دختر جمشید
دلنوشت

دختر جمشید

نویسنده : p_roohi

نه این‌که ناز داشتن بد باشد و بی‌تفاوتی شیک! وقتی خریدن یا نخریدن مانتوی رنگی و نازک برای تابستان یکی ست، وقتی دانلود کردن یا نکردن ترک‌های جدید خواننده محبوبت فرقی ندارد، وقتی خوردن ساندویچ  یا پلوی تازه دم گذاشته و معطرِ مادر یکی ست، یعنی احوالِ دختر جمشید به تن تمام زنان شهر تکثیر شده، وقتی یاد موهای مدل انگلیسی‌ات می‌افتم که چقدر موردِ علاقه‌ام بود و بعد شانه‌هایم را بالا می‌اندازم و می‌روم پی کارهایم، یعنی احوالِ مزخرف دختر جمشید مثل اعلامیه‌های ممنوعه، از قسمت بیست و سوم به بعد، دست به دست به من رسیده.

تو را نمی‌دانم. ولی این روزهایم را چنان بی‌تفاوت می‌گذرانم که انگار در زندگی قبلی‌ام یک درخت ار‌ار بی‌ثمر بوده‌ام. همان‌قدر ناهنجار و کریح! من فقط یاد گرفتم که چگونه آخر همین زمستان که چند روز پیش تمام شد، می‌توان شوق بوسیدن محاسن مدرنت را توی کارتن بخاری گذاشت و هل داد گوشه انبار خانه پدری. بعد یاد گرفتم که چطور آرزوی مرتب کردنِ پتوی کنار رفته‌ات را لای صفحاتِ نود و چهار و نود و پنج کتاب عشق سال‌های وبایم بگذارم و بروم سری به اینستای حافظ ناظری بزنم. نه این‌که زنِ ظریف و محبوبِ مردی بودن بد باشد و دخترک بی‌تفاوت خانه پدری بودن شیک! از قسمت بیست و سوم به بعد، احوالِ دختر جمشید به تن دخترکان شهر تکثیر شده...

برچسب ها
درباره نویسنده
نظرات کاربران
کد امنیتی
i.forouzan
i.forouzan
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
پر از حس بود
s_mohsen
s_mohsen
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
از قسمت بی و سوم به بعد...:)خیلی خوب بود...موفق باشین:)
فاطمه سادات منافی
فاطمه سادات منافی
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
چقدر خوب و با احساس ...
z-dadras
z-dadras
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
خیلی خوب بود:)
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
حیف شد ... حیف که آخرش زود لو رفت... حسابی رفتم توی حال و هوای شهرزاد
sajjad_mohammadi
sajjad_mohammadi
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
یه چیزی بگم خواهشن بهم نخنیدنا... ارار درسته یا عرعر؟؟؟
شادی کیان
شادی کیان
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
دوتاش درسته ... عَرعَر یا آیلان یا اَراَر درخت عرعر توی متون فارسی اومده ... دهخدا هم فرمودن که درخت نیس و بلکه سروکوهیه چینی ها هم بهش درخت بهشتی میگن و معنای آسمانی داره براشون ... عر عر هم املای عربیشه که نادرسته و همون اَراَر درست تره .... ( کش رفته از ویکی پدیا ) دی :
elahe_s
elahe_s
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
خيلي زيباااااا.....خيليييييي
علیرضا
علیرضا
٩٥/٠١/٢٥
٠
٠
خوب نوشته بودید :)
seavash_h
seavash_h
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
مثل وقتهایی که باران باریده و کوچه خوابیده ..مثه خوابهایی که نیمه شب وقتی غرق ی می ایند و بیاد نمی مانند ..مثل ریسک بوییدن یک گل توی بلبشوی عصر پارک ساعی ..همه چیز بود اتفاق افتاد اما تنها غافلگیرم کرد و بس ..حالا هیچ کس بیادش نمی اید کی رفته ای ..حتی .. + زیبا بود دلنوشته تون
شادی کیان
شادی کیان
٩٥/٠١/٢٦
٠
٠
خیلی قشنگ بود ... خیلی ... کاش می شد همه چیز را توی کارتن بخاری گذاشت و هل داد گوشه انبار خانه پدری ...
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
شکل زامبی ها شده
لیلی رضایی
لیلی رضایی
٩٥/٠١/٢٨
٠
٠
کسی که رفته ارزش تره خورد کردن هم نداره..چه برسه به دل نگاری و جمع کردن حس غم و اندوه و ترحم و..و..و..که انگاری تمومی نداره..تو چه چرخه باطلی افتاده مظلومیتی به اسم کلمه
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

همواره شک مهمان من است

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تو ابراهیم نبودی

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

تن‌های سرد

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

نمی دانستم!

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

غریبه ها

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

یاکریم

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

گوجه سبز

٩٦/٠١/٠٢
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

تردید، تصمیم و تغییر

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خرده‌شیشه‌های تردید

٩٦/٠١/٠٥
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

هنوز عاشقم بود؟!

٩٦/٠١/٠٤
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

فقط به خاطر مانی

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

چهل سالگی

٩٦/٠١/٠٣
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

دخترکی با چشمان آبی رنگ

٩٦/٠١/٠٣
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

یک جهان مقابل من

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

حجم نبودنت

٩٦/٠١/٠٢
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

بهلول

٩٦/٠١/٠٣
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

انقلاب شکستن ظرف است

٩٦/٠١/٠٤
شعر / راه یافته به مرحله نهایی

شاه بی سپاه

٩٦/٠١/٠٢
داستان / راه یافته به مرحله نهایی

خيانت به معشوق سي‌سي

٩٦/٠١/٠٦
یادداشت / راه یافته به مرحله نهایی

ساعت بیست و پنج شب و روز سی و دوم ماه

٩٦/٠١/٠٥
تبلیغات
تبلیغات