به کدام کوره راه پرت شده‌ایم؟
نامه‌ای برای دخترم هانا

به کدام کوره راه پرت شده‌ایم؟

نویسنده : sh_jahantiq

گاهی آنقدر غرق ِخودمانیم و گم می‌شویم که نمی‌دانیم کی هستیم! یادمان می‌رود برای چی آمده‌ایم! اصلا خیلی وقت‌ها گم می‌شویم ... گم ِ گم ... حتی یک جاهایی خودمان هم نمی‌فهمیم که مسلمانِ واقعی و باتقواییم یا زبانم لال کافر شده‌ایم. ولی بعضی وقت‌ها که فکر می‌کنم، می‌بینم خیلی‌های دور و برمان اصلاً شاید خود ما، چقدر شبیه منافقان رفتار می‌کنیم و خبر نداریم. گاهی آن‌قدر در خودمان فرو می‌رویم که خیلی چیزها برای‌مان بی‌اهمیت می‌شود. فرو می‌رویم در لجنزار ِخودمان! خودخواهی ِمحض و اما در این همه گمراهی‌های پیچ در پیچ، ما چه خدایی داریم! چه خدای عجیب مهربان و دلسوزی! چه خدایی که به حال خودمان رهای‌مان نمی‌کند، نامه می‌دهد، کلمه، کتاب! واژه‌های مقدسش را می‌ریزد در قلب رسولش، شاید، شاید، شاید رستگار شویم! راستی رستگاران چگونه‌اند؟!

هانا؟ دخترم؟ می‌خوانی نوشته‌هایم را؟ هانا راستش نمی‌خواهم که تو هم مثل من گم شوی! نمی‌خواهم ندانی کجایی؟! و چه می‌کنی ... پس بیا بنشین این‌جا با هم قرآن را بخوانیم، ببینیم ما جزو کدام دسته‌ایم؟ خدا باتقوایانش را با سه ویژگی معرفی می‌کند! یکی ایمان به غیب، دیگری اقامه نماز و سومی انفاق از همه مواهب ... هانا؟ من و تو این کارها را انجام می‌دهیم؟ آدم‌های مومن مرز مادیات را می‌شکافند و خودشان را از چاردیواری آن رها می‌کنند، دیدشان بزرگ است! چیزهایی بیشتری را می‌بینند، احساسشان، درک‌شان، بی‌قراری‌شان و آرامش‌شان عجیب است، هانا... خدا بعد از اولین ویژگی یعنی همان ایمان به غیب، حرف از نماز می‌زند، در واقع یک راه همیشگی، یک پل، یک دستاویز، یک چیز ِ خوب ِ خوب که مومنان را وصل می‌کند به غیب نماز است. و بعد کسی که این‌طور وصل شد، می‌شود اهل انفاق، نه فقط از مال و مادیات، که از خوبی‌هایش، از هر آن چیزی که دارد، از علمش، معنویاتش، انفاق می‌کند و می‌بخشد، بی‌انتظار ِ پاداش! 

دخترم من و تو کی می‌خواهیم شبیه آیه سوم ِ این سوره مبارک بشویم؟ چقدر راه باید برویم؟ هانا؟ توی آیه بعدی خدا دو تای دیگر از ویژگی‌های پرهیزگاران را بیان می‌کند. ویژگی اول ایمان به همه پیامبران است، که می‌خواهد بگوید بین اصول همه پیامبران هیچ اختلافی نیست و همه آن‌ها برای رشد ما آدم‌های ضعیف آمده‌اند که دست‌مان را بگیرند، که گم نشویم در تاریکی این دنیای دهشتناک. هانا این را هم باید برایت بگویم که ایمان به پیامبران قبلی به این معنی نیست که ما خودمان را با پیامبر خودمان وفق ندهیم و مطابق آیین پیامبران قبلی عمل کنیم، چرا که در این صورت گامی به عقب برداشته‌ایم! آخر خوب می‌دانی که پیامبران هر کدام بعد از دیگری دین را با جزئیات کامل‌تر برای‌مان آورده‌اند و ما باید به سوی تکامل حرکت کنیم. حالا ویژگی بعدی که همان ایمان به آخرت و رستاخیز است، باید ایمان داشته باشیم که بیهوده آفریده نشده‌ایم، که روزی باید برویم حساب پس بدهیم! که برگردیم به اصل ِ خودمان، به همان جا که باید، میدانی؟ این اعتقاد به مومنان آرامش می‌دهد، و شجاعت، که اگر دارند سختی می‌کشند در راه وصل، حتما یک روز نتیجه‌اش را می‌گیرند. در آیه بعدی خدا از نتیجه و پایان کار مومنانی حرف می‌زند که صفات پنج گانه را دارند و می‌گوید این‌ها در مسیر پروردگارند و خداوند رستگاری‌شان را تضمین کرده  است.

ما چقدر توی مسیر خدا هستیم؟ نماز می‌خوانیم؟ با دقت؟ با حضور قلب؟ آرامش داریم؟ اصلاً حواس‌مان هست که همه چیز ِ این دنیا تمام شدنی ست؟ حواس‌مان هست که شاید دیگر وقتی نمانده باشد؟ که باید جمع کنیم و از اینجا برویم؟ حواسمان نیست، بخدا حواسمان نیست، این خیلی غم انگیز است، خیلی دخترکم !

===========

پ.ن: بعد از خواندن تفسیر آیه 3 تا 5 سوره بقره - صفحه دوم قرآن کریم .

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
فرشاد مشیری
فرشاد مشیری
٩٥/٠١/٢٤
٠
٠
ممنون.مطلب خوبی بود
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
به به درود بر آقای مشیری :))
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
بازم یک مطلب بسیار خوب و آرامش بخش :) قلمتان پایدار
مریم سادات
مریم سادات
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
مثل همیشه عالی گمجشک جانم^_^
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
عجب مطلب قشنگ و روونی بود. لذت بردم از خوندنش. ممنونم :))
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠١/٢٩
٠
٠
سلام :) ... تولدتون مبارک :)
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
آدم ها چقدر زود عوض می شوند

ساعت 1:29 دقیقه بامداد

٩٦/٠٤/٠١
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
خطر استفاده از واژه های بیگانه

ساید بای ساید

٩٦/٠٤/٠٣
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
روزه خواری در ملا عام

جرم هست؟ نیست؟

٩٦/٠٣/٣١
من غرق تماشای چشم هایت

محبوب من

٩٦/٠٤/٠١
این قلم، ریشه می دواند

پاره خطی برای جیمی ها

٩٦/٠٤/٠٣
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات