نوستالوژی محدودیت
یادداشتی که چشم داور را نگرفت

نوستالوژی محدودیت

نویسنده : ناصر جوادی

این‌که بخواهی راجع به انتخاب بنویسی و محدود باشی فقط و فقط به انتخاب شش‌صد کلمه، کار سختی‌ست. درست است که هر چقدر گزینه‌های‌مان محدودتر باشند، راحت‌تر می‌شود انتخاب کرد، اما معمولا آن انتخاب، انتخاب راضی کننده‌ای نمی‌شود.

بنابراین من بالشخصه ترجیح می‌دهم گزینه‌های روی میزم زیاد باشند برای انتخاب، شاید به خاطر محدودیت‌هایی که من و هم نسل‌هایم با آن‌ها بزرگ شده‌ایم. ما بچه‌های دهه‌شصتی و اوایل دهه هفتاد، معمولاً در اکثر مسائل، انتخاب‌های‌مان محدود بود؛ برای مثال در بچگی‌مان برای دیدن  برنامه تلوزیونی، انتخاب‌های زیادی نداشتیم؛ یا باید «ملوان زبل» با اسفناجش گول‌مان می‌زد، یا عموی ملعون «سوباسا» با احساسات پاک کودکانه‌مان روپایی می‌زد؛ حتی خبری از خاله‌های جورواجور و عموهای رنگ‌به‌رنگ و پررنگ نبود، فقط یک «گیتی خانم خامنه» را داشتیم که اگر او و دل‌داری‌هایش نبود، از ترس «سمندون» در همان طفولیت، بچه مرگ می‌شدیم!

خدا را شکر اما الان گزینه‌های انتخاب خیلی زیاد شده است؛ مثلاً شما می‌توانی انتخاب کنی که هوش سیاه را از شبکه سه ببینی یا صبر کنی تمام که شد، بعد از یک هفته از «آی فیلم» نگاهش کنی، یا بعد از یک ماه از شبکه «تماشا»؛ یا مثلا شب عید، هشت کانال هم‌زمان «لورل و هاردی» پخش می‌کنند و شما می‌توانی با خیال راحت انتخاب کنی که آرم گوشه تصویر، مال کدام شبکه باشد. خدایی ناشکری نکنید، هیچ‌چیز هم که نداشته باشد، بیست کانال است، تا یک دور بالا، پایین‌شان کنید، حداقل نیم‌ساعت سرگرم می‌شوید!

در دنیای موسیقی هم روزگارمان چندان تعریفی نداشت. می‌دانید، چند سال مجبور بودیم فقط «کفتر کاکل به سر های‌های!» را گوش بدهیم؛ البته آن طرف نوار هم یک خانمی که نمی‌شناختمش که بود، یک ترانه می‌خواند که موقع خداحافظی، یک نفر مجهول‌الهویت را به سینه‌اش می‌فشرد! اما به خاطر مضمون خشن شعرش، ما اجازه گوش دادنش را نداشتیم؛  ولی الان در یک فلش مموری فکسنی، «هوار» تا موزیک را می‌شود گوش داد، خواننده هم که الی‌ماشاءالله! خیلی وقت‌ها از خودم می‌پرسم، آن زمان کسانی که از مادرش‌شان قهر می‌کردند، چه‌کاره می‌شدند پس؟!

بر خلاف آن زمان، این روزها در همه چیز گزینه‌های انتخاب زیاد شده است، حتی در سیاست. مثلاً یادم هست قدیم یک اصول‌گرا داشتیم و یک اصلاح‌طلب، اما الان چه؟ از اصول‌گرا داریم تا خیلی اصول‌گرا؛ اصول‌گرای داغ‌تر از آش، اصول‌گرای اصلاح‌طلب، اصلاح‌طلب معتدل، اصلاح‌طلب ولرم، اصلاح‌طلب تگرگی، اصلاح‌طلب منجمد! سخن کوتاه کنم که تنوع خیلی بالاست و طبیعتاً دست مردم در انتخاب بازتر؛ طوری که با انتخاب یک پَک سی‌نفره می‌شود اعضای چهل‌تا حزب و جناح را انتخاب کرد، چون بعضی‌هاشان دوتا گرایش دارند.

من که به خاطر محدودیت مجبور شدم حرف‌هایم را اولویت‌بندی کنم و مهم‌ترین‌هایش را انتخاب کنم؛ شما اما قدر این فراوانی انتخاب‌ها‌ی‌تان را بدانید.

