دخت حوا / شعر
شعری سروده خودم

دخت حوا / شعر

نویسنده : غزالِ رضائی

حاجت قلب مرا پنجره‌ها می‌دانند

شعر گفتن ز تو را چون‌که روا می‌دانند

قلب من رو به تو و مطلق دریا باز است

مردم اما چو تو را نیز خطا می‌دانند

آن‌که با کاغذ و خودکار و دلم اخت شده

تویی اما چه کنم باز خدا می‌دانند

کاش بیدار شوند فصل بهار است همان

بلبلانی که فقط اسم تو را می‌دانند

باز از میوه ممنوع دلم می‌چیدی؟

که مرا اهل دلان دخت حوا می‌‌دانند؟

چشم تا باز کنم من رخ ماهت بینم

دیدن عکس تو را دید خطا می‌دانند

به گمانم که دگر وقت ظهور است ولی

دیگران شعر مرا شکل دعا می‌دانند

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
بح بح! واقعا پیشرفتتون قابل تحسینه. خیلی خیلی بهتر از اشعار قبلی شده! میدونید؟ وقتی ما نقدی به شعری وارد میکنیم شما نباید ناراحت بشید. باید سعی کنید که بهتر بشید! درست مثل این شعر که از اشعار قبلی به نظر من خیلی خیلی بهتره. چون هم قالب مشخصی داره، هم محتوای خیلی بهتری داره. یعنی این شعر به نظر من زیاد تو مایه های اشعار قبلی نبود از نظر محتوا، هم اینکه قافیه هاش کاملا درست بود! یک نکته ی دیگه ای هم که توجه من رو جلب کرد اینه که شما توی این شعر لحن خودتون رو حفظ کردین. یعنی شعر کاملا لحن کهن داشت! و این به نظر من خیلی خوبه که شما تونستید لحن رو حفظ کنید. از نظر وزنی خیلی خیلی بهتر شده. ولی هنوز جاهایی مشکل دیده میشه. سعی کنید از نظر وزنی هم بهتر بشه شعر. مثلا : «کاش بیدار شوند فصل بهار است همان» الان توی کلمه ی "شوند" هجای "وند" یک هجای کشیده هست در صورتی که توی شعر باید اینجا یک هجای بلند به کار بره! ولی خب تبریک میگم چون پیشرفت خیلی خوبی داشتین.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ممنونم حسین اقا:) نه من از نقد کردن ناراحت نمیشم...اتفاقا این شعر یکی از شعرایی بود که خیلی سرودنش طول نکشید یعنی سریع میگفتم ... واسه موضوعش هم ک باید بگم لطف اقا امام زمان بود:) من تو این موضوعات شعر زیاد دارم منتها قدیمی بودن و رو سایت نذاشتمشون:)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
نه اصلا ناراحت نمیشین! کاملا واضح و مبرهنه. و اون عمه ی اینجانب بود که توی تخته میگفت که من کلا از شعر گفتن بیزار شدم. همه ی قافیه ها و وزن و... خرابه! خخخ
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خخخ نه حسین اقا بالاخره ادم هرکار نکنه رو نوشته هاشو شعراش تعصب داره...اون شعری که گفتین قافیه هاش اشتباهه یکی از شعرایی بود که من خیلی معنیاشو دوس داشتم یعنی هر بیتش یک مفهوم خاص داشت هیچ کس اینو نفهمید فقط نامرتب بودن قافیه هاشو فهمیدن خب این ادمو ناامید میکنه... اونم حس ناراحت شدن نبود حس ناامید شدن بود:) این حس ناامیدی خیلی هم ناپایدار بود البته
میرزا
میرزا
٩٥/٠١/٣١
٠
٠
سلام؛ حسین جان که نقد کردن براتون، من چون سررشته ای ندارم، فقط ازتون تشکر می کنم به خاطر به اشتراک گذاشتن.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ممنونم:) حضورتون همیشه سبز:) مثل فصلی که توش هستیم:)
مجتبی خطیب آستانه
مجتبی خطیب آستانه
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
واقعا خیلی خوب بود خیلی
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون ک سر زدین:) خیلی خوب خوندین ینی خوبی از خودتونه و اینا خخخ
فرانک باباپور
فرانک باباپور
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
دم شما گرم خیلی خوب بود :) هیچوقت استعداد شعر گفتن رو نداشتم... فقط لذت میبرم از یک سری اشعار خاص... و راستش خوشم اومد از شعرت :) فقط یکم این مصراع وزنش به بقیه نمی خورد: که مرا اهل دلان دخت حوا می‌‌دانند؟ / فکر کنم بخاطر با تشدید خوندن حوا باشه البته! موفق باشی و به امید پیشرفت های بیشترت :)
حسین مداحی
حسین مداحی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
اتفاقا وزن او مصرع خوب بود.
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
منم دوست داشتم بنویسم مث تو خخخخ بیا جاها عوض هوم؟؛) چه قدر ذوق میزنم که نیگی خوشت اومده:) دخت حوا بدون تشدید باید خونده بشه مجبور بودم میفخمی مجبووور خخخخ
elnazi
elnazi
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
منم هیچوقت نتونستم شعربگم :( خیلی خوب بود خانوم ...:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
نظر لطفته عزیییزم:) مرسی از حضورت
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
چه عجب:-) یه شعر قشنگ از شما دیدم و خوندم..
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
من همه شعرام مث بچه هام هستن:) همشون برا خودم قشنگن هر کس یه سلیقه ای داره .. سلیقه تو به شعرای قبلیم نمیخورده:)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
لپ مطلب رو حسین جان گفت:)... فقط اینو بگم که شعرای شما جزو اون دسته کارایی بوده که به عینه دارم پیشرفت قدم به قدمشو میبینم. تو این شعر علاوه بر اینکه قالبتون حفظ شده بود از نظر محتوایی هم و لحن هم پیشرفت نچشمگیری داشتین.امیدوارم موفق باشین در سایر کاراتون:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ممنونم:) من پیشرفتمو مدیون یک استاد هستم:) ایشون خیلی خیلی کمکم میکنن:) و همچنین ممنون که شعر هارو دنبال کردید و پیشرفتمو دیدید:)
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
به استادتون سلام ما رو هم برسونین:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خخخخ چشم حتمااااا
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خانوم غزاله پرفتک بود!! همچین درست و حسابی پیشرفت کردید ها :))) آفرین به شما هم وزن و هم معانیش قشنگ بود :))
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ممنون جناب علیرضا:) خوشحالم که خوشتون اومده:)
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
سلام ، غزاله خانوم ، هم شعرتون عالی بود ، هم سالروز تولدتون یک روز استثنائی شده ، مبارک باشه ، انشالله همیشه به شادی و خوشی زیر سایه پدر و مادر از لحظات زندگی تون لذت ببرین :)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
وای ممنونم جناب بزرگواری:) اره امسال خیلی سال خاصی بود برا من:) خوشحالم کردین:))
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
خب میبینم که تولدتونم هس!بالاخره اینقد گفتین 2/2 بالاخره رسید!مبارک باشه تولدتونم:)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنووووون محسن اقاااا ارههه دیدین بالاخره۲/۲شد؟:دی عجب روزی هم هست منم روزتونو بهتون تبریک میگم:)
zakhar
zakhar
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
ایول خوب بود :)
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
:) چه خوب که مورد پسند واقع شد
d_radmand
d_radmand
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
آفرین آفرین
غزاله خانوم
غزاله خانوم
٩٥/٠٢/٠٥
٠
٠
خیلی ممنون^__^ ناقابل:)
عاطفه
عاطفه
٩٥/٠٢/٢٥
٠
٠
عالی افرین
دریاجان
دریاجان
٩٥/٠٢/٢٦
٠
٠
مرسی عاطفه جان:))
بی نام😉
بی نام😉
٩٥/٠٤/٠٢
٠
٠
بدک نبود بلیا 😂خخخخ
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٤/٠٢
٠
٠
شما دست از سر بلیا ی من بر نمیدارین اخر:)
بی نام😉
بی نام😉
٩٥/٠٤/٠٢
٠
٠
بدک نبود بلیا😂
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٤/٠٥
٠
٠
:)
G_Emami
G_Emami
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
دمت گرم غزاله جون!
غزاله رضایی
غزاله رضایی
٩٥/٠٤/١٣
٠
٠
چه قد عاالی که داری شعرامو میخونی:) مرسی کلی ذوق زده میشم^__^
Rada_1997
Rada_1997
٩٥/٠٦/٣١
٠
٠
باز از میوه ممنوع دلم می‌چیدی؟ که مرا اهل دلان دخت حوا می‌‌دانند؟ این از همه قشنگتره ؛ ولی چرا من نمیتونم مصرع دوم رو مثل بقیه روون بخونم؟
غزالِ رضائی
غزالِ رضائی
٩٥/٠٧/٠١
٠
٠
بله خیلی ممنون^__^ حوّا رو بدون تشدید بخونین درست میشه:) نه؟:))
پربازدیدتریـــن ها
یک پارچ آب سرد!

