رستورانت! / داستانک
داستان فانتزی

رستورانت! / داستانک

نویسنده : d_radmand

سس قرمز گفت: من خوشمزه‌ترم، اون منو می‌خوره، مگه می‌شه گوجه فرنگی له شده، پوسیده، بو گندو رو ول کنه و بیاد مایونز بخوره.

سس مایونز گفت: هوووو... با من چیکار داری؟ معلومه که من از تو خوشمزه ترم. اگه هم بخواد نخوره خردل نمیخوره ...

سس خردل: چی میگی عامو؟ معلومه مو رو میخوره. هی وولک نظرتو چیه؟

سس انبه: ها... نظر مو اینه که سس فرانسه نمی‌خوره...

سس مایونز: بچه‌ها سس فرانسه تموم شده... هق هق هق هق

سس انبه: ای وای وولک، هق هق هق هق

سس قرمز: وای بر ما که قبله رفتنش درک نکردیمش، وا اسفاه، وااا....

نوشابه: بچه‌ها اومد، اومد، همه حواستون باشه، دیگه حرف نزنین. 

و پسر بچه سریع ساندویچ را گاز زد، و هنوز سس‌ها سر جای‌شان بودند. ناگهان پسر بچه یادش آمد سس نزده است.  سس‌ها شروع به ولوله کردند.

سس قرمر: دیگه نوبت منهه، بخوووور منووو .

نوشابه: ساااااکت، مگه نگفتم حرف نزنییییین!!؟

و پسر بچه سس را ریخت روی ساندویچ... ولی سس را از جیبش درآورده بود. سس‌های خانگی، آخر مادرش به سس‌های کثیف بیرون اعتقادی نداشت!

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
admincheh
admincheh
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
آخی ، آخرش چه قدر غافلگیرانه تموم شد . معلومه که مامانا اعتماد ندارن:)
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
اعتماد داشت، اعتقاد نداشت
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
سلام. روایت جالبی بود. آخرش هم که دلسوزی مادر ها رو یادآوری کرد برامون. یک موردی :«...له شده، پوسیده، بو گندو رو ول کنه...».دقت کنید. اینجا چند تا صفت آورده شده برای سس قرمز که بین هر صفت یک ویرگول وجود داره. اما قواعد به ما میگه که قبل از صفت آخر که در اینجا «بوگندو» هست به جای ویرگول از حرف «و» استفاده کنیم. دقت کنید : «...له شده، پوسیده و بوگندو رو ول کنه و...». موفق باشید.
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
سلام . تشکر. استفاده کردم
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
همچین جمع و جور و جالب نوشته بودیدش من چندتا نکته ازش گرفتم که خیلی خوشم امد. آفرین :)
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠١/٣٠
٠
٠
مرسی
فو فا نو
فو فا نو
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
خیلی جالب بود :) و بیش از حد نمادین :)))
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
نمادین 😊عجب
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
مرسی که کوتاه و بامزه نوشتی:-)
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
تشکر
پربازدیدتریـــن ها
چند خطی برای فرزندم

من به تو خواهم آموخت که...

٩٦/٠٦/٢٣
از پدیده خوابگاه تا غذای محبوب سلف!

دانشگاه رفتن ؛ چالش یا فرصت؟

٩٦/٠٦/٢٣
مثل بلبل انگلیسی حرف می زنم

خاطرات کلاس زبان محاله یادم بره

٩٦/٠٦/٢٢
شعری سروده خودم

ابر پر باران

٩٦/٠٦/٢٢
شعری سروده خودم

عاشقی پیشه خوبیست

٩٦/٠٦/٢٦
اصلا بهتر باش جانم!

الفبا را نادیده نگیریم

٩٦/٠٦/٢٣
در سکوت مطلق

یک روز از همین امروز و فرداها

٩٦/٠٦/٢٦
مقایسه دو کتاب کلیدر و بوف کور

ادبیات داستانی اجتماعی یا داستانی سیاه نمایی؟

٩٦/٠٦/٢٧
تو چه می دانی؟

دل عاشق

٩٦/٠٦/٢٥
در راستای اظهارات وزیر بهداشت

روحانی؛ ضمانت خرید شماست

٩٦/٠٦/٢٦
طعم نامردی ات را می چشی

تو رفتی...

٩٦/٠٦/٢٢
ملاقات غیرمنتظره با رئیس جیم

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت نهم

٩٦/٠٦/٢٧
ترانه ای سروده خودم

باغ بارون زده

٩٦/٠٦/٢٢
مگر شعر چیست؟

دل خوش به شاعر بودن

٩٦/٠٦/٢٥
صدای اعضای شورای شهر هم در آمد

نمایشگاه ایرانکام سال به سال افتضاح تر

٩٦/٠٦/٢٧
ترانه ای سروده خودم

ناقوس تنهایی

٩٦/٠٦/٢٦
شعری سروده خودم

دلم پرواز می خواهد

٩٦/٠٦/٢٣
ترانه ای سروده خودم

شاه قلبم

٩٦/٠٦/٢٨
با اینکه می دانی

پایه و اساس زندگی

٩٦/٠٦/٢٥
اشک های بی ثمر

از نیامدن ها

٩٦/٠٦/٢٧
تبلیغات