قهر، قهر تا روز قیامت!
#چمدان #رفتنت

قهر، قهر تا روز قیامت!

نویسنده : مهربانو

چمدان به دست که رفتی، فکر می‌کردم قهرت تا روز قیامت ِبچگی‌مان باشد. همان روز قیامتی که یک ساعت بعد بود! نمی‌دانستم که هر چه بزرگتر شدیم، روز قیامت‌مان هم دورتر و دورتر شده است. قهرهای‌مان آنقدر کش آمد که به نبودنم عادت کردی. آن‌قدر در دفتر ذهنت یادم کم رنگ شد که انگار من مداد رنگی سفید بودم در جعبه مداد رنگی زندگی‌ات.

چند روزی دنبال «دوستت دارم‌هایت» خانه را زیر و رو کردم. دنبال مدرک محکمه پسندی بودم برای دادگاه عقلم، که بی‌رحمانه دل را متهم به سادگی و زودباوری می‌کرد. ولی آن‌ها هیچ کجای خانه نبودند! بعد که ثابت شد آن‌ها را در چمدان بزرگ قهوه‌ای‌ات با خودت برده‌ای، قلبم به تنهایی محکوم شد. «دوستت دارم»‌های خودم هم دانه دانه روی سرم آوار شد و قصر رویاهایم فرو ریخت.

بعد از مدت‌ها، امروز حال دلم خوب است. همه خاطره‌های دونفره‌مان را آتش زدم و رد نگاه‌هایت را از گوشه گوشه یادم پاک کردم. نجواهای عاشقانه و گرمای حضورت را گذاشته‌ام پشت در تا بیایی و آن‌ها را با خودت ببری. بی‌شک هرکجای دیگر که مهمان شوی و چمدانت را باز کنی تا «دوستت دارم‌هایت» را خرج کنی، به این‌ها هم نیاز پیدا می‌کنی!

در ِ خانه‌ی دلم به حکم عقل پلمپ شد تا اگر دوباره گرگ عاطفه نمایی از راه رسید و در خانه‌ام را کوبید، دلم شنگول نشود و در به روی او نگشاید، تا بازیچه یک قصه تکراری کهن شود. دیگر این بار عشق را در چشم زیبا و مژگان بلند، دنبال نمی‌کنم و با طناب هیچ موی پریشانی به چاه هوس نخواهم رفت. عشق را به جای زبان، در قلب‌ها و مهربانی را در یک ذات زیبا جستجو خواهم کرد. شاید پیدا کردن این عشق ناب، تا روز قیامت ِبزرگی‌مان طول بکشد ولی ارزش یک عمر وفاداری را دارد! حتی اگر آن عمر، مانند عمر بچگی‌مان کوتاه باشد.

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
میرزا
میرزا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی خوب و احساسی و دل نشین. حال دلتون همیشه خوب باشه!
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنونم جناب میرزا.اگه اشکالات رو هم می گفتین خوشحال می شدم:))
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
حکم عقل معمولا اشتباه نمیکنه :) اما دل خب مشخصه که اطمینان چندانی بهش نیست.
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
درسته -همیشه عقل پیروزه ،ولی خب دل که گوش شنوا نداره متاسفانه:)ممنون از حضورتون
Snow_Queen
Snow_Queen
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
خیلی قشنگ بود خیلی : )
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
سپاس: ))
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠٢/٠١
٠
٠
ادم میمونه بعضی وقتا چی بگه ..اخه دلنوشته ها همیشه مثه یه چشمه ی فوران شده ن .. کاش که همیشه از این چشمه ها خاطره ی خوش فوران کنه ..حیف میشه نوشته ی به این خوبی که توش غم داد میزنه ..بقول دوست عزیز "حال دلتون همیشه خوب باشه "
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنونم از لطفتون:))این صرفا یک نوشته بود:)ان شاالله حال دل و احساس همه خوب باشه
rahbar_f62
rahbar_f62
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی خوب بود مهربانو جانم.لحن روایتت خیلی صمیمی و دوست داشتنی بود:)قلم احساست توانا دوستم
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
ممنونم دوست خوبم:))خوشحالم از همراهیت
elnazi
elnazi
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
خیلی خوب بود و حس خوبی داد بم...
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٢
٠
٠
خدا رو شکر که حس خوب داده بهتون:))شاد باشید
zakhar
zakhar
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
خیلی احساسی بود:) ایول :)
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٣
٠
٠
ممنونم :))مرسی که سر زدین.
Hamid_Bozorgvari
Hamid_Bozorgvari
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
با سلام، سالروز تولدتون رو بهتون تبریک میگم ، امیدوارم زندگیتون سرشار از شادی و آرامش باشه :)
مهربانو
مهربانو
٩٥/٠٢/٠٨
٠
٠
سلام-خیلی خیلی ممنونم:))منم آرزو می کنم شما هم به همه ی آرزوهاتون برسین:)عمری با برکت به همراه شادی وسلامتی داشته باشین.
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات