دهه‌ات گذشته مربى!
صداى ما را از امارات متحده اروپايى مى‌شنويد!

دهه‌ات گذشته مربى!

نویسنده : محمد ناصر حق خواه

مى‌گويم: فرگوسن باهوش بود؛ مى‌گويى: به خاطر آن همه افتخار كه يكى‌يكى و چند تا چند تا براى خودش و تيمش درو كرد؟ مى‌گويم: شايد، اما اين را كه قبل از او و بعد از او هم بعضى‌ها داشتند. مى‌گويى: به خاطر لحظه‌هايى كه ضربان‌ها را مى‌رساند به حد انفجار و به خاطر «فرگى تايم»‌هاى* بى‌نظيرى كه با او گذرانديم؟ مى‌گويم: خب اين هم بود، اما فوتبال خيلى جاهايش از اضطرابِ لحظات نزديك به شكست و ساحل آرام بعد از برد سرشار است. مى‌گويى: خب خودت بگو. مى‌گويم: بگذار برايت چند كلمه بنويسم؛ راحت‌تر از حرف زدن است انگار! 

وقتى پيرمردى كه الان مى‌شناسيم در ٤٥ سالگی رفت به منچستر يونايتد؛ شعار رقيب‌شان اين بود كه تا ابد قهرمانى‌هاى يونايتد به ليورپول نمى‌رسد. بى راه هم نبود؛ وقتى كه الكس آمد ١٠ جام بود اختلاف و وقتى رفت ٢ جام؛ اولى ١٠ جام كمتر و دومى ٢ جام بيشتر. اما همين فرگوسن جان سه، چهار سال اولش دريغ بود از يك قهرمانى خشك و خالى. يعنى مى‌خواهم بگويم كه حرفه‌اى بودند مديران و صبور بودند هوداران و مثل دمدمى مزاج‌هاى عرب نبودند و... آرى همه اين‌ها بودند و حالا نيستند. حالا رسما مى‌شود اسم‌شان را گذاشت امارات متحده اروپايى، با مديرانى كه با باخت لرز مى‌كنند و هودارانى كه هوار مى‌شوند روى سرشان تا بزنند زير ميز بازى و اخراج!

مى‌گويى: خب بابا اين‌ها را گفتى كه بگويى اوضاع آن طرف چه طور است و روتیر اين مطلب را شير فهم كنى كه كردى! حالا به قول سرهنگ عليفر: كه چه؟

مى‌گويم: كه اين‌كه تا اين‌جا را داشتى؟ حالا از اين بعد را داشته باش. تا بگويم الكس آقا چرا زرنگ است.

فرگوسن فقط خودش و خودش نبود. هم نسل هايى داشت كه يا مثل ونگر، آرسنال را بى‌شكست قهرمان مهم‌ترين ليگ باشگاهى دنيا مى‌كردند يا مثل ليپى، ايتالياى كم ستاره‌ى پرحاشيه را آماده‌ى آقايى دنيا مى‌ساختند يا بنيتزى بودند كه بازى سه هيچ عقب را مساوى در مى‌آوردند و توى پنالتى هم جام را به زور هم كه شده به تيم‌شان مى‌رساندند.

اما يكان يكانِ اين‌ها خالى بودند از اين پيش‌بينى كه دنياى جديد مال آن‌ها نيست.خودشان بودند و خودشان تا اين‌كه خبر آمد ليپى آن‌قدر تيم نداشته كه رفته آن طرف دنيا و تاكتيك در مغز فوتبال نفهم‌هاى چينى مى‌كند و پول به جيب مى‌زند. اما تكان نخوردند و همان روش‌ها و ايده‌ها را پى گرفتند تا اسكولارى با آن همه ستاره در قلب فوتبال دنيا له شد و باز له شد و باز هم له‌تر شد از ٧ گلى كه شاگردان يك مربى تازه حرفه‌اى شده روى سرش ريختند. بعد هم خبر پشت خبر كه بنيتز كه با رئال به عمق فاجعه رفته بود را گذاشتند بيرون و زيدان شد همه كاره و كارِ كارِستانش را همه دارند انگشت به دهان مى‌بينند. بعد هم فنخال و افتضاحش در منچستر و ارسن ونگرِ بزرگ كه توپچى‌ها به حد پرستش قبولش داشتند؛ اما الان به زبان بى‌زبانى مى‌گويند اگر بروى هم قول مى‌دهيم زياد ناراحت نشويم، نامه هم برايت مى‌نويسيم كه دلت تنگ نشود!