برچسب ها
نظرات کاربران
کد امنیتی
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠١/١٩
١
٠
سلام. متن، اشکالات دستوری داره. مثلا جمله :«بنابراین من بالشخصه ترجیح می‌دهم گزینه‌های روی میزم زیاد باشند برای انتخاب،» «من» حشو محسوب میشه و زیادیه. بعد از بنابراین، ویرگول باید گذاشت. درست جمله هم میشه:« بنابراین، به شخصه ترجیح میدهم که روی میزم، گزینه های متعددی را برای انتخاب کردن داشته باشم؛ » چون جمله معنی کامل داره، اما از طرفی جمله ی بعدی ادامه ی همین جمله ست باید از « ؛ » استفاده بشه. چند جای دیگه ی متن هم، ویرگول به جای نقطه و بالعکس، استفاده شده. ** محتوای متن، خیلی تکراریه. حتی به کار بردن جمله های قشنگی مثل :« عموی ملعون «سوباسا» با احساسات پاک کودکانه‌مان روپایی می‌زد» و «از اصول‌گرا داریم تا خیلی اصول‌گرا؛ اصول‌گرای داغ‌تر از آش، اصول‌گرای اصلاح‌طلب، اصلاح‌طلب معتدل، اصلاح‌طلب ولرم، اصلاح‌طلب تگرگی، اصلاح‌طلب منجمد!» نتونسته رنگ و روی تازه ای به این محتوا بده. ولی در کل، کارتون خوب بود.
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
ممنون از نظرات تون ،در مورد اشکالات نگارشی سعی میکنم که تکرار نشه :) در مورد محتوای تکراری معمولا تو یاداشتهای طنز تکرار این اصطلاحات به نظرم نقطه ضعف نیست شاید صد نمونه از یاداشت های بزرگان عرصه طنز مثل سیار سریع و شهبازی و قاسمخانی ها باشه که اصطلاح "مرسی اه "توش تکرار شده اما متفاوت و به اقتضای متن من هم ادعای ابداع یا کشف قضیه عموی سوباسا رو ندارم بلکه به اقتضای متنم و بار نوستالژیک و در عین حال طنزش به کار بردم ،تمین طور جناح های سیاسی ،شما اگر یاداشتی با موضوع تنوع انتخاب پیدا کردید که توش به طریق طنز به مسله ی جناح های سیاسی پرداخته باشه بعد میتونین به یاداشت من بگید تکراری یا حتی کپی! باز هم ممنون از وقتی که برای نقد گذاشتین:)
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٠
١
٠
چقدر دقیق، با تشکر از آقای علوی :)
مهراد علوی
مهراد علوی
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
فکر کنم برداشتتون از نظرم، اشتباه بوده! من نگفتم، جمله بندی ها تکراریه. "مضمون و محتوا" رو گفتم! اون دو جمله ای هم که ذکر کردم، گفتم جملات "ابداعی" قشنگی بودند، نه اینکه شما از جایی کپی کرده باشیدشون! ببینید همه ی ما، متن ها و حتی برنامه های تلویزیونی زیادی رو توی این چند سال اخیر دیدیم و می بینیم که "شرایط زندگی" حال حاضر رو با "شرایط زندگی توی دهه های شصت و هفتاد، مقایسه کردند و می کنند. اگه خوب دقت کنید، می بینید که محتوای اصلی متن شما هم، همون مقایسه "شرایط زندگی" بین حال و گذشته ست. درسته که زاویه نگاه خیلی خوبی رو داشتید، اما هنوز متن زنگ تازه ای رو به خودش نگرفته! یه نکته ی دیگه ای هم که هست، اینه که "سوژه ای" که انتخاب کردید، دامنه ی خیلی گسترده ای داره و برای یه پرداخت درست و حسابی، به کلماتی خیلی بیشتر از 600 تا نیاز داره! ** خواهش می کنم. ** ممنونم (این برای آقای خورسندی بود! :) )
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
تفاوت عمده محتوایی متن بنده با نوشته های که صرفا به مقایسه این دو دوره خاص می پردازن انتقاد های محسوس و نامحسوسی بود که در چند جای متن در باره بعضی کم و کاستی ها یا رفتار های امروزی داشتم که فکنم از دید تون پنهون مونده!
زهرا‌ آقايي
زهرا‌ آقايي
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
آخ امان از اين محدوديت كلمات... كه نذاشت ما خوب حرف دلمونو بزنيم... يادداشتتون خيلي خوب بود. اي كاش از اين بعد هنگام فراخوان جشنواره، سليقه داور رو هم به ما اعلام كنن. مرسي. اه!
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
سلام ای اماان ،مرسی لطف دارید ،راستش اول کار با نیومدن یادداشتم روی سایت یه خورده ناراحت شدم اما با مقایسه منصفانه کار خودم با سه چهار مورد از یادداشت های آپلود شده و اون ور قضیه نیومدن یادداشت های کسایی مثل شما و میرزای جان پی بردم که صلیقه دخیل بوده،سال دیگه اگه شرکت کنم باز هم بدون در نظر گرفتن صلیقه داور کار خودم و میکنم چون خودم بودن برام بیشتر از جایزه ارزش داره :)
n_rohani
n_rohani
٩٥/٠١/١٩
٠
٠
متن فوق العاده بود دست مریزااد
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
سپاااااس :)
سیدمحمدامین حسینی
سیدمحمدامین حسینی
٩٥/٠١/٢٠
٠
٠
سلام...مطلب خوبی بود.. طنزش قوی بود...بنظرم نسبت به بعضی از سایر یادداشت های جشنواره برتری هایی داشت...یکی از این برتری ها تمرکز بر روی موضوع جشنواره یعنی انتخاب بود...بازهم احسنت و خداقوت خدمت نویسنده ی بزرگوار و آرزوی موفقیت...
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
مرسی،لطف دارید شما
اکرم انتصاری
اکرم انتصاری
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
تازه می تونید در ساعات پخش هم حق انتخاب داشته باشید و در سه راند متفاوت یک سریال تکراری رو از آی فیلم ببینید! همون طور که کاربر گرامی فرمودن برتری این یادداشت اشاره به موضوع انتخابه ولی به نظر من جزو یادداشت های متوسط قرار می گیره از نظر تکنیکی و نگارشی.
naser_j
naser_j
٩٥/٠١/٢١
٠
٠
منمنون ،نظر تون محترمه
پربازدیدتریـــن ها
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

گاهی به جای تردید، باید بلعید!

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

پیراهن گم شده

٩٦/٠١/٠٧
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

آیه های زمینی در تردیدهای ناگریز

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یکی غرب رفت و یکی رفت شرق

٩٦/٠١/٠٦
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تار به تار

٩٦/٠١/٠٧
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

زنگ

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

4 دقیقه به خودتان وقت دهید

٩٦/٠١/٠٦
تبلیغات
تبلیغات