چایی را بریز همسرم
شاید همین حوالی، شاید کمی آینده

چایی را بریز همسرم

نویسنده : بهمن بهمنی

زمان می گذرد شاید آینده، درک واژه‌ی سختی برایت کمی دور از ذهن باشد. می‌دانی می‌خواستم خوشی‌های زندگی را با تو تقسیم کنم برای همین دیر شد. شاید وقتی کتاب نیمه‌ی گمشده الهی‌ات را ورق می‌زدی من میان انبوهی آهن به فکر تحلیل یک هندسه بودم.

نه برای ترسیم عشق تو، نه! برای همین آسایش زندگی حالایمان.

چایی را بریز همسرم گذشته سخت بود ولی گذشت. نیم ساعت دیگر از سر کار بر می‌گردم...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
چه وعده ی شیرینی . نیم ساعت دیگر از سر کار بر می گردم.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
:) ممنونم
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
ینی الان داری فرداتو میسازی؟؟اگه اون بنده خدا بدونه اینقد از الان به فکرشی خیلی توقعاتش میره بالا!نوشته هاتو بسوزون!:دی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
خخخخ :)
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
از اون مطالب سورئال بودش...
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
:) ممنونم که نظر دادین آقای نادری
الهام حبشی
الهام حبشی
٩٥/٠١/٢٥
١
٠
نیم ساعت دیگه چایی تبدیل به آلاسکا میشه!! قشنگ نوشته بودین .
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
١
٠
:) فهوای مطلب رو گرفتین ها
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠١/٢٥
١
٠
کاش مینوشتین «چای» آهنگ داشت و به متن هم میخورد :) کاش همه مردا مثل شما باشن. از الان در تلاش و به فکر آینده و تنها توقع یک لیوان چای :) البته کی گفته خانوما راحتن و فقط کتاب میخونن؟! :|
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
با این گزینه چای موافقم :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
:) بله میشه گفت چای ، و خب آقای فروزان اصلاحش کنید :)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
مبارک باشه فک کنم خبراییه:دی نیم ساعت دیگه منظور۳۰روز اینده اس :دی
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
:) خخخخخ نه هنوز
elnazi
elnazi
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
مبارک باشه انشالله :) پیر شین به پای هم :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
:) ! نه هنو که مزدوج نشدیم
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
آقا فرصته بده به جوونا.
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
خخخ :)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
مهندس میدونستی که خیلی کارت درسته :)))
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
:) چاکریم رفیق
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
پ کو شیرینیتون من یه روز به عمرم باشه باید بیام شیرینی عروسیدونا بخورم +شام :دی زیبا بود
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
:) خخخ ممنون
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
بچه ها ببخشین من روزش گرفتار بودم و شبش مریض شدم ، برا همین دیر جواب دادم به نظرهاتون :)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠١/٢٧
٠
٠
شاعر در این مواقع میفرماد : ول کن جهان را چایی ات یخ کرد :)
بهمن بهمنی
بهمن بهمنی
٩٥/٠١/٢٧
٠
٠
عجب شعری این رو تو وبلاگم می زارم:)
s_ehsan
s_ehsan
٩٥/٠٢/٠٤
٠
٠
چه عالی....چه مختصر وموثر... خیلی زیبا بود
پربازدیدتریـــن ها
شاید قهرمان این فصل شویم

ظهور استقلال آرمانی

٩٥/١١/٢٨
حیف شد

حیاط خانه ی مادرجون

٩٥/١١/٢٦
ترامپ هستند، 70 ساله از حزب باد!

وقتی از ترامپ حرف می زنیم، دقیقا از چه حرف می زنیم؟

٩٥/١١/٢٨
طنزیات

مصاحبه خبرگزاری مهر با آبراهام لینکلن!

٩٥/١١/٢٨
حالا نوبت من بود

نامه ای به خدا

٩٥/١١/٢٧
گاهی از پنجره بیرون را نگاه کن

به دنیا آمدیم تا به هم کمک کنیم

٩٥/١١/٢٧
نسل های بعد

خسته تر از آنیم، که فکرش بکنی

٩٥/١١/٣٠
یعنی چه شده بود؟

طبق عادت / قسمت دوم

٩٥/١١/٢٧
نقد و بررسی فیلم فصل نرگس

وعده ما قبرستان!

٩٥/١١/٢٨
آمده بودم بنویسم...

دو دقیقه حواستان را به من بدهید لطفا

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

کسی خبر ندارد

٩٥/١٢/٠١
یتیم شدم، همین

هر چه صدا می زنم بابا!

٩٥/١١/٣٠
من متخصص هستم!

راه اشتباهی

٩٥/١١/٢٧
خاطراتی از نمایشگاه پژوهش سال 94

از هم فکری تا اثبات توانایی ها

٩٥/١٢/٠٢
باید به روایت‌ها چون حکایت‌ها احترام گذاشت؟

حکایت اندر روایت

٩٥/١١/٢٦
نسل ما

من آخر دیروزم

٩٥/١١/٣٠
حرف هایی که شبیه دروغ هستند

واقعیت های دروغ نما

٩٥/١١/٢٦
شعری سروده خودم

جنگ غرور

٩٥/١١/٢٦
وقتی همه ایران یک رنگ می شود

اولین روز آبی

٩٥/١٢/٠١
مطمئنم اینجاست

هیس، آرام، کسی بو نبرد

٩٥/١٢/٠٢
تبلیغات
تبلیغات