حالا اين‌جا پر شده از جوانانى كه افسار اسب‌هاى سركش ليگ جزيره و لاليگا و كالچوى ايتاليا و حتى فوتبال پر از سلسله مراتب آلمان را از پيرمردها مى‌گيرند و مى‌خواهند شهسوار پيروز ميدان‌ها باشند. كلوپ رفت ليورپول و كونته همين چند روز پيش با چلسى امضا كرد و منچستر سيتى هم مست حضور گوارديولاست، آلگرى و زيدان و انريكه و آن مربى ٢٨ ساله بوندس ليگا كه حتى اسمش را هم نمى‌توانم تلفظ كنم؛ بمانند!

همه‌اش را گفتم كه بدانى آن طرف چه خبر است و اگر بحثش افتاد وسط، چند كلمه هم از تو به عنوان والده عروس بتوانند در رثاى گذشتگان فوتبال و مدح تازه واردها بشنوند. تا بتوانى بگويى كه چرا فرگوسن باهوش بود و چرا جايى براى پيرمردها نيست!

اما تو كه خراب سينمايى، جلويم در آمدى كه: كاش آژانس شيشه‌اى نسخه انگليسى هم داشت تا رضا كيانيان‌شان اين بار به جاى گلوله، توپى را روبروى پرويز پرستويى‌شان مى‌گرفت و مى‌گفت: دهه ات گذشته مربى ! 

=================

فرگى تايم* : در دوران حضور فرگوسن روی نیمکت منچستریونایتد، این تیم بارها در دقایق پایانی بازی به ‏گل رسید و به همین دلیل، این دقایق به «فرگی تایم» شهرت پیدا کرد. از معروف‌ترین پیروزی‌های منچستریونایتد در ‏وقت‌های تلف شده، دیدار مقابل بایرن در فینال چمپیونزلیگ سال 1999 و دیدار مقابل منچسترسیتی در سال 2009 بود.‏

