اصولا جشن‌های عروسی شکل‌های مختلفی داره. مثلاً زبونم لال مختلط یا مذهبیه! بعضی‌ها با صرف شام تموم میشه و بعضی ها هم تا وقتی که دعوا بشه! اما عروسی های ما یه سبک به خصوص داره. از یه خونه صدای لهو و لعب به آسمون می‌رسه و یه سری زن تا حد غش کردن می‌رقصن و هی لباسای جدیدشون رو به هم نشون میدن تا چشم هم دیگه رو در بیارن. شام هم نمی‌خورن! اصلاً اومدن که برقصن. اونجا هیچی مهم نیست. همه چیز در قر کمر و حرکات موزون ختم میشه. از بچه سه روزه تا پیر زن 198 ساله، همه یه مهلت می‌خوان تا قرهایی که تو کمرشون فراوونه رو بریزن! البته نمی‌دونن کجا بریزن!

طرف دیگه اما حال و هوا یه شکل دیگه‌اس. چند تا مرد که از بیکاری تسبیح می‌چرخونن، نشستن دور هم و هی به ساعتاشون رو نگاه می‌کنن و برنامه ریزی می‌کنن که: اگر ساعت 1 برگردیم؛ ساعت 2 خونه‌ایم. تا ساعت 7 هم چند ساعت بیشتر وقت نداریم که بخوابیم! بعد یکی که دیگه از دست کردن توی دماغش خسته شده رو میکنه به مردای دیگه و میگه: چه خبر؟ و بدبختی شروع میشه. تحلیل‌های سیاسی، انرژی هسته‌ای، مسکن مهر، وام قرض الحسنه، نرخ تورم و هزار کوفت و زهرمار دیگه... همه از بدبختی‌هاشون تعریف می‌کنن و هر چند دقیقه یه بار با خانومشون تماس می‌گیرن و میگن: ها؟ تموم نشد؟ خانومه اونور خط میگه: یوخده دیگِش موندس!

این اتفاق چند بار تکرار میشه! بالاخره جشن تموم میشه و کور خوندین اگر فکر کنین که ماجرا به همینجا ختم میشه! چرا که وقتی خانومه سوار ماشین میشه اولین حرفی که از دهنش بیرون میاد این آوا هستش: ایشششش. بتول خانوم رو دیدی با اون لباس خَزِش؟ نرگس چقدر گنده شده، نسرین ورپریده رو دیدی؟ سه کیلو طِلا داشت! و مرد همچنان داره توی ذهنش خسارت برجا مونده از پاتختی رو حساب می‌کنه!

