه کار مثبت کردی؟ / از کشور ما اگر که رفتی مَردی

این قصه ی رفتنت کمی تکراری ست / من مطمئنم نرفته بر می گردی

کی روش:

یک عمر به کار تیم من خندیدی / بر وضعیت بد چمن خندیدی

حین جلسات بین ما و « اسدی » / در لحظه ی خشم من؛ خفن خندیدی

کفاشیان:

کی روش! به خدا پشت سرت می خندم / بر چهره ی دائم پکرت می خندم

در ظاهر اگرچه اندکی غمگینم / اینبار زمان سفرت می خندم

کی روش:

من خسته شدم دگر ز دیدار شما / من گیج شدم همیشه از کار شما

این دفعه دگر حرف مرا باور کن / امشب بروم؛ خدانگهدار شما

کفاشیان:

وقتی بروی دگر نگویم: وای وای / بشکن بزنم کنم حسابی نای نای!

در لحظه ی رفتنت مرا خواهی دید / از آن طرف شیشه بگویم: بای بای

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
گفت نای نای یاد نای نای تو ورشگاه ثامن افتادم.خخخخ
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
عجب شعر باحالی بود :))) هی خنده های کفاشیان میمد تو ذهنم باز اعصاب داغون کی روش میمید که حرص میخوره از دستش :)))))
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٢٤
٠
٠
بامزه بود . اما انگار جدی جدی داره زحمت کم میکنه !
پربازدیدتریـــن ها
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
بعضی ها

ساعت های بی صدا

٩٥/٠٩/١١
ترانه ای سروده خودم

دل بهونه گیر

٩٥/٠٩/١٥
گفت: «من به دنیا اومدم پیاده بیام تا حرم آقا»

مشغول می زدم

٩٥/٠٩/١٠
عمق فاجعه

آرایشگاه

٩٥/٠٩/١٥
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