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
آقا مطلب بی نظیر بود ونگر پادشاهی که همچنان میتازد هنوز
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
خيلى ممنون. ولى ونگر نميتازد ديگه.ميتازد؟؟؟ :))
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
اره میتاززززد همه چی که جام بردن نیست بازی زیبا مهم ترع به نظرم:))) عاقا مثل فرگوسن و ونگر هم نمیاد دیگه
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
اخه بازى زيباشون ديگه زيادى طولانى شده :))). اونم بدون جام. هر چند تو زمينه اينكه آدم هايى مثل فرگوسن و ونگر كم خواهند اوند موافقم
v-qavam
v-qavam
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
من ارسنالی نیستم تو انگبیس منچستریم و از فنخال متنفر ..ولی در نورد ونگر موضوع اینه که ظاهرا توقع مدیران بیشتر از قهرمانی به درآمدزاییه که ونگر هم طبق همین خواسته شون عمل میکنه..مطلبت خوب بود این سبک نوشتنو تو مطالب عاشقانه دیده بودم ولی تو مطالب ورزشی نه ..در نوع خودش بدیع بود:)
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
قبول دارم كه بيشتر هدفشون درامد زايى هست ، ولى خب تيم قهرمانى هم ميخواد و با قهرمانى درامد زايى هم بيشتره خب.
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
راستى خيلى ممنون از اينكه خوندى و نظر دادى :))
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
فرگی تایم عالی و جالب بود برام...لایک
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
قربان شما :)
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
البته «آژانش شیشه ای» نسخه ی کپی و ایرانی شده ی فیلم « بعد از ظهر نحس» اثر "سیدنی لومت" هستش! ** نگارش محتوا، عالی بود.
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢١
١
٠
و حاتمى كيا هم اصلا زير بار كپى كردن نميره :))). مرسى از نظرتون
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
ناصر به هیچ وجه نمیتونم کتمان و پنهان کنم لذتی که از خوندنه متن بهم دست داد، ارجاع های متن خیلی خوب بود و برای من سفری در زمان بود، واقعا یاد فرگی تایم ها بخیر،خلاصه داداش امیدوارم حسم که سرمستم از خوندن یه مطلب خوب بهت منتقل بشه
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
خيلى ممنونم ازت صالح جان. واقعا حست رو گرفتم؛ هرچند تو ورزشى نوشتن به شما نميرسيم، گاهى جسارتا يه چيزايى مينويسم داداش :)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
نوکرتم رفیق :) چوب کاری نکن دیگه :) الان کسی ببينه فکر میکنه حالا من چی مینویسم! :) ناصر هنوزم بازم خوندم و بازم بیشتر لذت بردم :) اصلا این ارجاع های متن داغونم کرد پسر:)
صـ آ ل ح
صـ آ ل ح
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
در رابطه با حرفت تو متن باید بگم موافقم،اما تا حدودی... اینکه همه رو با چوب برادران كوئن بزنیم و بگيم کلا جایی برای پیرمردها نیست یه کوچولو بی انصافيه. حالا الان تو مهمونیم اگه شد بعدش میام با هم حرف بزنیم. چون مصداق موفقيت هم زیاده، چون لو در جام جهانی 2014 تازه حرفه ای شده نبود و خیلی هم جوان نیست، حالا ایشالا یه کامنت مفصل میزارم. در هر صورت دمت گرم خیلی زیاد
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
اره درست ميگى ؛ نبايد كلى بگيم كه جا براى پيرمرد ها نيست، هرچند وجه غالب اين طورى شده. ايشالا يه بار ميشينيم كامل حرف ميزنيم. مرسى ازينكه خوندى و نظر دادى داداش :)
asadzadeh_s
asadzadeh_s
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
من کلا طرفدار چلسی بودم ،زمانیکه مورینیو و فرگی و بنیتس و ونگر میتازیدند و لیگ جنجالی بود و همیشه از فرگی تنفر خاصی داشتم ... اما از زمانی که کتاب خاطراتش رو خوندم فهمیدم که واقعا آدم متفاوتیه .... خیلی هم لذت بردم‌ یاد دوران قدیم افتادم یک آن دستتون مرسی
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
من برعكس شما هميشه از چلسى بدم ميومد و عاشق فرگوسن بودم :)) . يه كتاب به شدت خوب ديگه هم هست به اسم ((رهبرى)) . اين كتاب رو يك مدير اقتصادى تو گفتگو با فرگوسن نوشته و شديدا فوق العاده است. مرسى كه خونديد و نظر داديد.
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
الان علی دایی و امیر قلعه به نظر شما توی همون مربییای یه دهه قبل میشن؟؟؟
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
كلا اين دو عزيز زياد حساب نميشن تو اين معادلات به نظرم :))))
h.naderi
h.naderi
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
به نظر من دو تا مقوله هست این وسط. یکی کم تحمل شدن مدیران اروپایی که این تقریبا ربطی به عوض شدن دهه نداره. مورینو 8 ماه بعد از اینکه تیمش با اقتدار قهرمان لیگ جزیره شد از همون تیم اخراج شد. مورینیو رو نمیشه به دهه قبل وصلش کرد. چون تقریبا با یکی مثل گواردیولا هم عصر هست. قبول دارم الان no country for old men شده زمونه ولی این به بحث کم صبری مدیران یه مقداری لایتچسبک بود.
m_haghkhah
m_haghkhah
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
اره درست ميگين. شايد آوردن اين دو تا موضوع كنار هم باعث شد پيوند بخورن به هم و لايتچسبك بودنشون حس بشه .مرسي از نظرتون :)
a_rezazadeh
a_rezazadeh
٩٥/٠١/٢٢
٠
٠
ارسنال هر چقدر هم که جام نگیر بمونه واقعن نمیتونم دوسش نداشته باشم. تنها ایرادی که به خودم اجازه میدم از ونگر بگیرم اینه که بدنسازی های اول فصلش همیشه افتضاح بوده و هست و بخاطر همین همیشه یه لشگر مصدوم داره. وگرنه رییس همیشه استاد پرورش بازیکنای بی نام و نشون بوده :) ممنون از مطلبت ناصر جان
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
پاییز را مرگ می دانم

پاییز لعنتی

٩٥/٠٩/٠٦
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
قرار نیست بیایی!

بامداد پنجم آذر هزار و سیصد و نود و قلب

٩٥/٠٩/٠٦
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اراده

می خواستم خلبان شوم

٩٥/٠٩/٠٦
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
هنوز درد می کند

چوب استاد

٩٥/٠٩/٠٦
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