حالا نمی‌دونم توی شهر شما هم عروسی‌ها همینجوریه یا نه؟

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠٢/٠٨
١
٠
حالا متن رو ول کنید من موندم چطور این سوجه به ذهنتون رسیده؟:))))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
١
٠
رفیق نا باب باعث شد!!! بالاخره سوجه، نویسنده ی خودش رو پیدا می کنه! منم باهاش توی پارک آشنا شدم! :)))
zakhar
zakhar
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
:)))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
منم :)))))))) (البته چندتا بیشتر!)
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/٠٨
١
٠
اون لهجه اصفهانی بود؟ چون منم اصفهانی ام اما عروسیامون این شکلی نیس :/ پس شاید خونواده به خونواده هم فرق میکنه :)))
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٠٨
١
٠
ایول یه اصفهانی دیگه در تخته شناسایی شد شدیم چهارتا خخخخخ
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
ایول یه اصفهانی دیگه تو جیم شناسایی شد شدیم چهارتا * ( از بس تو تخته بودم کل جیما تخته میبینم خخ)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
خب ما مال بالا شهر اصفهانیم!!!! البته می دونید که شمال اصفهان همون جنوبشه!!!(فقط یه اصفهانی میدونه چی گفتم!) بعدشم خوشبختم از اینکه اصفهانی ها دارن توی جیم زیاد میشن!!!
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
عه آخ جون اصفهانیا :))))) جنوب اصفهان همون شمالشه رو خیلی خوب اومدید :)))))))
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
پرچم اصفهانیا بالاس اینجا !
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
خب پس ما هم بالاشهریم :دی
Sara_syfi
Sara_syfi
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
من با اینکه اصفهانی ام هنوز نفهمیدم بالاشهر حقیقی رو میگید یا مجازی! وای به حال غیر اصفهانیا :)))
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/١٠
٠
٠
سلام بر شما اصفهانی تازه وارد، خوش اومدین :)
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
خخخ
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
آخخخخخخ! چه خبر؟!
گل سرخ
گل سرخ
٩٥/٠٢/٠٨
١
٠
به نظرم اولین کاری ک خانمها میکنن بعد ازنشستن تو ماشین کفش هاشون رو درمیارن
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
١
٠
دیدید گفتم خانمها فقط اومدن شوی لباس! معلومه که کفشه حسابی کلافه شون کرده. شاید همزمان با اینکه دارن با کفش پاشنه 48 سانتیشون کلنجار میرن میگن ایش!!!
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
خییلی خوب نوشته بودید مثل همیشه قلمتون استوار
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
ممنونم ازتون اصفهانی اصیل!!!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٢/٠٨
١
٠
کلا مجالس عروسی چیز بی خودیه از نظر من! هیاهوی بسیار برای هیچ! من کاملا موافقم با اینکه هیچ جذابیتی توش نیست ولی اینکه کلا زنا رو شاخ کردین نه اصولا مردها اینقدرها مظلوم نیستن که برن زیر بار خسارت پاتختی! در ضمن من سه کیلو طلام ندارم:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
١
٠
اتفاقا عروسی اتفاق خعلی خوبیه. دوتا کبوتر عاشق زرتی میرن خونه ی بخت. شما میتونید الان یه متن بر علیه آقایون بنویسید! ببینم چیکار می کنید. من خودم میام لایک میدم. شما احتمالاً از اقشار کم درآمد هستین که سه کیلو طلا ندارین! ما که با فرقون میبریم اینور اونور! تصور کنید یه گردنبند رو که آویزون گردن یه خانومه بعد تهش توی یه فرقونه!!! چه شود؟!
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٢/٠٩
١
٠
عروسی با مجلس عروسی خیلی فرق داره ها! اینکه دو تا کبوتر عشق برن سر خونه زندگی شون خیلی اتفاق میمون و مبارکیه ولی این همه بریز بپاش الکی برای رسیدن به اون ارامش خیلی آدم رو از هدف دور میکنه! حتما این کار رو میکنم احساس میکنم آقایون خیلی پر رنگ شدن تو جیم باید یه قلمی بچرخونم بر علیه شون:)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٢
١
اگر خود شما باشید یه عروسی ساده رو قبول می کنید ؟ یا مهریه ی مناسب؟ یا یه جوون که شرایط مالی عالی نداره ؟! نه خداییش قبول می کنید؟
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
منم با حرف نسرین جون موافقم کلا از مجلس عروسی بدم میاد اینهمه خرج بذاری رو دستت که چی بشه یه عده بیان بخورند وبرند بعدش بیشینند پشت سرت حرف بزنند که جهازش چیطور بود غذاشون خب نبود
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
البته الهام خانوم باید بدونید که همین جشن گرفتن و ولیمه دادن جزو مستحباتی هستش که خیلی هم بهش تاکید شده. اما این ما هستیم که شور یه چیز رو در میاریم والا خود جشن عروسی قی نفسه چیز بدی نیست.
الهام خانم
الهام خانم
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
من با خوده ولیمه دادن وعروسی مخالف نیستم اما شکل الانشا واقعا مخالفم مخصوصا چشم وهم چشمی سر شام ولباس عروس وجهیزیه
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٢/١٠
٠
٠
اگه بقیه ی شرایطش خوب باشه چرا که نه. من اصلا و ابدا اهل این مسائل نیستم تنها چیزی که جزو ملاک های من نیست مهریه و عروسیه! کلا ترجیح میدم طرف پولدار هم باشه عروسی نگیرم! مهریه ام که کلا شوخیه
Nasrin-A
Nasrin-A
٩٥/٠٢/١٠
٠
٠
دقیقا همینی که الهام میگه درسته. عروسی و شادی خیلی چیز خوبیه منم با نفس عروسی مخالف نیستم. ولی این مدل مراسم هایی که من میبینم اصلا خوشایند نیست. عروسی های جمع و جور توی خونه خیلی بیشتر به آدم خوش میگذره تا بریز بپاش تو تالار که کلا همه معذبن توش!
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠٩
١
٠
خدا مجلس های بی پز و اِفاده رو نصیب همه بکنه :دی
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٠
١
آمین . البته خود خدا هم میدونه که شدنی نیست!!! اما آرزو بر جوانان حیف نیست!
z_amini
z_amini
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
بنظر منم بعضی عروسی ها خیلی بیخود هستن.پول الکی حروم میشه.من باشم کلا عروسی نمیگیرم :)
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
بله بعضی عروسی ها همینطوره . هزینه های خیلی زیاد که سالها عروس و داماد رو مشغول قسط های بعد از خودش می کنه. اما حیف نیست. ممکنه تا آخر عمر حسرت جشن عروسی به دل آدم بمونه. شاید یه جشن عروسی ساده بهتر از صرف نظر کردن باشه!
z_amini
z_amini
٩٥/٠٢/٠٩
٠
٠
ادمها باهم فرق دارن.جشن عروسی خوبه،ولی این روزا یە سری رفتارها ،توی همین مسیر جشن از یه عدە سرمیزنە کە من عطا شو به لقا ش بخشیدم.
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/١٠
٠
٠
سلام محمد؛ کما فی السابق خوب نوشتی دادا، دمت گرم!
محمد عبداللهی
محمد عبداللهی
٩٥/٠٢/١١
٠
٠
سلام. کما قی السابق دوستون داریم. :)
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