من کودنم! می فهمی؟!
معرفی یک طنز بوک تخیلی

من کودنم! می فهمی؟!

نویسنده : d_radmand

معرفی کتاب

«من کودنم. میفهمی؟»

من کودنم، میفهمی» پرفروش‌ترین کتاب سال 1420 است. این کتاب ابتدا با نام "من میفهمم. کودنی ؟" روانه بازار شد که اقبال چندانی نیافت، سپس در اقدامی عجیب و جالب توسط نویسنده‌ی کتاب؛ که دارای دکترای جامعه شناسی است، عنوان آن به "من کودنم. میفهمی؟ " تغییر یافت و پس از آن پرفروش‌ترین کتاب سال شد.

حشمت الله کوکبی نویسنده‌ی پرفروش‌ترین کتاب سال در مورد اثرش می‌گوید:

« اولش فرستادیم بازار دیدیم نچ نمیخرن! هی این ناشر فشار آورد آقا نفروشه چکتو میذارم اجرا و ما هم دیدیم که اوضاع خیلی خیطه، سریع گفتم چه خاکی به سر کنیم یهو به ذهنم زد عنوان کتابو عوض کنم. و اینطوری شد که میبینید»

این اثر در چهار فصل با سر فصل‌های

« درباره‌ی کودنی»

« هیس، کودن ها فریاد نمیزنند فقط لگد!»

« جدایی کودن از جامعه»

و «کودن ها هیچ وقت از بین نمیروند فقط از پستی به پستی دیگر منتقل میشوند» منتشر شده است.

این کتاب در انتشارات ونوس شمال شرقی به چاپ رسیده است. قیمت این اثر نه در پشت و نه در روی جلد نوشته شده و این کتاب را ازین لحاظ با سایر کتب متمایز کرده است. از این نویسنده آثار دیگری به چاپ رسیده است:

« کودن دونت پر شده ؟ جلد 1 ، جلد 2»

« کاشکی من هم کودن بودم»

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
اسمش واقعا جلب توجه میکنه.ممنون از معرفیش
...
...
٩٥/٠١/٢٢
٠
١
خدایا توبه! یعنی این کامنت قبلی نفهمیده متن طنز است و کتاب خیالی؟ !
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
آقا این جدی بود؟ هست همچین کتابی؟ :))))) خیلی ماجرای جالبی داشت :))) فقط لگد :خخخخخ
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
سلام به دوستام که نظر گذاشتن اول که خوشحالم قالب رو اونقدر خوب نوشتم که علاقه مند شدین به کتابه دوم اینکه ناراحتم که به طنز بودنش پی نبردین؟ دارین شوخی میکنین با من؟
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٣
٠
٠
عه...چه اسم زشتی..
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