غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود
شعر

غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود

نویسنده : REZA_ZDR

غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود

در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود

می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی

خط کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود

تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی حس کنی؟

حس کنی دارد دلم بسیار شاعر می‌شود

تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم

از تو تا دورم دلم انگار شاعر می‌شود

باز می‌پرسی: چه طور این گونه شاعر شد دلت؟

تو دلت را جای من بگذار شاعر می‌شود

گرچه می‌دانم نمی‌دانی چه دارم می‌کشم

از تو می‌گوید دلم هر بار شاعر می‌شود

(نجمه زارع)

 

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهدی خسروی
مهدی خسروی
٩٥/٠٢/١٥
٠
٠
یک نفر دارد ته انبار شاعر می‌شود ضمن دل دادن به یک آچار شاعر می‌شود یک نفر هم مثل من در حال رفتن روی سن موقع سوت و کف حضار شاعر می‌شود در خصوص مولوی برخی ادیبان گفته‌اند او پس از یک عالمه اصرار شاعر می‌شود چون که می‌داند ندارد آب و نانی شاعری عاقبت هم از سر اجبار شاعر می‌شود بس که اخبار طرب انگیز دارد مملکت عاقبت گوینده اخبار شاعر می‌شود داخل ایران اگر تعطیل گردد سینما احتمالا بعد از آن گلزار شاعر می‌شود بی سحر هرکس بگیرد روزه در ماه صیام نیمساعت مانده تا افطار شاعر می‌شود از مسیحایی دم برخی پرستاران ما در اتاق آی سی یو بیمار شاعر می‌شود صد عوارض هست در بیکاری نسل جوان اولیش این، آدم بیکار شاعر می‌شود روزگاری از محبت خارها گل می‌شدند تازگیها از محبت خار شاعر می‌شود دائما شعر از گل و بلبل سراید آنکه او داخل شلوارک گلدار شاعر می‌شود دیده‌ای سردارها را در امور مختلف؟ این یکی را هم ببین، سردار شاعر می‌شود شعر من یک ورد جادویی است می‌بینید که هرکسی آن را کند تکرار شاعر می‌شود هیچ کاری نیست آسانتر ز شاعر ساختن بعد "شا" یک دانه "عر" بگذار شاعر می‌شود کله یک غیر شاعر را فرو کن زیر آب ول نکن، تا هفتصد بشمار، شاعر می‌شود   "سید امیر سادات موسوی"   چقدر شبیه این شعره
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/١٦
٠
٠
خیلی خوب بود :))) خوشم امد از سبک شعر
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
لطفا شفاف بگویید

مسابقه ی غسل

٩٥/٠٩/١٣
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

سکوت پاییزی

٩٥/٠٩/١٤
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
گیج شده ام

حال این روز

٩٥/٠٩/١٤
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
به دنبال آیه های عذاب

سید حسن آقامیری کیست؟

٩٥/٠٩/١٤
داستان کوتاه

به همین سادگی / قسمت دوم

٩٥/٠٩/١٤