من، میز قهوه خانه و چایی که مدتی‌ست...
شعر

من، میز قهوه خانه و چایی که مدتی‌ست...

نویسنده : REZA_ZDR

من، میز قهوه خانه و چایی که مدتی‌ست...

هی فکر می‌کنم به شمایی که مدتی‌ست...

«یک لنگه کفش» مانده به جا از من و تویی

در جستجوی «سیندرلایی» که مدتیست...

با هر صدای قلب تو تکرار می‌شود

ها! گوش کن به این اُپرایی که مدتی است...

هر روز سرفه می‌کنم اندوه شعر را

آلوده است بی‌تو هوایی که مدتیست...

دیگر کلافه می‌شوم و دست می‌کشم

از این ردیف و قافیه‌هایی که مدتیست...

کاغذ مچاله می‌شود و داد می‌زنم:

آقا! چه شد سفارش چایی که مدتیست...

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود ..
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
خیلی تشکر
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
سبک جالبی بود. خوشم امد. فقط یه جا گفتید "مدتی است" باز یه جای دیگه گفتید "مدتیست" اینا از قصد بود یا از زیر دست در رفته؟
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
ن از قصد بوده ...
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی زیبا بود.. هر روز سرفه می‌کنم اندوه شعر را آلوده است بی‌تو هوایی که مدتیست... قلم احساستون توانا
REZA_ZDR
REZA_ZDR
٩٥/٠٢/١٢
٠
٠
مرسی
b_noori
b_noori
٩٥/٠٣/٣١
٠
٠
شعر از زنده یاد خانم نجمه زارع!!!
پربازدیدتریـــن ها
شعری سروده خودم

خار آن شعر که از زلف تو کوتاه بود!

٩٦/٠٢/٠٤
با یک چمدان دلتنگی

یهویی

٩٦/٠٢/٠٣
شعری سروده خودم

هوای کی به سر داری؟

٩٦/٠٢/٠٧
ارزش کلمات

تذکره الکارگردان

٩٦/٠٢/٠٣
آخرین خواسته

محبوس آرزو

٩٦/٠٢/٠٥
شعری سروده خودم

دل دیوانه ام

٩٦/٠٢/٠٤
هیچکس حالم را نمی فهمد

تو که نیستی

٩٦/٠٢/٠٥
منتظرتم!

این آدم های ناشناس مهمان نواز!

٩٦/٠٢/٠٤
حس دلتنگی

همه ی دار و ندارم به تو بر می گردد

٩٦/٠٢/٠٦
داستان من و عمو جیمی

واحد آباژور سایت جیم

٩٦/٠٢/٠٧
شعری سروده خودم

کجای این زندگی زیباست؟

٩٦/٠٢/٠٦
دلتنگت می شدم

زمانی که کنارت بودم...

٩٦/٠٢/٠٦
دلم گرفته

حس نامشخص

٩٦/٠٢/٠٤
بارها خدا را شکر!

یک صبح دانشجویی

٩٦/٠٢/٠٣
کارهای عجیب ما

رنج فضای مجازی

٩٦/٠٢/٠٣
مفهوم زندگی

پرنده كوچك خوشبختي

٩٦/٠٢/٠٧
پدرم...

کمی قبل تر

٩٦/٠٢/٠٥
خوب بودن یا درست بودن؟

اهمیت درست بودن

٩٦/٠٢/٠٧
همیشه تلخ

شروع یک پایان

٩٦/٠٢/٠٤
نه چپ، نه راست

غرضی بی غرض

٩٦/٠٢/٠٧
تبلیغات
تبلیغات