شرط ثبت نام

٩٥/٠٩/٠٩
شعری سروده خودم

ترافیک خیال

٩٥/٠٩/٠٧
میانه رو و دانا

امر به معروف و نهی از منکر وظیفه کیست؟

٩٥/٠٩/١٠
شعری سروده خودم

حیف که روی من این جا به تو هم باز نبود

٩٥/٠٩/١١
گپ و گفتی کوتاه با دانشجویانی که در کنار تحصیل کار هم می کنند

کار کن، دانش بجو!

٩٥/٠٩/٠٧
شعری سروده خودم

شاید دلیل خلقتت آغوش باشد!

٩٥/٠٩/١٣
طنز

نامه ای منصفانه به استاد

٩٥/٠٩/١١
برای پدر مهربانم

خورشید ِ گل فروش

٩٥/٠٩/٠٩
اگر ریزعلی می بود، شاید داستان طور دیگری رقم می خورد

جای دهقان فداکار خالی بود

٩٥/٠٩/١٠
چه کاریست؟

فهم

٩٥/٠٩/٠٨
یکی این را به زندگی حالی کند

برزخ

٩٥/٠٩/٠٧
بیا همت کن رفیق

با دود و غبار هم مدارا ؟!

٩٥/٠٩/١١
وقتی در 24 ساعت یک ملت عزادار می شود...

تراژیک ترین دو روز

٩٥/٠٩/٠٨
لعنت به هرچه یاد تو را زنده می‌کند

تقویم های بی عدد / شعر

٩٥/٠٩/١٠
امان از این همه ناهماهنگی

یک نفر با من هماهنگ شود

٩٥/٠٩/١٣
وقتی آقا جان، خانوم جان، بابا و مامان با هم پرکشیدند

بلیط رفت و بی برگشت!

٩٥/٠٩/٠٩
بارانی که نمی بارد

این هوا خفه مان می کند

٩٥/٠٩/٠٧
ترسیده ام انگار

دلم مى خواهد همه چيز را بسوزانم!

٩٥/٠٩/١٣
شعری سروده خودم

بعد تو

٩٥/٠٩/١٣
قسمت اول: فراخوان

جایزه ادبی در قرون پیشین

٩٥/٠٩/٠٨