کوری هم نعمتی ست!

کوری هم نعمتی ست!

نویسنده : بهمن بهمنی

می‌گفت نگاهش کن، آهسته راه می‌رود و سر به زیر است، حتی یک لحظه به تو نگاه نکرد.

آرام از کنار آن مادر و دختر رد شدم، ته دلم گفتم مردم با چشم‌ها قضاوت می‌کنند. آخر آن مادر نمی‌دانست که پاهای من به شدت آفتاب سوخته است که آرام راه می‌روم و نمی‌دانست که تازه از خواب بیدار شده‌ام و عینکم را نزدم پس به همین خاطر سرم پایین است و مواظبم زمین نخورم!

بعضی وقت‌ها هم باید عینکت را برنداری وقتی که نمی‌توانی نگاهت را حفظ کنی، می‌دانم شاید سخت باشد ولی کوری هم خودش نعمتی است.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
جالب بودش :) مرسی :)))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
:) ممنونم
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
مهندس میدونستی که کارت درسته دیگه؟ تو کوتاه نویسی هم مشخصه توانایی داشتی و رو نمیکردی چندان. باریکلا کوتاه و پر معنا بود :))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام علیرضا چاکرتم م م تا ارغوان دره که الان پر ابه: )
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
کوری هم نعمتی ست.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
:) بله رفیق
m_meisam
m_meisam
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
بسیار عالی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنونم :)
elnazi
elnazi
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
:)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
:)
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠٢/٠٦
٠
٠
گاهی وقتا با خودم میگم بهتر بود یک روزهای کور می بودم..
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

الغوث خدایا

٩٦/٠٣/٢٥
بغضم می گیرد

تله پاتی

٩٦/٠٣/٢٥
شعری سروده خودم

همه جا صوت غریبانه آن آهنگی است

٩٦/٠٣/٢٨
حرف‌هایم را برای شما بگویم

روزمرگی های گارسون جوان

٩٦/٠٣/٢٧
در دنج ترین گوشه دل

شمعدانی کوچک من

٩٦/٠٣/٢٧
آرامش من در کدام است؟

مرگ درخت هشتاد و یک ساله

٩٦/٠٣/٣١
شهادت مبارکش باشد

چند می گیری عاشق بشی؟

٩٦/٠٣/٢٧
در باب خبرهای بی‌اهمیتی که برایمان مهم می‌شوند

قسمت آخر خندوانه لو رفت...

٩٦/٠٣/٢٩
لطفا خانم ها با دقت بیشتری بخوانند

بازار کاری که خانم ها خرابش کردند

٩٦/٠٣/٢٨
او اکنون کلاس چهارم است

پدربزرگ دوست داشتنی

٩٦/٠٣/٢٨
شعری سروده خودم

از درد می رسم به همان نقطه، باز درد

٩٦/٠٣/٢٩
جایگاه مقدس یک پدر

پدر ظالم

٩٦/٠٣/٢٨
همه چیز را ندانی

غرور و تردید

٩٦/٠٣/٢٥
محال است یادم بروند

خاطرات وبلاگ نویسی

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

دوست داری بروی؟

٩٦/٠٣/٣١
شعری سروده خودم

حکومت عشق

٩٦/٠٣/٢٩
در جاده زندگی هم مسیر شویم

همکلاسی

٩٦/٠٣/٢٥
لطفا ما را گارسون صدا نزنید

روزمرگی های گارسون جوان / قسمت دوم

٩٦/٠٤/٠١
شعری سروده خودم

چشم ها در انتظار آشنای نیمه شب

٩٦/٠٣/٢٥
در میان انبوه این شدها و نشدها

هیچ گاه نشد

٩٦/٠٣/٣٠
تبلیغات
تبلیغات